به نام خدا

 

وحدت ملل اسلامي از ديدگاه امام خميني

 

نويسنده : مريم انصاري

 مقدمه

سخن در اين نوشتار مختصر‌، در باب يكي از آرزوهاي عالي امام خميني (وحدت ملل اسلامي )است  كه بدون شك تحقق آن ، مجد و عظمت پيروان دين محمد (ص) را تضمين مي كند وامام خميني (ره) بعنوان احيا گر بزرگ اين دين ، از همان اوان به واقعيت اين امر واقف بوده و در طول حيات پربركت خويش از هيچ تلاش و كوششي در اين راه دريغ نورزيد و چنان در اين جهت با صدق واخلاص قدم برداشت كه به تنهايي تحقق بخش بسياري ار آمال وحدت طلبانه ي مصلحين يكصد و پنجاه ساله اخير در اين راستا گشت . ما اينك با اين پيش درآمد مي پردازيم به بررسي مساله ي بسيار مهم وحدت ملل اسلامي از ديدگاه امام خميني (ره)

 

سابقه ي تاريخي انديشه ي وحدت ملل اسلامي

وحدت مسلمين و ايجاد صف واحد در برابر دشمنان كينه توز اسلام از جمله آرمانهاي بلند  رجال و شخصيت هاي اسلامي بوده كه بخصوص بعد از پيدايي پديده ي استعمار و اجراي تز« تفرقه بيانداز و حكومت كن» مورد توجه قرار گرفته ودر مقاطع مختلفي از تاريخ يك و نيم قرن گذشته، انديشمندان و مصلحان خير انديش ، ضرورت آن را گوشزد مسلمانان ساخته اند .

    مي دانيم كه حداقل از قرون 16 و17م به بعد ، نوعي تلاش براي كشف قاره ها و سرزمين هاي بيشتر و دستيابي به ثروتها و منابع ديگر ملل از سوي اروپاييان آغاز شد و در ادامه ي اين تلاش و تكاپوي اروپاييان و غارت و چپاول سرمايه هاي ساير ملل ، پديده استعمار به ميان آمد و نخست كشور هاي پرتقال و اسپانيا و هلند و سپس فرانسه و انگلستان و اخيراٌ بعد از جنگ جهاني دوم دو قدرت بزرگ شوروي سابق و آمريكا با حرص و ولع تمام ، بيرحمانه شروع به بلعيدن منابع و ذخاير خدادادي ديگر ملل و بخصوص ملتهاي اسلامي در مناطق بسيار مهم جهان از جمله خاورميانه كردند و سر انجام با استفاده از سياستهاي گوناگون امپرياليستي و بويژه با بكاربردن سياست جداسازي واختلاف افكني ، اولاٌباتعيين مرزهاي جغرافيايي ازطريق قراردادهاي استعماري نظيرقراردادسايكس پيكو (sayx pico)  امت واحده ي اسلامي را به ملل مختلف تقسيم و سپس با استفاده از ترفندهاي گوناگون ،روحيه بدبيني و تنفر و انزجار نسبت به همديگر را بين مسلمانان رواج دادند و توانستند كه ديوار هاي بلند جدايي راميان مسلمانان بوجود آورند و فاصله هاي عميق را در ميان كساني كه به لحاظ ديني و تفكر مكتبي ، اخوه و برادر دانسته شده اند ايجاد كنند .(1) اين از يك جهت .

     در جانب مقابل ، از همان آغاز پيدايش پديده ي استعمار و اجراي تز«تفرقه بيانداز و حكومت كن» انديشمندان مسلمان ، وحدت اسلامي راطرح و مسلمين را به تشكيل صف واحد در برابر دشمنان سلطه جو و استعمارگرفراخوانده اند.

