بسم الله الرحمن الرحيم
طرح مصالحه با طالبان پيشنهاد جديد آقاي كرزي
نويسنده: غلام يحيي جاويد
حامد كرزي رئيس
جمهور افغانستان، در روز عاشورا در يكي از تكاياي شهر كابل ضمن تجليل از فداكاري
هاي شهيدان كريلا، عاشوراي حسيني را روز كاميابي و سرافرازي اسلام دانست و گفت خون
امام حسين(ع) و يارانش براي مسلمين، آزادگي، مقاومت و راه ايثار را ايجاد كرد و
مسلمانان عالم بايد از اين فداكاري ها سرمشق بگيرند.
آقاي كرزي در بخشي
از سخنان خود خواستار مذاكرات صلح با طالبان شد و گفت دولت حاضر به مصالحه با
گروههاي شورشي از جمله با طالبان و نيروهاي وفادار به گلبدين حكمتيار است.
اين سخنان مصالحه
جويانه آقاي كرزي بلافاصله با واكنش تند دو شخصيت وابسته به دو قدرت بين المللي كه
حرف اول را در افغانستان مي زنند روبرو گرديد.
دو هوپ شفر دبير
كل ناتو ضمن ابراز مخالفت با طرح مصالحه با طالبان هر نوع مذاكره و آشتي با جماعت
طالبان را كه به گفته وي اطفال و معلمان را به قتل مي رسانند دور از تصور دانست و
گفت ناتو با جماعتي كه هدف شان خراب كردن روند بازسازي و جنگ عليه دموكراسي است
مذاكره نخواهد كرد.
سفير آمريكا در
كابل نيز طرح مصالحه با طالبان را غير عملي دانست و ضمن حمله مستقيم به حامد كرزي
گفت: لازم بود رئيس جمهور افغانستان قبل از سخن گفتن در اين باره در مجامع عمومي،
ابتدا قضيه را با سفارت آمريكا در كابل، هماهنگ مي كرد.
اين اظهارات سفير
آمريكا، قبل از هر چيز ديگري بيانگر مشي مداخله جويانه قصر سفيد در كل امور مربوط
به افغانستان است و حتي مي خواهد از رئيس جمهور قانوني و منتخب افغانستان، در
تصميم گيري هاي مملكتي سلب صلاحيت كند . . .
مصالحه يا عدم
مصالحه با طالبان، يك مسأله صرفاً داخلي و مربط به امنيت افغانستان است و لذا هر
نوع تصميم گيري در اين باره به خود افغانها و قبل از همه به رئيس جمهور و مجلس
شوراي ملي ارتباط دارد.
وقتي يك سفير
خارجي در كابل، رئيس جمهور افغانستان را به خاطر پيشنهاد طرح مصالحه با طالبان
مورد سرزنش قرار مي دهد اولاً اين فرد ولو نماينده سياسي هر كشوري كه باشد از
وظيفه متعارف ديپلماتيكي خويش تخطي كرده و به رئيس جمهور قانوني يك كشور مستقل
اهانت روا داشته است و ثانياً آقاي كرزي در جريان انتخابات سراسري و با رأي مستقيم
افغانها به قدرت رسيده و مي تواند در حد صلاحيت هاي قانوني خويش اراده ملت را
تمثيل كند، لذا سفير آمريكا با اين نوع اظهارات مداخله گرانه خويش نه فقط به شخص
آقاي كرزي بلكه به اراده يك ملت توهين كرده است.
طبق قواعد متعارف
ديپلماتيك، در همچو موارد، سفيري كه از حد
صلاحيت خويش تخطي كرده است بايد احضار و مورد مؤاخذه قرار گرفته و به عنوان احتجاج
از افغانستان اخراج مي گرديد.
بهرحال از مجموع
اين قضايا، مي توان به چند نكته مهم و اساسي دست يافت:
1-
حوصله آقاي كرزي
از ندانم كاري ها و سياست هاي پشت پرده آمريكا و ناتو كاملاً به سر آمده و قصد
دارد خود بطور مستقيم و بدون اجازه سفارت آمريكا به برخي از مسايل مهم و حياتي
كشور رسيدگي كند.
