كاپيتولاسيون
از منظر امام خميني (ره)
سايت اميد وطن
اشاره:
تاريخ سياسي ايران با پيروزي انقلاب اسلامي به
رهبري الهي آيت الله خميني در 22 دلو سال 1357( ه.ش) وارد مرحله تازه اي شد و
توانست سرمشق بسياري از جنبشهاي اسلامي معاصر قرار گيرد. تلاش آمريكا براي مداخله
در امورات داخلي ايران در دوران پادشاهي محمد رضا پهلوي به اوج خود رسيده بود. به
قسمي كه تا حد تغيير و تبدل نخست وزير پيش رفته بود. تلاش آمريكا براي مصونيت
قضايي سربازان و اتباع آمريكا در ايران كه به كاپيتولاسيون معروف است نخستين بار
توسط امام خميني مورد مخالفت قرار گرفت و بعدها به نمادي براي همبستگي گروههاي
مدافع انقلاب اسلامي تبديل شد. بررسي حركت انقلابي امام خميني در اين زمينه، مي تواند در شرايط فعلي كه كشورمان در
اشغال نظامي آمريكا است و هر روز به شيوه هاي گوناگون سعي مي كنند براي اتباع
متجاوز خود مصونيت ايجاد كنند، آموزنده است. گروه پژوهش سايت
نويسنده
: داكتر صلاحي
پس از كودتاي 28 اسد 1332، امريكا به عنوان قدرت برتر در سياست خارجي
ايران مطرح شد. محمدرضا پهلوي كه سلطنت باز يافته خود را مجديون امريكا ميجديد،
فصل ججديجدي در رابطه خود با دولت امريكا آغاز كرد. به راه انداختن بساط حزب بازي
( اقبال؛ حزب مليون، علم؛ حزب مردم ) در راستاي جلب نظر امريكائيان بود.
شروع برنامه اصلاحات نيز برنامه جديگري بود كه در سياست خارجي امريكا «دولت كنجدي»
و به منظور جلوگيري از نهضتهاي آزاجديبخش و حمايت از نظامهاي طرفدار غرب و
ممانعت آنها از پيوستن به بلوك شرق، تنظيم شده بود.
شاه ايران كه مهارت زياجدي در تطبيق خود با سياست امريكا داشت، لاجرم
سياستهاي مورد نظر آنها را در پيش گرفت. با رحلت آيتالله بروجرجدي در فرورجدين
1340 و احساس عدم وجود مرجعيت مطلق شيعه، زمينه براي تحقق اصلاحات مورد نظر امريكا
فراهم گشت. با انتصاب علي اميني به نخستوزيري ( ارجديبهشت 1340)، شخصيت سياسي
محبوب امريكاييها، وي تلاش كرد تا از خلاء رهبري مطلق مذهبي در ميان مراجع
استفاده كرده و با رايزني با تني چند از ايشان، نظر مساعد آنهارا جلب كند. به دنبال
تصويب برنامه اصلاحات ارضي در بيستم جدي 1340، لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي در
16 ميزان 1341 و در دولت علم به تصويب رسيد كه گام مهم جديگري براي مواجههي با
مذهب و هماهنگي با امريكا تلقي ميشد.
امام خميني (ره) در برابر اين اقدام رژيم ايستاد، چرا كه اين نگراني وجود
داشت كه اين اقدام راه را براي مشاركت بهائيان در حيات سياسي كشور هموار ساخته و
موجب تقويت عمال بيگانه در كشور شود. مقاومت سرسختانه امام خميني (ره) و جديگر
علما، گرچه باعث لغو اين لايحه در قوس همان سال شد، اما رژيم وابسته به ايالات
متحده نميتوانست برنامههاي جديكته شده را اجرا نكند. از اين رو شاه در جدي 1341
ـ سالروز اصلاحات ارضي ـ به طور رسمي اعلام كرد كه قصد دارد اصول ششگانهاي را به
رفراندوم بگذارد. اين اصول كه شاه آنها را انقلاب سفيد ناميد، در واقع همان
دستوراتي بود كه امريكايي ها به وي داده بودند.