      در مطالعه جريان وحدت طلبي اسلامي ، مشاهده مي شود كه به طور كلي ايجاد اتحاد اسلامي و تشكل صف واحد اسلامي به دو دليل و انگيزه صورت گرفته است :

الف- گروهي از مصلحين مسلمان ، وحدت مسلمين را يك ضرورت سياسي و اجتماعي در برابر خطرات فزاينده ي دشمنان اسلام و به خصوص در مقابله با استعمارگران مطرح نمودند ، خطراتي كه مقاومت در برابر آنها بدون اتحاد و يكپارچگي اسلامي امكان پذير نيست . در زمره ي اين انديشمندان مي توان از سيد جمال الدين افغاني نام بردكه از وحدت ملل اسلامي بعنوان يك خواسته ي سياسي سخن به ميان آورد و با درك وضعيت اسفبار ملل اسلامي در قرن 19، چاره ي كار را وحدت و اتفاق دانسته و چنين ندا سرداد:

    « حالا وقت اتفاق است ، امروز هيچ چيز چاره ي كار را بجز اتفاق نمي كند ، آگاه باشيد كه روزگار هنوز با شما كج دارومريزراه مي رود و مواسات در فرصت مي نمايد و همين از براي شما غنيمت بزرگي است پس تفريط در آن نكنيد و قليل فرصت را از دست مدهيد كه فردا ديگر گريه مرده را زنده نخواهد كرد (2)  »

       از جمله انديشمندان و علماي ديگر كه در اين عرصه فعاليت كرده اند مي توان از آيت الله كاشف الغطاء و نيز از شاگردان سيد جمال مانند محمد عبده و عبدالرحمن كواكبي نام برد .

      ب- گروهي ديگر از مصلحين ، به وحدت ملل اسلامي از جنبه هاي فكري و فرهنگي توجه معطوف داشته وبراي از بين بردن شبهات و پندارهائي كه باعث دوري و فاصله در ميان پيروان دين حضرت محمد(ص) شده و احياناٌ آنان را درمقابل هم قرار داده است ، دست به فعاليتهاي فكري و فرهنگي زده اند .

      از زمره ي شخصيت هاي اسلامي كه در اين عرصه فعال بوده اند مي توان از آيت الله العظمي بروجردي ، سيد عبدالحسين شرف الدين و شيخ محمود شلتوت نام برد واز جمله اقدامات مؤثر و مفيد آنها در اين بخش ، تأسيس دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه در مصر مي باشد كه در مقام خود ، مؤثرترين و مهمترين قدم درراه ايجاد وحدت اسلامي به شمار مي آيد .

    در نتيجه همين گونه اقدامات بود كه شيخ محمود شلتوت فتواي تاريخي جواز پيروي از مذهب شيعه را صادر كرد و اعلام داشت :

    « مكتب جعفري معروف به مذهب امامي اثني عشري مكتبي است كه شرعاٌ پيروي ازآن مانند پيروي از مكتب هاي اهل سنت جايز مي باشد (3) »

    اما علي رغم اين گونه اقدامات وتلاش هاي علما و مصلحين در يك و نيم قرن گذشته ، وحدت ملل اسلامي تا هنوز صرفاٌ بصورت يك آرمان مطرح بوده و مطالعه ي واقعيات موجود جهان اسلام روشن مي سازد كه تحقق اين خواسته ي حياتي ، نيازمند اقدامات مهمتري هم در عرصه ي سياسي و هم محتاج كار عميق و همه جانبه ي فكري مي باشد و درست با درك همين شرايط است كه امام خميني  (ره) بعنوان مصلح بزرگ معاصر ، قدم مهم به پيش نهاد و با تلاش و اقدامات خويش ، زمينه وبستر مناسبي را براي ايجاد الفت و اخوت اسلامي بوجود  آورد .

 

امام خميني(ره) و وحدت ملل اسلامي

   وقتي سيره و روش امام خميني (ره) را در ايجاد وحدت ملل اسلامي مورد دقت و توجه قرار دهيم، مي بينيم كه اساساٌ ايشان درزمينه ي وحدت اسلامي بر دو محور مهم اتكا داشتند :

1-   محور نخست در نظر ايشان ، آگاهي دادن به مسلمين نسبت به دشمنان مشترك بود و در اين مورد ، در مقاطع مختلف ، هشدارهاي بموقع به امت اسلامي مي داد.

