بسم الله الرحمن الرحيم
پرتو خورشيد
سايت اميد وطن
گردآورنده: قيام الدين وصال
بيشتر از يكصد سال از ايام تولد روح الله الموسوي الخميني(ره) ميگذرد و 18 سال
از زمان درگذشت اين مرد بزرگ تاريخ اسلام گذشت، بسياري از كساني كه با نام امام
خميني آشنايي دارند و شنيده اند هنوز از خود سؤال مي كنند كه اين مرد بزرگ كي بود
و رمز و راز موفقيت ايشان چه بوده است. آيا امام خميني(ره) تنها يك رهبر و
سياستمدار بود يا يك فقيه عالم و ديني و يا اينكه يك مجاهد شجاع و يا مفسر قرآن و
يا . . . بوده است؟ آنچه به يقين مي توان در باره ايشان گفت: اينكه امام خميني(ره)
به دنبال مسايل دنيوي نبود. اهل عبادت، اهل دل، اهل خلوت با خداي خودش بود.
اهل عبادت در نيمه هاي شب – اهل دعا و تضرع به درگاه خداوند سبحان بود، ارتباط
با خداوند تبارك و تعالي در سرلوحه تمام امورات ايشان قرار داشت، شعر مي گفت و معنويت
و عرفان خاطر داشت. آنچه در ذيل مي خوانيد خلاصه و قطره اي از درياي بيكران معرفت
و خودسازي حسن اخلاق و سلوك رفتارهاي خداپرستانه آن روح مهاجر است كه از كتاب پرتو
خورشيد برگرفته شده است.
1-
ساده زيستي
اجاره نشيني
امام از اول عمرشان چه وقتي كه در شهر قم بودند و چه موقعي كه به نجف اشرف
تبعيد شدند و چه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران تا آخر عمر شريفشان خانه و ملك
شخصي نداشتند و تا آخر عمر اجاره نشين بوده اند.
بي نيازي
زمانيكه امام خميني(ره) در نجف اشرف در عراق تبعيد بودند؛ بعلت گرماي زياد
آنجا روزي يكي از كويت كولر مي فرستند كه به ايشان هديه بدهند، هرچه تلاش كردند
امام اجازه ندادند كولر را در خانه نصب كنند و فرموده بودند: به صاحبشان
برگردانيد. در طول مدتي كه ايشان در نجف بودند حاضر نشدند يك ماشين خصوصي(شخصي)
داشته باشند و با ماشين هاي كرايه اي رفت و آمد مي كردند.
ساده تر از طلبه معمولي
امام خميني(ره) در مدت 13 سالي كه در شهر نجف عراق بودند به ساده ترين شكل
زندگي كردند، حتي به اندازه طلبه هاي معمولي هم از وسايل رفاهي بهره مند نمي شدند.
بعلت گرماي زياد نجف در تابستان بعضي از طلبه ها به كوفه سفر مي كردند كه هواي خنك
تري داشت ولي امام خميني(ره) در تمام سال در نجف مي ماندند
2-
قناعت و زهد
كليد صندوق، حساسيت در بيت المال
زمانيكه امام خميني(ره) در نجف بودند چون قيمت اجناس زياد بود، به آقاي شيخ
عبدالعلي قرهي (صندوق دار) مي فرمايند: ماهانه 30 دينار براي مصارف منزل آقا مصطفي(فرزند
امام) خرج كن. با وضعيت قيمت اجناس اين مبلغ كفاف زندگي را نمي كرد و بسيار سخت
بود. آقا مصطفي خدمت آيت الله كليم مي رود و ايشان نيز قرار مي گذارد ماهانه شش
دينار به آقا مصطفي شهريه بدهند. وقتي مطلب به گوش امام خميني(ره) مي رسد ايشان به
آقاي قرهي مي فرمايند:"از اين ماه به مصطفي ماهانه 24 دينار بدهيد" (شش
دينار آقاي كليم را از مصارف ماهانه كم مي كنند)
آقا مصطفي به امام عرض مي كنند كه آقا چرا اينطور كرديد؟
امام خميني(ره)كليدي را از جيبشان در مي آورند و مي فرمايند:"اين كليد حيف
خودت برو هر چقدر مي خواهي بردار! من نمي خواهم به جهنم بروم تو اگر مي خواهي به
جهنم بروي برو"
بدون كفن
مطلبي كه مي تواند براي همه ما بسيار پند آموز باشد اين است : شبي كه مي
خواستند امام خميني(ره) را غسل بدهند و كفن كنند ديدند كه اين رهبر عظيم و بزرگ
مرد عالم اسلام حتي يك كفن از خود ندارد و اين نشان دهنده نفس مهذّب و خصلتهاي
پيامبر گونه او بود.
