نامه روشنفكر تاجيك به جرج بوش

 

جناب رئيس جمهور

بنده يك آدم عادي اين كره خاكي هستم كه از ازل ميعادگاه هابيل و قابيل بوده است.

انتشار اين نامه شايد بيهوده باشد. فقط احساس مي كنم كه از انتشار آن درد من سبك نمي شود. زيرا از تجربه شما در سمت رهبري يك دولت بزرگ، پيشرفته و متمدن يقين كردم كه انسانهاي خاكي اين كره كوچك و خون آلود، واقعاً هم براي سلامتي خود حاضرند به گرگ نيز سلام كنند. چقدر وحشتناك و تصور ناپذير است. وقتي مي بيني كه جهان در تماشاي قتل وحشيانه يك نفر پيرمرد 70 ساله (صدام حسين) به دو نيمه تقسيم شده، نيمه اي مي گريد، نيمه اي مي خندد. مثل هزاران سال پيش وقتي حضرت عيسي مسيح(ع) را مصلوب كردند.

جناب رئيس جمهور

مي گويند كه شما آدم معتقدي هستيد. اجازه دهيد از شما بپرسم؛ آيا اعتقادتان از سنت پيامبران خدا منشأ و مرجع مي گيرد؟ آيا از لالا – لالايي خواني براي جنگ و قتل و خونريزي خسته نشديد كه صحنه جهان را به نمايشگاه كشتار وحشيانه تبديل كرده ايد؟ تأثرات دهشت انگيز قتل رئيس جمهوري عراق(صدا حسين) من و حتي كوچك ترين اعضاي خانواده ام را ترك نخواهد كرد. شما انسانيت را از اين جهان متمدن به هزار سال گذشته، به وحشي گري زمان هابيل و قابيل عصر ميانه انداختيد. من فجايع تاريخ خلقم و دنيا را كتاب ها خوانده و روزهاي وحشت انگيز جنگ، برادر كشي تاجيكستان كنوني را با چشم ديده و انگيزه ها و پيامدهاي آن بررسي كرده ام، اما نتيجه نهايي اين حادثه وحشت انگيز آشتي ملي كه كاملاً با سعي و همت رهبران دو جناح در گير امام علي رحمان اف و شادروان سيد عبدالله نوري بستگي داشت، براي نه فقط تاجيكان بلكه براي ساكنان منطقه نيز سرنوشت ساز بود.

صاحبنظران پروسه آشتي ملي تاجيكستان، به نقش دولت شما در حادثه تاجيكان اعتراف مي كنند. جناب رئيس جمهور از شما مي پرسم: صدام ديكتاتور بود يا شما؟ شما از آغاز فعاليتتان خود را همچون قاضي دنيا و جهانيان معرفي كرديد. كاش اين قضاوت از روي گفته خدا و پيامبران آن منصفانه و عاقلانه مي بود. ولي افسوس شما مي دانيد كه عراق به اندازه اي زندگي پير و جوان، زنان و كودكان را قطع كرديد كه صد صدام ديگر نمي توانست اين كار را انجام دهد.

دنگ، دنگ و دنگ، دنگ زنگوله كليسا را به اهداف خودتان متوازي شناختيد. آيا تصور مي كنيد كه اهداف ناپاك شما را در اين دست درازي ها و زورگويي ها مخفي مانده در حاليكه انسانهاي بدور از سياست نيز به اين اهداف پي برده اند؟ هدف تيراندازي مخفي و آشكار كاخ سفيد در افغانستان، عراق، لبنان، فلسطين، ايران و . . . چيست؟ غصه مي خورم كه كشوري مثل آمريكا را براي من دو رو نموديد؛ يك نصف رويش سياه و نصفي سفيد. بعد از قتل وحشيانه رئيس جمهور عراق (صدام) مي ترسم و نگرانم كه چه دستي چه مشتي زده نصف سفيدش را هم سياه مي كند.