امام خميني (ره) ، اين موضوع رابراي همه ي مسلمانان واضح ساخت كه وجود اختلاف و نفاق در بين آنها زمينه رابراي ادامه ي سلطه ي قدرتهاي استعماري و وابستگان به آنها فراهم مي كند و لذا با فرياد رسا وبلند اين چنين ، مسلمين را مورد خطاب قرار داده و مي گويد :

      « اي مسلمانان جهان ، شما را چه شده  كه در صدر اسلام با عده ي بسيار كم ، قدرت هاي عظيم را شكستيد وامت بزرگ انساني را ايجاد نموديد ، اكنون با قريب يك مليارد جمعيت و دارا بودن مخاذن بزرگي كه بالاترين درجه است در مقابل دشمن اين چنين ضعيف و زبون شديد ، آيا مي دانيد كه تمام بد بختي هاي شما در تفرقه و اختلاف بين سران كشور هاي شما ودرنتيجه خود شماست (4) »

      ايشان همچنين درراستاي  اقدامات محوري خويش، مسلمانان دنيا را به وحدت فرامي خواند وبا نداي روح بخش و جنبش آفرين خويش مي گويد :

      « اي مسلمانان جهان كه به حقيقت اسلام ايمان داريد ، به پا خيزيد و در زير پرچم توحيد و در سايه تعليمات اسلام مجتمع شويد و دست خيانت ابرقدرتان را از ممالك خود و خزائن سرشار آن كوتاه كنيد ومجداسلام را اعاده كنيد ودست از اختلاف وهواهاي نفساني برداريد كه شما داراي همه چيز هستيد ، بر فرهنگ اسلام تكيه زنيد و با غرب و غرب زده گي مبارزه نمائيد و روي پاي خودتان بايستيد و بر روشن فكران غرب زده و شرق زده بتازيد و هويت خويش را دريابيد كه روشن فكران اجير شده بلائي برسرملت و مملكت تان آورده اند كه تا متحد نشويد و دقيقاٌ به اسلام راستين تكيه ننماييد بر شما آن خواهد گذشت كه تاكنون گذشته است .(5) »

    به اين فريادهاي بيدارگرانه ي امام خميني (ره) نه تنها در ايران بلكه در سراسر عالم اسلام گوش فراداده شد و نتايج آن نيزدركمترين زمان از مرزهاي جغرافيائي گذشت واقصي نقاط عالم اسلام را در برگرفت ؛ بگونه اي كه مسلمانان جهان عليرغم داشتن مذاهب گوناگون ، در مقاطع مختلف ، حمايت خود را از پيام وحدت بخش امام خميني (ره)اعلام كردند .

     نمونه ي بارز اينگونه حمايت را مي توان در پشتيباني قاطع مسلمين سراسر عالم و حتي سران كشورهاي اسلامي از فتواي تاريخي امام خميني (ره) در مورد كتاب كفرآميزآيات شيطاني سلمان رشدي مشاهده كردكه برغم تفاوت هاي ظاهري مليتي ، نژادي و جغرافيائي ، همه مسلمانان با اتفاق و اتحاد آن را تائيد كردند ويك نمونه ي تاريخي از وحدت دربرابرترفندهاي استكباري را به صحنه ي نمايش گذاشتند .

