بسم الله الرحمن الرحيم
نشست وزيران دفاع ناتو در باره افغانستان
نويسنده: سعادت
برگزاري جلسه
وزيران دفاع ناتو در حالي است كه در ميان كشورهاي ناتو در افغانستان بر سر عمليات
هاي نظامي اين سازمان تنش هايي بوجود آمده است. روند بازسازي افغانستان از آنچه
انتظار مي رفت كند تر بوده و طالبان كه شش سال پيش شكست خورده بودند مجدداً در حال
گسترش نفوذ خود در اين كشور هستند و نشانه هاي بارز اين امر را مي توان در تحركات
نظامي آنان در مناطق جنوبي و جنوب غرب و شرق افغانستان و در تحركات سياسي آنان در
مقاطعي مانند گروگانگيري اتباع كره اي بوضوح مشاهد كرد. از طرفي اين حضور طالبان
باعث شده كه دولت افغانستان به نحوي منفعلانه با آنان برخورد نمايد تا جاييكه حامد
كرزي چندي پيش رسماً اعلام كرده بود كه حاضر به سهم دادن به طالبان در حكومت و
مذاكره با آنان مي باشد. همچنين اظهارات يكي از مقامات غربي مبني بر لزوم پذيرفتن
طالبان بعنوان يك واقعيت در صحنه ي افغانستان و مذاكرات دولت هاي آمريكا، انگليس و
آلمان با طالبان و معامله با آنان بر سر مناطقي مثل موسي قلعه نشان از انفعال
جامعه جهاني در رويايي با اين گروه است.
ظاهراً در باره ي
وضعيت افغانستان نگراني هايي وجود دارد و وزيران دفاع ناتو در اين خصوص تحت فشار
بيشتري قرار دارند. بخش اعظم اين فشار از سوي آمريكاست كه در حال حاضر نيمي از
سربازان ناتو را در افغانستان تأمين كرده است. پيشتر وزير دفاع آمريكا از اعضاي
ناتو به خاطر عمل نكردن به تعهدات خود در افغانستان انتقاد كرده بود. وي كه در
ابراز يأس خود نسبت به ناتو صراحت كامل داشت در خصوص كمبود مربي نظامي براي آموزش
نيروهاي امنيتي افغانستان اظهار نگراني كرد و گفت: "اين كشورها به قول
تابستان گذشته داير بر ارائه كمك به افغانستان عمل نكرده اند. من قانع نشده ام كه
كشورهاي عضو ناتو كه بيش از دو ميليون سرباز، ملوان، تفنگدار دريايي و نيروي هوايي
دارند نمي توانند منابع اندك اضافي كه قول آن داده شده بود را تامين كنند".
با گذشت شش سال از
حمله آمريكا به افغانستان و شكست طالبان در اين كشور و استقرار نيروهاي آمريكايي و
ناتو، آنگونه كه انتظار مي رفت پيشرفتي در بازسازي و تأمين امنيت براي كشور و مردم
اين سرزمين حاصل نگرديد و حتي آنها به بسياري از وعده هايي كه به دولت و مردم
افغانستان داده اند نيز عمل نكرده اند. بخصوص در بحث تآمين امنيت كه هر روز شاهد
ناامني هاي بيشتر در اين كشور هستيم و درگيريهاي مختلف و انفجارات و حملات انتحاري
كه از سوي گروههاي مخالف و يا طالبان صورت مي گيرد، براي مردم آرامش و آسودگي خاطر
باقي نگذاشته است.
از ديگر ارمغانهاي
برقراري امنيت توسط آمريكا و ناتو اينكه ناامني هايي كه تمركز آن بيشتر در مناطق
جنوبي افغانستان بود گستره خود را تا مناطق غرب و ديگر مناطق اين كشور افزايش داده
است.
در اينجا اين سوال
مطرح مي شود كه چگونه است كه آمريكا و ناتو كه در رويايي با گروههايي كه نسبت به
عده و عده ي آمريكا و اعضاي ناتو در افغانستان گروهك بيشتر به حساب نمي آيند چنين
عاجز و درمانده شده اند؟ مگر طالبان و القاعده بعد از حضور آمريكا و ناتو در
افغانستان پديده ي نوظهوري هستند؟ مگر نه اينست كه خود آنها را براي اهداف قبلي
شان روانه افغانستان كرده اند؟ آيا اين شائبه كه اراده اي جدي براي برخورد با
عوامل ناامني در افغانستان از سوي غرب وجود ندارد غير منطقي است؟ آن هايي كه ادعاي
كشورگشايي و اشغال دنيا را دارند چرا در اين صحنه زمين گير شده اند؟ چرا با گذشت
شش سال از حضورشان در افغانستان و با وجود امكانات و سلاح هاي پيشرفته اي كه در
اختيار دارند هيچ اثري از امنيت در اين كشور از خود بجا نگذاشته اند؟
اشغالگران بايد
اين نگته را بدانند كه اگر در زمان اشغال افغانستان تا حدودي مورد استقبال واقع
شدند، نه به اين دليل بود كه به آنان به ديده ي منجي نگريسته مي شد بلكه ملتي كه
سال ها قرباني ناامني ها و اختلافات داخلي و كشت و كشتارهاي بي مورد بود مانند
تشنه اي در بيابان از ديدن سراب استقبال مي كرد و به همين دليل در مقابل اشغالگران
بعنوان "سراب صلح" منعطف گرديده بود.
در خصوص ناامني
هاي افغانستان نكته جالب توجه اين است كه بيشتر اين ناامني ها در اثر عمليات نظامي
ناتو عليه مخالفين در مناطق غير نظامي است كه اگر تلفات غير نظاميان در آن بيش از
نظاميان نباشد، كمتر نيست و آن ها به بهانه مبارزه با تروريسم مردم بي گناه
افغانستان را به خاك و خون مي كشند و پس از آنكه مشخص شد كه حاصل اين عمليات صرفا
كشتار غير نظاميان بوده است با توجيه اينكه " آن منطقه مشكوك به حضور مخالفين
بوده است و . . . " نهايتاً به عذرخواهي ساده اكتفا مي كنند. تاكنون صدها نفر
از مردم بي گناه و مظلوم افغانستان در حملاتن هوايي نيروهاي آمريكايي و ناتو و . .
. در افغانستان به خاك و خون كشيده شده اند. خوب است يادآوري كنيم كه عجز آمريكا
در تأمين امنيت عراق نيز مهر تأييدي بر اين ناتواني در افغانستان است. چرا كه در
عراق نيز حضور اشغالگران جز افزايش ناامني و قرباني شدن ده ها نفر غير نظامي در
مناطق مختلف آن كشور نتيجه اي ديگر نداشته است.
آمريكا با انتقاد
اخير خود از ناتو قصد دارد اهمال در مبارزه با ناامني در افغانستان را به گردن
ساير اعضاي ناتو بيندازد و خود را از آن مبرا سازد و آن ها را مقصر اصلي در اين
امر قلمداد نمايد.
از همه اين مسايل
مي توان اين واقعيت را بيرون كشيد كه حضور آمريكا و غرب در افغانستان با شعار تامين
امنيت و بازسازي بهانه اي است براي نفوذ در منطقه بويژه آسياي مركزي كه حوزه نفوذ
سنتي روسيه بوده است كه مي تواند گام مهمي در جهت سلطه آمريكا و كاهش قدرت مانور
مسكو در منطقه باشد.پايان