دقت در خريد
امام خميني(ره) مسئولين دفتر خود را موظف كرده بود كه كارهاي عمومي و بيت
المال را از امور شخصي زندگي جدا كنند. تمام مصارف زندگي شخصي منزل امام از غير
سهم امام و بيت المال تامين مي شد.
ايشان براي امورات زندگي خود جدولي تهيه كرده بودند كه مسئولين دفترشان طبق آن
جدول هر روز موظف به ارايه گزارش كليه خريدها و وسايل شخصي به ايشان بودند.
بارها پيش مي آمد كه امام خميني(ره) اعضاي دفتر را مي خواستند و به عنوان مثال
مي فرمودند: " اين افزايش ده يا بيست توماني كه در جدول ديده مي شود براي
چيست"؟
روزي يك نفر از افراد دفتر را خواستند و فرمودند:"در منزل من روزانه سه
قرص نان مصرف مي شود، در حالي كه در جدول و صورت حساب يك قرص نان اضافه خريداري
شده، براي چيست؟"
هر زمان افراد دفتر مي خواستند براي ايشان وسيله تهيه كنند به آنان مي
فرمود:" زمان خريد جنس با فروشنده جنس طي كنيد، ما حق پس دادن آن جنس را
داشته باشيم" چون بارها اتفاق مي افتد كه وسيله اي را براي امام مي خريدند و
خدمتشان مي بردند ولي ايشان مي فرمودند: گران قيمت است و ما آن را پس مي داديم.
جوراب وصله دار
روزي در نجف اشرف يكي از اعضاي دفتر و اطرافيان ايشان مشاهده مي كند كه جراب
حاج آقا مصطفي پاره است، به شوخي از ايشان علت سوراخ بودن جوراب را سؤال مي كند،
در جواب مي گويد: " آقا پول نمي دهد"
و من تا آن روز كم و بيش اطلاع داشتم كه پدر بزرگوارشان مانند ساير طلاب
ماهيانه مبلغي به ايشان مي دهند كه بيشتر از تكافوي مخارج اوليه زندگي شان را نمي
كند.
امام و ورزش
امام خميني(ره) ورزش را دوست داشتند ولي رشته خاصي را ترجيح نمي دادند. به
ورزش كشتي و ورزش باستاني علاقه مند بودند. اما ژيمناستيك بيشتر از ساير ورزش ها
جلب نظر ايشان را مي كرد.
در پرش طول و ارتفاع خودشان در كودكي تمرين داشتند و دو دست و يك پاي ايشان در
اثر همين ورزش ها شكسته بود، بيشت از ده جاي سر و چند جاي پايشان نيز شكسته بود.
دقت در سلامتي
امام خميني(ره) از ايام جواني سخت در فكر سلامتي خود بودند. كتابهاي غذاشناسي
را مطالعه مي كردند و از نحوه پخت و پز غذاها آشنايي داشتند.
3-
مطالعه و پركاري
زمانيكه امام خميني(ره) مطالعه مي كردند، يك كلمه حرف نمي زدند مگر اينكه از
ايشان سؤالي مي شد كه به اندازه سؤال جواب مي دادند وقتي اذان مي شد همين كه الله
اكبر اذان شنيده مي شد قلم را زمين مي گذاشتند و آماده نماز مي شد ند.
كار مداوم
پشتكار امام خميني(ره) عليرغم كهولت سني كه داشتند تا آن اندازه بود كه هيچ كس
از نزديكان ايشان نمي توانند ادعا كنند كه حتي براي يكبار امام خميني(ره)را در حال
بيكاري و يا گذراندن بيهوده وقت ديده است. در زندگي امام خميني(ره) چيزي به اسم
تعطيلي در كار مردم و انقلاب اسلامي وجود نداشت.
استفاده از فرصت
ها
امام خميني(ره) از كمترين وقت خود براي مطالعه نوشتن يا عبادات استفاده مي
كردند. اگر آثاري كه از ايشان تاليف و به چاپ رسيده مطالعه شود و آن را به عمر پر
بركت ايشان تقسيم كنيم به خوبي مي فه ميم كه چگونه از ساعات و حتي دقايق عمر خود
استفاده كرده است.
مطالعه حتي در
بيمارستان
امام خميني(ره)
حتي در شب قبل از ع مل و روي تخت بيمارستان با وجود سرمهاي غذايي و دارويي و ضعف
زياد از مطالعه و قرائت قرآن و تهجّد و نماز شب غافل نمانده و حاضر نبودند لحظه اي
هر چند كوتاه و گذرا از عمر خود را بيهوده بگذرانند.