مي دانيد و چون من مي توانيد تصور كنيد كه چگونه يانكي ها، بغداد شهر قصه هاي " هزار و يك شب را در يك شب" به باد دادند؟ اين كار را صدام نتوانسته بود انجام دهد. اين يانكي ها بودند و هستند كه چراغ جادويي علاء الدين را كه هزار سال در اين سمت مي سوخت، خاموش كردند و خاموش كردند و خاموش مي كنند. شهر شهرياران و شهرزاد قصه گو را سوزاندند. دريغا، كه شب "هزار دوم" شهرزاد عزيز را از دست شما رئيس جمهور، نمي توان نجات داد.

در كشور قصه ساز من مي گويند كه شما دوقلوي صدام را كشتيد. نمي دانم ولي شهرزاد، جناب رئيس جمهور در زمان اسف بار قرون وسطي، در حالي كه هر لحظه قتلش را بچشم مي ديد، رو راست و بي ريا بود. دوقلو نداشت. قصه ها و عقل جهان گيرش جاندار او بودند ولي دريغا كه شهرزاد كشته شد.

شما عالَم زيبا و ناتكرار قصه هاي كودكانه مرا خراب كرديد. چه بار سنگيني، چه يادگاري بي رحمانه اي در دل و خاطر من ميراث گذاشتيد. جناب رئيس جمهور؛ اين راهنمايي ها به سوي نور است يا ظلمت؟ به خود نمي آيم وقتي مي انديشم كه تنها احساسات عاميانه مي تواند انسانيت را به خون بكشد. مگر در اين عصر و زمان با چنين احساسات مي توان قاضي جهان را معرفي كرد؟ با اين عمل مي توان در برابر نارواييهاي جنگ گرم و سرد هم خاموش ماند و هم به آتش آن دامن زد. حيثيت و احترام هم نوع را زير پا نهاد؟ نبايد شاد بود كه با ظلم و ستم حق مردم ضايع شد. آخر چوب حق بي صداست و فرشته عدالت كار خود را خواهد كرد. انسان وقتي از كشتار وحشيانه و نمايشي پيرمرد 70 ساله ذره اي در دلش ترحم بيدار نمي شود!! از جزو صبوتي خداوند، يعني اراده و ايمان محروم بوده است. همه چيز در اين دنيا براي اغراض سياسي و وسيله امرار معاش نيست!!

جناب رئيس جمهور

من پرورده دبستان، دبيرستان و مدرسه سابق هستم، ولي زمان شوروي سابق با همه جرمي كه داشت اعتقاد و ايمان را از من سلب نكرده است. پدرم كمونيست بود، ولي ايمان و اعتقاد داشت. پدرم بين زمان قديم و جهان جديد قرار داشت. از او نوشته اي در دست من است. اين اولين ميراث عزيز پدر به من مي فرمايد:"خلق نيكو، صفت سردار انبيا و از بهترين اعمال دوستان خداست و در واقع ركن ديانت و ثمره تلاش پرهيزگاران و رياضت عابدان شمرده مي شود. اخلاق زشت، ماهيّت زهر كشتن و مهلك بودن است و از رذائل واضح و اعمال ناپسند شمرده مي شود و مانع نزديكي انسان به پروردگار و نزديگي وي به مسلك شيطان مي شود. خلق زشت دروازه اي است كه به سوي دروغ باز مي شود ولي اخلاق نيكو دروازه اي است كه به سوي بهشت پروردگار مفتوح مي گردد."

وقتي اين سطرهاي ميراث را مي خوانم، به خاطرم پدر شما رسيد. زماني كه او رئيس جمهور امريكا بود، من نوجوان بودم ولي از طريق رسانه ها به ياد دارد كه او به كليسا مي رفت. زماني كه فهميدم با دلايل و تلاش او جنگ آمريكا عليه عراق شروع شد، يقين كردم كه صفت سردار انبياء در او هست. من اول از پدرم شنيدم، بعد خواندم و يقين كردم كه "عدالت بر حسب قرآن كريم" نزديك ترين عمل به تقوا و پرهيزگاري است.