2-
آقاي كرزي مجبور
است براي احياء پرستيژ و اعاده اعتبار سياسي بر باد رفته خود، نظريات و خواسته هاي
مردم را نيز تا آنجا كه در حيطه قدرت و صلاحيت اوست ملحوظ نمايد، در حاليكه بخش
اعظم اين خواسته هاي ملي با سياست ها و اهداف مجهول و نامشخص آمريكا در افغانستان
منافات دارد. بنا بر اين كرزي كه آبرو و اعتبار سياسي و مشروعيت حكومت خود را از
ناحيه مردم افغانستان بر لبه تيغ مي بيند ناگزير است در برابر اهداف فراكشوري
آمريكا، از منافع ملي افغانها دفاع نمايد. همين مسأله او را در موقعيت دشواري قرار
داده است و گاهي نيز باعث بروز اختلاف نظر شديد ميان او و مقامات ناتو و آمريكا مي
گردد. يا بايد دست بسته تسليم سياست هاي آمريكا شود و يا حق اعتراض را براي خود
محفوظ نگهدارد.
3-
اظهارات مداخله
جويانه سفير آمريكا در كابل نشان داد كه آقاي كرزي در مسايل اساسي و استراتژيك
مملكت، استقلال راي ندارد و حتي نمي تواند بدون مشوره و هماهنگي با سفارت آمريكا
در كابل، در اين گونه موارد، اظهار عقيده نمايد.
بعبارت ديگر اگر چه شايد به مذاق خيلي از قدرتمندان در ارگ رياست جمهوري و
تالار كابينه و مجلس شوراي ملي خوشايند نباشد اما از اين واقعيت تلخ نمي توان چشم
پوشي كرد كه تصميمات بزرگ در باره جنگ و صلح، و امنيت و تروريزم و امثال اين گونه
موارد، عمدتاً در خارج از افغانستان و يا در اطاق كار سفير آمريكا در كابل اتخاذ
مي گردد.
4-
اينكه آقاي كرزي
براي چندمين بار و اين دفعه با لحن صريح تر از گذشته، پيشنهاد مصالحه با طالبان را
مطرح مي كند ساده ترين معنايش اين است كه ديپلماسي جنگ در افغانستان شكست خورده
است.
پيشنهاد مصالحه با طالبان نوعي اعتراف به شكست عمليات هاي سركوب گرانه نظاميان
خارجي در افغانستان است.
آقاي كرزي بيش از هر افغان ديگر مطلع است كه با گرم شدن هوا و فرا رسيدن فصل
بهار، عمليات هاي مسلحانه طالبان و شبكه القاعده به اشكال مختلف از جمله در شكل
اقدامات انتحاري و تروريستي افزايش خواهد يافت و قوت هاي نظامي خارجي بر خلاف لاف
و گزاف ها و رجز خواني هاي جنگي خود توان سركوب طالبان و ديگر مخالفان مسلح را
ندارند.
تجربه بيش از پنج سال گذشته اين قوا در افغانستان نشان داد كه پرچم صلح و
امنيت بدست عساكر خارجي در اين كشور بر افراشته نخواهد شد.
اين ها هر قدر عمليات كردند طالبان قوي تر و منسجم تر شد ند و اكنون جنگجويان
طالب، القاعده، حزب اسلامي حكمتيار و مليشاهاي پاكستاني، نه تنها جنو ب افغانستان
بلكه امنيت پايتخت را نيز تهديد مي كنند.
اين وقايع براي آقاي كرزي كه مي خواهد سه سال ديگر نيز رئيس جمهور افغانستان
باشد در حكم زنگ خطر تلقي مي گردد.
