بسم الله الرحمن الرحيم

 

دبير كل جديد سازمان ملل متحد و چالش هاي جهاني(قسمت اول)

 

نويسنده: محمد اخلاقي

روز دوشنبه اول جنوري برابر با يازدهم جدي(بان كي مون) دبير كل جديد سازمان ملل متحد، رسماً كار خود را آغاز كرد.

وي از اتباع كورياي جنوبي و هشتمين دبير كل سازمان ملل متحد است كه در يكي از بحراني ترين شرايطي كه پديده هايي از قبيل ناامني، تروريزم، قحطي، جنگهاي منطقه اي، سياست هاي جنگ طلبانه قدرتهاي بزرگ و لشكر كشي هاي آنان در برخي از ممالك دنيا صلح و امنيت جهاني را در معرض خطر جدي قرار داده است عهده دار اين سمت بزرگ و پر مسئوليت گرديده است.

در حال حاضر بر اثر يكه تازي قدرتهاي بزرگ و بيش از همه ايالات متحده آمريكا كه خود را آقا و ارباب جهان تصور مي كند، سازمان ملل متحد از صحنه تصميم گيري هاي جهاني كاملاً به حاشيه رانده شده و در اكثر موارد به ابزاري در دست آمريكا تبديل گرديده و تنها نقش تماشاگر و توجيه كننده زورگوئي ها و سياست هاي مداخله گرانه كشورهاي بلوك غرب را بازي مي كند.

دوران "بان كي مون" بسيار سخت تر از دوران رياست كوفي عنان است، و هرگاه وي نتواند  اقتدار از دست رفته و حيثيت بر باد رفته سازمان ملل متحد را از نو احياء كند نه تنها جهان با خطر يك جنگ وسيع و فاجعه بار ديگر روبرو خواهد شد، بلكه سازمان ملل متحد نيز ممكن است در اين كشمكش هاي فزاينده بين المللي از صحنه سياست جهاني حذف و به عمر 60 ساله آن پايان داده شود،

اكنون سازمان ملل متحد با يك سلسله چالش هاي بزرگ روبرو است كه هرگاه دبير كل آن سياستمداري با  كفايت و مستقل الرأي باشد خواهد توانست از اين چلنج هاي سخت و دشوار با موفقيت بيرون شود در غير آن نمي تواند به آينده اين نهاد بين المللي، و حتي به بقاي آن چندان اميدوار بود.

بخشي از اين چلنج ها عبارتند از:

1-      ساختار كهنه و فرسوده شوراي امنيت.

امروز ملت ها دريافته اند كه اعطاي حق " وتو" به پنج عضو دائمي شوراي امنيت يك حق نامشروع و برخاسته از ساختار سياسي بعد از عصر جنگ دوم جهاني است. اين حق، ظالمانه است و شناختن پنج كشور به عنوان اعضاي دايمي شوراي امنيت، با شرايط و مقتضيات امروز دنيا سازگاري ندارد.

اكنون عصر، عصر جنگ دوم جهاني نيست  كه دنيا به غالب و مغلوب و ارباب و رعيت تقسيم شود.

از اين گذشته، غير از پنج كشور آمريكا، روسيه، چين، انگلستان و فرانسه، كشورهاي ديگري هم هستند كه در حد خود قدرت جهاني محسوب مي شوند. مثلاً اين پرسش مطرح است  كه چرا از جرگه كشورهاي اسلامي كه بيش از يك ميليار جمعيت دارند و يا از جنبش غير مسلك ها كه قوي ترين كشورها را شامل مي شود، و يا از ميان كشورهاي جاپان، برازيل، هندوستان و . .  .  هيچ كشوري عضو دايمي شوراي امنيت سازمان ملل متحد نيست؟

بنا بر اين اصلاح ساختار شوراي امنيت و تغييرات اساسي در برخي  از كميسيون ها و نهادهاي وابسته به اين سازمان، يك ضرورت مبرم و اجتناب ناپذير تلقي مي شود و همه انتظار دارند كه دبير كل جديد، لااقل براي حفظ پرستيژ و حيثيت سازمان ملل متحد، و راضي نگه داشتن چندين ميليارد جمعيت دنيا، قبل از هر كار ديگري پروژه اصلاح ساختار شوراي امنيت را روي دست بگيرد.

2-      سازمان ملل متحد از اهداف اوليه و بنيادين خود دور شده است.

يكي از مهم ترين وظايف سازمان ملل متحد، مخصوصاً شوراي امنيت اين سازمان، تامين صلح و امنيت، و جلوگيري از وقوع يا ادامه جنگهاي و بحران هاست. اساساً اين سازمان به همين منظور، در سال 1945 ميلادي و در سحرگاه پايان دومين جنگ جهاني تشكيل شده است.

اما دنيا در حال حاضر در مرداب جنگ و ناامني  در حال فرو ريختن است. امنيت و زندگي  در فضاي صلح آميز براي صدها ميليون جمعيت دنيا به يك آرمان و ايده آل بعضاً دست نيافتني تبديل شده است...

جنگ و تروريزم، جهان را تهديد مي كند،

دنيا امروز مانند شرايط قبل از وقوع جنگ دوم جهاني، به شدت ناامن شده و هر لحظه ممكن است از بهم پيوستن جرقه هاي  كوچك تر انفجاري بزرگ و مهار نشدني در اين يا آن گوشه از جهان اتفاق بيفتد،

در اين ميان سازمان ملل متحد  در خواب زمستاني خود غرق است و تاكنون به  خصوص  در سالهاي اخير، گام چندان مؤثري در راه خاتمه دادن به  جنگها و احياء  صلح و امنيت در كشورهاي عضو برنداشته است.

شاخ آفريقا به شدت ناآرام است، فلسطين همچنان در اشغال يهود و رژيم غاصب اسرائيل بسر مي برد، عراق، بزرگترين كانون انفجار در شرق  ميانه است،

افغانستان با ساطورهاي قصابي آمريكا،  ناتو، پاكستان، طالبان و القاعده، هر روز شقه شقه مي شود و برخي جنگها و منازعات منطقه اي ديگر  كه سازمان ملل متحد و شوراي امنيت به عنوان حافظ صلح و نگهبان امنيت جهاني، تاكنون نتوانسته است در حل هيچ يك از اين جنگها و پرابلم ها، گام مثبت و اميدوار كننده اي بردارد.

3-      چلنج ديگر:

سازمان ملل متحد در حال حاضر يك  سازمان مستقل و مدافع حقوق ملت هاي دنيا نيست بلكه به ابزاري در دست قدرتهاي بزرگ و از جمله ايالات متحده آمريكا تبديل شده است.

اين قدرتها، براي هر  اقدام غاصبانه و زورگويانه خود از شوراي امنيت، مهر تاييد مي گيرند و  گاهي نيز از نام اين شورا براي اشغال كشورها و تطبيق سياست هاي ظالمانه خود در جهان سوم، به عنوان شمشير بران استفاده مي كنند.

قحطي و فقر فزاينده در سطح بين المللي، مهاجرت هاي  مداوم، افزايش توليد و قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان و ... از ديگر چالش هايي است كه آقاي "بان كي مون" به عنوان دبير كل جديد سازمان  ملل متحد با آنها مواجه است. او بايد مدير و مدبّر، و شجاع و مستقل الرأي باشد تا از حيثيت و اعتبار فراموش شده اين سازمان جهاني، دفاع نمايد، در غير اينصورت سازمان ملل متحد به چيزي شبيه به عروسك خيمه شب بازي تبديل خواهد شد. ادامه دارد ...