نظيم شدن اين اصول در واژههاي زيبا به سبب آن بود كه مخالفت با آن مخالفت
بامصالح ملي و منافع عمومي تلقي شود، اما اين ظواهر فريبنده مانع از آن نشد كه
امام خميني دست به افشاگري بزند. وي نخست علما و سپس مردم را متوجه خطراتي كرد كه
استقلال و عظمت كشور را در آينده نزجديكي، قرباني هواي نفساني حاكميت و بيگانگان
ميكرد. به رفراندوم گذاردن اين اصول باعث شد تا امام (ره) در 2 دلو 1341 طي
اعلاميهاي آن را تحريم و بيارزش معرفي كند. تحريم امام خميني (ره) باعث شد تا
پوچ بودن رفراندوم از نتيجهي ادعايي آن ـ 9/99%ـ مشخص و رهبري ايشان در برابر
حاكميت وارد مرحله ججديجدي شود؛ مرحلهاي كه قيام 15 خرداد 42 عليه رژيم پهلوي،
نقطهي عطف آن به شمار مي رود. حمله بيمحاباي امام (ره) به شخص شاه، امريكا و
اسرائيل موجب اتخاذ تصميماتي شد كه از جمله آن حذف فيزيكي امام خيمني (ره) پس از
دستگيري و برخي جديگر از علما بود؛ اما اعتراض علما و فشار افكار عمومي، سرانجام
موجب عقبنشيني رژيم و آزاجدي امام گرجديد. با به حاشيه رانده شدن جريانهاي مليگرا
و چپ و انتقال رهبري حركت به نيروهاي مذهبي و در رأس آنها امام خميني (ره)، شاه و
امريكا احساس خطر كردند و براي جلوگيري از فراگير شدن جنبش، طرح جديگري از سوي
امريكا مطرح شد. تصويب اين طرح در مجلس به
منزله اعلام پذيرش و تكميل حلقه مفقوده وابستگي حكومت پهلوي به ايالات
متحده به شمار ميرفت و آن تصويب كاپيتولاسيون در مجلس شوراي ملي بود.
تصويب كاپيتولاسيون در مجلس نه تنها به منزله تحقير ارزشهاي ملي مذهبي
جامعه ايران به شمار ميرفت، بلكه بيانگر نهايت وابستگي رژيم در برابر امريكا و
حتي تلاش عليه منافع ملي و نافي استقلال كشور و پايان همه جوانب هويت ايران و
ايراني و در يك كلام اعلام مرگ تاريخي فرهنگ و مذهب ايرانيان به جامعه جهاني بود.
از اين رو امام خميني (ره) پس از اطلاع از اين حادثه، در حالي كه به شدت
بر افروخته بود كلام خود را با آيهي استرجاع شروع كرد، تا اعلام نمايد تصويب چنين
مصوبهاي در مجلس، به منزله پايان حيات ايران و ايرانيان است.
مخالفت آشكار امام خميني (ره) با كاپيتولاسيون، ماهيت رژيم پهلوي، امريكا
و طرحهاي اين كشور را براي از بين بردن استقلال ايران، بيش از پيش روشن ساخت و در
سقوط دولت پهلوي بيش از جديگر حوادث، تأثير گذارد.
تصويب لوايحي چون اصلاحات ارضي و انجمنهاي ايالتي و ولايتي و انقلاب
سفيد، ميتوانست در ظواهر فريبنده، حتي براي خود، پشتيباناني نيز بيابد و با
مانورهاي تبليغاتي رژيم هر نداي مخالفي را خاموش و سركوب سازد، اما تصويب
كاپيتولاسيون هيچ توجيه منطقي و تبليغاتي نداشت. حافظه تاريخي ملت ايران هيچگاه با
واژه كاپيتولاسيون روي خوش نشان نداده بود و تحميل آن را بر كشور ناشي از شكست
قاطع ايران در جنگهاي دوم خود با روسيه دنبال ميكرد كه شايد چارهاي جز پذيرش
وجود نداشت، از اين رو مخالفت امام خميني (ره) با چنين مصوبهاي، در حقيقت نجات
ملت ايران از قرباني شدن حيثيت، شرف و
عظمتش در پاي قدرت هاي استعماري و در رأس آنها امريكا بود.
تبعيد امام (ره) به تركيه و سپس به عراق، براي جلوگيري از تداوم نهضت بود،
اما اين اقدام نه تنها موجب انسداد و تداوم حركت نشد، بلكه فرصت سازي امام (ره) در
شرايط غير سياسي حاكم برحوزه نجف، باعث شد جبهه نويني عليه حاكميت استبداجدي و
استعماري در ايران فراهم گردد و از طريق ارتباط با عناصر برجسته انقلابي، نهضت به
صورت بنياني،دست به كادر سازي زند، به گونهاي كه با شروع نخستين جرقه، انقلاب با
دوره فترت مواجه نشد و رهبري انقلاب تا سقوط حكومت پهلوي و استقرار و تثبيت جمهوري
اسلامي هدايت انقلاب را در دست گرفت..
www.omidevatan.com