4-
عواطف و مهرباني
برخورد عاطفي
مرحوم سيد احمد خميني فرزند حضرت امام(ره) مي گويد: "امام شديداً عاطفي
بود، مثلاً وقتي نجف بودند و گاهي خواهرهايم از ايران مي آمدند، و بعد مي خواستند
بروند طوري بود كه من هيچوقت موقع خداحافظي قدرت ايستادن توي حياط و ديدن خداحافظي
آنها را با امام نداشتم. مي گذاشتم و مي رفتم. مرحوم برادرم (آقا مصطفي) هم همين
را مي گفتند كه من آن لحظه خداحافظي را نمي توانم ببينم چون امام تا آن حد با
فرزندان خود عاطفي برخورد مي كنند كه ا نسان تحملي ديدن آن را ندارد اما يك ذره
شما فكر ك نيد اين مسايل روي تصميم گيريهايشان و يا در آن كارهايي كه مي خواهند
بكنند اثر دارد، ندارد".
پاسخ نامه دختر شش ساله
دختر بچه شش ساله اي براي ا مام نامه نوشته بود كه امام خميني دوست دارم بيايم
و شما را ببينم ولي اعضاي دفتر نمي گذارند. امام خميني(ره) با خط خودشان نوشتند
"بسمه تعالي، دخترم نامه ات را مطالعه كردم، تو هر موقعي كه دلت مي خواهد مي
تواني بيايي اينجا" بعد يكي از اعضاي بيت خود را مكلف مي كنند كه بايد اين
نامه را به درخانه اين شخص برسانيد تا هر موقعي كه اين بچه دلش خواست بيايد اينجا.
كمك به ديگران
روزي بر حسب اتفاق تعداد مهمانان منزل امام زياد شده بودند پس از اينكه غذا
خوردند و ظروف را جمع كردند امام خميني(ره) به آشپزخانه مي روند سؤال مي كنند چرا
شما به آشپزخانه آمده ايد. مي فرمايند: "چون امروز ظروف زياد است آمدم كمكتان
كنم" ايشان اين قدر رعايت حال و حقوق ديگران را مي كردند.
5-
آرامش خاطر و شجاعت
ترس دشمن
حضرت آيت الله مشكيني يكي از علماي
برجسته مي گويند: امام خميني(ره) به من فرمودند وقتي كه مامورين ساواك، سازمان
امنيت و اطلاعات شاه) آمدند ابتداء در را شكستند و ما را گرفتند و بردند و گذاشتند
داخل ماشين. در راه كه داشتند مي رفتند آنها مرا مي بردند از شهر قم به تهران و
خودشان مي لرزيدند. ايشان مي گويند: امام خميني(ره) گفتند: "به جدم من
نترسيدم"
فقط خدا
يكي از دانشمندان بسيار موثق مي گويد: با دعده اي از فضلا در حضور امام نشسته
بوديم. سخن درباره قدرتهاي بزرگ دنيا بود. ايشان فرمودند:"من تاكنون به ياد
ندارم از چيزي يا كسي ترسيده باشم، جز خداوند متعال"
شب تبعدي
درباره شبي كه امام خميني(ره) را گرفتند و به تركيه تبعيد كردند مشهدي حسين خادم
امام مي گويد: آن شب امام خميني(ره) به مامورين گفتند: " اين چه بساطي است،
چرا شلوغ كرديد؟ خجالت نمي كشيد. يكي از شما مي آمد در خانه را مي زد مي گفت كه
خميني بيا، من هم مي آمدم"
ايشان مي گويد: بعدها امام خميني(ره) تعريف كردند كه : موقع رفتن به تهران
(توسط مأمورين امنيت) به چاه نفت كه رسيديم گفتم تمام اين بدبختيهاي ما به خاطر
اين نفت است، شما چرا اين جور مي كنيد و از آنجا تا تهران من با اينها(مأمورين)
صحبت كردم و يكي از اينها پيش من نشسته بود تا تهران گريه كرد.
چرا مي ترسي
در زمان تصرف لانه جاسوسي آمريكا اكثر مسؤولين مخالف بودند و هر روز مسأله
تازه اي مطرح مي كردند. يكي مي گفت: با آمريكا نمي شود جنگيد، ديگري مي گفت:
آمريكا در منطقه نيرو پياده كرده، يكي مي گفت: ناوگان آمريكا آمده است، ولي امام
مي فرمود: " آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند" وقتي يكي از شخصيتهاي
انقلابي از توطئه ها پيش امام گله كرد، امام با آرامي دست به سينه ايشان زد و
فرمود: "تو چرا مي ترسي؟ هيچ طوري نمي شود".
6-
صلابت و وقار
نشاط جواني
مرحوم آقاي پسنديده برادر حضرت امام خميني(ره) نقل كرده اند: " امام
خميني(ره) در جواني در دويدن و مسابقه دو نفر اول جوانان شهر خمين بودند و در سن
هشت ، نه سالگي بيشترين حد پرش را نسبت به ساير همبازيهاي خود داشتند كه يك بار هم
پايشان آسيب ديد."
