بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ
الرَّحِيمِ
و از فرصتهاي مادي براي ايجاد اشتغال
و توليد بهره گيـريد تا به
بهشت برسيد
وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ
نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا
وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ
وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ
فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
قصص: 77
![]()
و در
آنچه خداوند به تو ارزاني داشته است، سراي آخرت را بجوي و سهم خود
را
از دنيا فراموش مكن؛ و نيكي كن همان گونه كه خدا به تو نيكي كرده است؛ و
در
روي زمين، در پس فساد مرو كه خداوند فسادانگيزان را دوست ندارد.
آنچه برنامه هاي اقتصادي اسلام را از برنامه هاي مكاتب
بشريِ شرقي و غربي و سرمايهداري وكمونيستي جدا مي كند در نظر گرفتن مسائلي همچون
هدف نهايي زندگي، اصالت انسان، ارزشهاي اخلاقي، كرامت انساني، مفهوم آزادي، هدف
مالكيت است. در اسلام، فرصتهاي مادي و بهره ها و مالكيتهاي انساني در خدمت اهداف
عاليتر و ماندگار قرار مي گيرد.
اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد : «كسي كه به دنيا به چشم وسيله
بنگرد، او را بينا مي كند و برايش سودمند است؛ و كسي كه آن را به چشم هدف بنگرد،
نابينايش مي كند و برايش مضر است.»[1]
در فرهنگ اسلامي، دنيا تجارت خانه اولياي خدا و سراي بي
نيازي و كِشتگاهِ سرايي ديگر است. قرآن در اين آيه چهار اصل مهم را به دنياداران
متذكر شده است:
1- در ميان تمام امكاناتي كه خدا به تو داده، سراي آخرت را
بجو كه گمشده اصلي توست؛
2- هر
كس بهره و سهمي در مواهب خدا دارد، تو نه سهم خويش را فراموش كن و نه سهم ديگران
را به جاي سهم خود بردارد؛
3- اساس عالم بر احسان متقابل است، پس همان گونه كه خدا به
تو نيكي كرده و به تو دارايي بخشيده است، تو هم به جامعه و به بندگان او نيكي كن؛
4- از ياد مبر كه انباشتن ثروت و سهيم نكردن ديگران مايه
فساد است و تو فساد نكن.