اكنون به چشم مي بينم وقتي كه انسان، تقوا و پرهيزگاري را زير پا مي گذارد، چگونه خانه عدالت و آسايش بشر آتش مي گيرد؟ باز سري به تاريخ و كتب الهي مي زنم. يقين مي دانم كه اسلام دين صلح است. ريشه لغوي نامش نيز اين معني را دارد. در انديشه و آراء اسلامي همه مذاهب الهي صلح خواه و و عدالت پرور است. هدف همه اديان نيز قبل از همه تضمين كننده حيات انساني است كه خداوند خود خالق آن است. برادري و همكاري صلح آميز با خارج نيز از پيشنهادات بنيادي قرآن است. بنا بر اين اسطوره اي كه گويا اسلام با زور و خشونت راه خود را هموار كرده است، بافته دنيا خواهان است.

اكنون بيابيم سر مسأله آزادي و دموكراسي. قانون لطف و مهر، ميراثي به من تلقين مي كن كه اصل آزادي عقيده تا آنجا محترم است كه به سعادت فرد و اجتماع لطمه وارد نسازد.

عقيده محترم كدام است؟ كه با بهانه "عراق سلاح هسته اي و شيميايي دارد" بر سر مردم بذر اجل كاشتند. عقيده محترم است؟ طرفداري آشكار و نهان از تهاجم اسرائيل به لبنان عقيده محترم است؟ آيا برهنگي و فحشا را كه از صحنه غرب به صحنه دنيا كوچ مي كند، مي توان محترم شمرد و از آن پيروي كرد؟ شما مي دانيد كه آزادي تجزيه ناپذير است و همه انسانها از جمله شما نيز حامل مسؤوليت نسبت به آن هستيد. دقيقاً با دليل تجزيه ناپذير آزادي و مسؤوليت ما نسبت به آن و اين اعتقادي كه همه ما را هم از آنها كه شناخته شده و نامور هستيم و آنهايي كه مشهور نيستيم در آن شريك و سهيم هستيم. من توجه شما را به مسأله نظر دوگانه به آزادي و سرنوشت خلل ناپذير بشر جلب مي كنم. در اين زمينه حرفهاي پردرد فيلم ساز بلند پروازه ژاپن"آكرا كروساوا" ياد مي كنم كه مي گويد:"حتي امروز هنوز مي توان باور كرد كه چنين حادثه اي در دنياي واقعي رخ داده است." كدام حادثه؟ جناب رئيس جمهور همين آمريكا بود، همان ترومن بود كه توسل به بمب اتمي را تنها راه پايان دادن سريع به جنگ جهاني دوم دانسته، به اين بهانه از روي معلومات رسمي، عامل كشته شدن230 هزار انسان بي گناه گرديد. حال آنكه همين فيلم ساز ژاپني مي گويد كه تعداد كشته شدگان از نيم ميليون نفر نيز بيشتر است." حتي امروز ما مي دانيم كه بيش از 270 نفر در بيمارستانها به خاطر تاثيرات بد زباله هاي اتمي پس از اين همه ساليان رنج و عذاب در انتظار مرگ هستند. به عبارت ديگر بمب اتمي هنوز هم سرگرم كشتن مردم ژاپن است. بدتر از اين آيا ما حق داريم عامل آن شويم كه كودكان معلول، بي مقعد، بي عصب و هشت پا به دنيا آيند؟