يكي از همبازيهاي نوجواني امام مي گفت: در محله سبزي كاران خمين بچه هاي محل
جرات اينكه حرف بد بزنند و فحش بدهند و لات گري انجام بدهند از ترس امام كه گاهي
اوقاع از محل عبور مي كرد نداشتند.
جواب سنجيده
امام خميني(ره) معمولاً در مجالس سكوت اختيار مي كردند مگر موقعي كه كسي از
ايشان چيزي مي پرسيدند. بر خلاف بعضي كه وقتي كسي خدمتشان مي رسد شروع مي كنند به
صحبت كردن كه بله نظريه من چنين و چنان است امام خميني(ره) ساكت مي نشستند اگر كسي
چيزي مي پرسيدند جواب مي دندن آنهم جوابهاي سنجيده و حساب شده.
سكوت در جدال
امام خميني(ره) در مباحثات علمي كاملا اهل بحث و دقت بودند و مطالب را بطور
دقيق بررسي مي كردند و به اشكالات پاسخ مي دادند لكن در جلساتي كه بحث بصورت
خودنمايي و جدال مطرح مي شد سكوت مي كردند اگر كسي سؤال مي كرد جواب مي دادند و
الاّ ساكت بودند و گوش مي دادند.
7-
تقيّد به آداب شرع
رعايت بيت المال
مرحوم حاج احمد آقا فرزند امام خميني(ره)مي فرمود: در شهادت مرحوم حاج آقا
مصطفي فرزند امام والده شان ده، پانزده روز در خانه فرزندش كه شهيد شده بود، بودند
و تلفني كه در منزل آن مرحوم بود تلفني نبود كه صفرش آزاد باشد، تا هركس كه مي
خواست با هر جاي ايران تماس بگيرد. والده (خانم امام) كه بچه اش شهيد شده است گفت:
يك تلفن هم نيست من با بچه هايم در ايران تماس بگيرم. امام فرمودند: " خانم
شهادت و مرگ مصطفي يك چيزي است، استفاده از بيت المال يك چيز ديگر اين از بيت
المال مسلمين است. من شرعاً نمي توانم اجازه بدهم شما از تلفني كه بيت المال
مسلمين است هر روز تماس بگيري با بچه هايت. اين جداست و آنهم جداست.
اولين توصيه به خانواده ها
تنها چيزي كه امام خميني(ره) غالباً در خانواده ها توصيه مي كردنتد تا اول از
همه به آن عمل كنند انجام واجبات و دوري از محرمات بود.
تذكر شرعي
فاطمه طباطباعي عروس امام خميني(ره) مي گويد: " امام خميني(ره) شديداً از
كسي كه خلاف شرع انجام مي داد ناراحت مي شدند و خيلي حالشان برانگيخته مي شد. يعني
يك وقت سر سفره نان خوردن دست ما از حد مجاز از آستين بيشتر بيرون مي آمد تذكر مي
دادند.
ناراحتي از گوشه و كنايه به مسلمانان
روزي در مجلسي عده اي از فضلا و اهل علم نشسته بودند از امام خميني(ره) يك
سؤال علمي كردند. در واقع يكي از آقايان به يكي ديگر از علما گوشه و كنايه زد.
چهره امام خميني(ره) برفروخته شد و فرمودند: "منزل من جاي گوشه و كنايه نيست،
مجالس بايد مجالس خدايي باشد، مجالس نمي توانند جوري باشند كه كسي در آن به مؤمنين
و مسلمانان گوشه و كنايه بزند.
احترام به همسر
زهرا مصطفوي، دختر حضرت امام خميني(ره) مي گويد: حضرت ا مام از نظر شرعي و از
نظر اخلاق اسلامي نهايت احترام را به مادرمان مي گذاشتند و در حد شرعي از ايشان
توقع داشتند اما بعد از ازدواجشان به مادرم گفته اند كه "من از تو اين را مي
خواهم كه فعل حرام انجام ندهي و فعل واجب را انجام بدهي، غير از اين من هيچ به
كارتو كار ندارم".
قصاص شكنجه گر
آيت الله موسوي اردبيلي از علماء برجسته در سال 1359 در مصاحبه با روزنامه
اطلاعات گفتند: "امام خميني(ره) اينجانب را مأمور نمودند تا براي رسيدگي به وضع
زندانها هياتي تشكيل دهم. ايشان (امام) از شايعه شكنجه در زندانها سخت ناراحت
بودند و فرمودند اين هيات بايد با قاطعيت از تمام زندانها بازديد نموده و در صورت
ثبوت شكنجه بايد شكنجه گر قصاص گردد و براي اطمينان بيشتر امام نماينده اي در اين
هيات قرار دادند تا اين هيات با اختيارات تمام به زندانها بروند و بازندانيها تماس
برقرار نمايند. پايان
12/3/1386
www.omidevatan.com