      2- محور اساسي دوم در فعاليت هاي امام خميني (ره) در زمينه ي وحدت ملل اسلامي ، ايجاد الفت ، محبت ، صميميت،دوستي و همكاري در ميان مسلمين و مذاهب اصلي اسلامي بود ايشان با درك صحيح وضعيت ناهنجار امت اسلامي كه دراثراختلاف و تفرقه ، شقه شقه و منفصل گشته و نيزدوري از حقيقت اسلام و وابستگي به قدرت هاي غير اسلامي ، آنان را به ملل كوچك،  ضعيف و آله ي دست بيگا نگان تبديل ساخته است ، چاره ي كاررا الفت و وحدت دانسته و در مقاطع مختلف مسلمين را بدان فرا خوانده است و مي فرمايد :« اسلام آمده تا تمام ملل دنيا را ، عرب را ، عجم را ، ترك را ، فارس را ، همه را با هم متحد كند و يك امت بزرگ رابه نام امت اسلام در دنيا برقرار كند تا كسانيكه مي خواهند سلطه اي بر اين دولت هاي اسلامي و مراكز اسلامي پيداكند ، به واسطه اجتماع بزرگي كه مسلمين از هر طايفه هستند نتوانند . نقشه قدرت هاي بزرگ و وابستگان آنها در كشورهاي اسلامي اينست كه اين قشرهاي مسلم را كه خداي تبارك و تعالي بين آنهااخوت ايجاد كرده است و مؤمنان را به نام اخوه ياد فرموده است از هم جداكنند و به اسم ملت ترك، ملت كرد ، ملت عرب ، ملت فارس از هم جدا بلكه با هم دشمن كنند و اين درست برخلاف مسيراسلام و مسير قرآن كريم است .  تمام مسلمين با هم برادر و برابرند وهيچ يك از آنها ازديگري جدا نيستند و همه ي آنها زير پرچم اسلام و زير پرچم توحيد بايد باشند . اينهايي كه به اسم مليت و گروه گرايي و ملي گرايي بين مسلمين تفرقه مي اندازند لشكرهاي شيطان وكمك كنندگان به قدرت هاي بزرگ و مخالفين قرآن كريم هستند »    

     امام خميني (ره) در راستاي همين محور اساسي ، خواستار وحدت بين المللي اسلامي بوده و همه ي مسلمانان را بدان دعوت كردند :

     « اين اخوت ايماني كه خداي تبارك  و تعالي امر به آن كرده و ميان مؤمنين منعقد ساخته ، انحصار به مؤمنين يك كشور ندارد ، اين عقد اخوت بين تمام مؤمنين دنياست ، تمام ممالك اسلام بايد با هم مثل برادر باشند و توده هايي كه در هر كشورزندگي مي كنند با توده هاي كشور ديگر مثل برادر نظر داشته باشند. » 

     ازاين فرمايشات امام خميني مي توان استنباط كرد كه در عصر حاضر ،ايشان به عنوان بزرگ منادي وحدت ملل و كشورهاي اسلامي ، اين شعور و بيداري را به مسلمين ارزاني داشت كه اگر خواسته باشند با عزت و افتخار زندگي شرافتمندانه اي داشته باشند ، راهش دوري از اختلاف و تفرقه و بازگشت به اسلام و ايجاد وحدت و اخوت اسلامي در زير لواي پرعظمت و واحد لا اله الا الله و محمد رسول الله (ص) مي باشد و لاغير.

 

پي نوشت :

  1. امت اسلامي در جاي جاي قرآن امت واحده ناميده شده است از جمله در آيه 52 سوره ي

مؤمنون – ان هذه امتكم امة واحده و انا ربكم فاتقون –

 ونيز آيه 92 سورةالانبياء – ان هذه امتكم امةواحده وانا ربكم فاعبدون –

  1. صدر ، واثقي ،سيد جمال الدين حسيني ، شركت سهامي انتشار ، تهران ، 1348 ص405
  2. همبستگي مذاهب اسلامي ( مقالات دارالتقريب ) ،ترجمه عبدالكريم بي آزار شيرازي ، نشر امير كبير ، تهران، 1357 ص 310
  3. از پيام امام به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد استقلال الجزاير 8/8/58
  4. از پيام امام به زائران بيت الحرام 1/2/1359

                                                                                     

مريم انصاري

                                                                             محصل رشته ي شيمي كاربردي پوهنتون تهران

                                                                                           12/3/1386