انسان، جناب رئيس جمهور، از انسانيت بيشتري برخوردار خواهد بود و همين را خداوند بوسيله پيامبرانش به آنها وعده كرده است. از جمله ارتباط حضرت محمد(ص) به جهان ماوراء طبيعت به صورتي بود كه نتيجه آن دريافت يك رشته تعاليم عمومي و دستورات همگاني بود و پيام آور آن فرشته وحي و دريافت كننده اش پيامبر اكرم(ص). پيام آن حضرت را براي همه انسانها به ياد شما مي آورم: "همه مردم در روزگار گذشته و حال مانند دندانه هاي شانه مساوي و برابرند و عرب بر عجم و سرخ بر سياه برتري ندارند. ملاك فضيلت تقوا و پرهيزگاري است." اين بيان امتيازات ناروا و تزئينات بيهوده حساب را در همان روزگار از بين ملل جهان برداشته و كاري را كه اعلاميه حقوق بشر امروز نمي تواند اجرا كند و حتي سازمان ملل متحد در برابر فجايع لبنان، عراق و فلسطين و قتل وحشيانه صدام حسين خاموش بود. در آن زمان قديم انجام داد.

شايد به خلقت انساني ما بستگي داشت كه حضرت عيسي(ع) رسالتش را به پايان نبرده از اين جهان رفت. ولي حضرت محمد(ص) به بالاترين درجه آسمان عروج كرد و بازگشت تا پيام خداوند را به بندگانش برساند. بنابراين هم يقين است كه پاداش عمل محصول استفاده و نتيجه بهره مندي از رهبري و راهنمايي پيامبران است كه متأسفانه در عمل و كردار شما جناب رئيس جمهور من نديدم.

جناب رئيس جمهور

محض در عرفه عيد قربان به اجرا گذاشتن حكم قاضي و به دار آويختن صدام حسين، شايد بدتر از آنكه شما مي انديشيديد، هدفي داشت.

آدميت كشته شد چون گوسفند              پيش پاي اين بت ناارجمند

من نمي خواهم در اين باره به شما توضيح دهم. حقيقت بيشتر و بهتر از ما، زبان گويا و چشم بينا دارد، ولي اين همه بي عدالتي ها، خودستيزي ها و چاپلوسي ها كه در عالم اسلام مي بينيم، نمي تواند احساس حق شناسي مرا ضعيف كند. به همين دليل به شما مي گويم كه بدترين سياستي كه آمريكا نسبت به عالم اسلام پيش گرفته است، اين سياست شماست. شما مي دانيد و بايد بدانيد جامعه اي كه پيامبر گرامي ما (ص) طرح ريزي كردند، بر اساس غلبه قوي بر ضعيف و غالب بر مغلوب بوجود نيامده بود. وي براي اولين بار در تاريخ طرز حكومت و روش نامطلوب حق حاكميت غالب را بر مغلوب كه تا زمان او به شديدترين وجه اعمال مي شد، بر انداخت و به جاي سوزاندن و با خاك يكسان كردن شهرها و كشتن دسته جمعي ملل ديگر و ويران ساختن معابد آنان (كاري كه سربازان شما در عراق نسبت به مسجد كردند) وي بر مغلوبين رحم نمود و آنها را در كمال صلح و صفا به حال خود رها نمود و آزادي كامل داد تا خداي يكتا را ستايش كند.

شما پيام و اعمال تاريخي فرستادگان خدا را ناديده گرفتيد، اگر به جاي آن اسيران "گوانتانامو" كه چند تن از آنها اتباع تاجيكستان نيز بودند، فرزندان شما مي بودند چه مي كرديد؟ و چرا يك عمر از "فيدل كاسترو" دوري مي كنيد و از " پناچيت" كه هزاران آدم را كشته است، تجليل مي كنيد؟ اكنون اجازه دهيد نامه اي را با اقتباسي از "جرج برنارد شاو" كه متعلق به بشريت است، به پايان ببرم.

" من اين مرد شگفت انگيز(( حضرت محمد(ص) )) را مورد مطالعه قرار دادم و به عقيده من نه تنها او ضد مسيح نيست بلكه منجي عالم بشريت است. تصور مي كنم اگر مردي نظير او بپذيرد كه رهبري دنيا را جدي بعهده بگيرد، خواهد توانست مسائل آن را طوري حل كند كه صلح و صفا را در جهان برقرار سازد" خداوند به شما انصاف دهد. پايان