بنا بر اين رويكرد وي به طرح مصالحه با مخالفين، يك اقدام اجباري و براي
جلوگيري از بدتر شدن اوضاع سياسي – امنيتي افغانستان است، هرگاه عمليات هاي جنگي
آمريكا و قواي ناتو بر ضد مخالفان، موفقيت آميز مي بود، او هرگز حاضر نبود به گروه
جنايتكار طالبان، باج دهد. ولي آيا طرح مصالحه با طالبان در اوضاع و شرايط فعلي
افغانستان، امكان پذير هست يا خير؟
پروژه طالبان يك پروژه صرفاً افغاني نيست در حال حاضر طالبان به يك معادله
منطقه اي و جهاني تبديل شده است، آنچه كه ما به نام گروه يا مجموعه طالبان مي
شناسيم يكعده جنگجويان متعصب و اجير شده اي هستند كه مانند مهره هاي شطرنج توسط
افراد، حلقات و برخي از دولت هاي بيروني سازماندهي شده اند.
پاكستان، در پروژه طالبان نقش كليدي و محوري دارد. آمريكا با پياده ها و صفوف
طالبان مي جنگد اما مهره هاي درشت را براي مقاصد آينده خود دست نخورده نگه مي
دارد.
دولت انگلستان نيز از كانال هاي مختلف با بعضي از حلقات سياسي و نظامي طالبان
ارتباط دارد، عربستان سعودي به شمول برخي ديگر از كشورهاي عرب منطقه نظير امارات
متحده عربي و اردن از لحاظ مالي و ايديالوژيكي جزو متحدين غير رسمي طالبان محسوب
مي شوند.
به اين صورت طالبان يك گروه جنگي صرفاً افغاني نيست بلكه ريشه هاي فرا منطقه
اي دارد و هر گلوله اي كه فير مي كند طبق يك محاسبه جهاني اين فير انجام مي شود.
تاكنون در خصوص موجوديت طالبان يك اجماع جهاني و يا حداقل منطقه اي وجود داشته
است. طبق قاعده در اين باره كه آيا طالبان بايد از بين برود و يا از طريق مصالحه
با دولت آقاي كرزي وارد دستگاه حكومت شوند نيز بايد چنين اجماعي شكل بگيرد.
در ضمن پاسخ اين سوال نيز بايد روشن ساخته شود كه ايا تقسيم قدرت با طالبان و
حزب اسلامي حكمتيار در افغانستان امروز امكان پذير هست يا خير؟
آيا مردم افغانستان، احزاب سياسي، رهبران مجاهدين، اعضاي پارلمان و ساير
نهادهاي مدني كشور، اين آمادگي را دارند كه بپذيرند بخشي از قدرت حاكمه در دست
گروه طالبان باشد؟ از سوي ديگر بالفرض دولت پاكستان و آقاي مشرف در جريان يك تعامل
سياسي، مصالحه طالبان با دولت كابل را بپذيرد آيا گروههاي تندرو مذهبي ايالت سرحد
از جمله جمعيت العلماي پاكستان به رهبري مولانا فضل الرحمن و همچنين جنرالهاي
سازمان استخبارات(آي اس آي) با چنين پيش آمدي موافقت خواهند كرد؟ اين موضوع نيز در
هاله اي از ابهام قرار دارد.
همينطور تاكنون شخص ملا عمر و شوراي رهبري طالبان، به كرّات اعلام كرده اند كه
با دولت كرزي مذاكره نخواهند كرد. آنها اين دولت را دست نشانده و شريك جرم
اشغالگران خارجي مي دانند و مي گويند در صورت خروج قواي اشغالگر از افغانستان،
موضوع مذاكره با دولت كابل را بررسي خواهند كرد.
اينكه آقاي كرزي يكبار ديگر و اين بار با صراحت و قاطعيت بيشتري طرح مصالحه با
طالبان و حزب اسلامي حكمتيار را پيشنهاد كرده و گفته است دولت حاضر است با آنها
راجع به تمام مسايل مذاكره كند به احتمال زياد ملا عمر، همان پاسخ قبلي خود را
تكرار خواهد كرد، مگر اينكه حاميان خارجي او سناريوي ديگري برايش تنظيم كرده
باشند.
مصالحه با طالبان بدون تاييد ملا عمر امكان پذير نيست. در گذشته نيز تعداد
زيادي از اعضا و قوماندانان برجسته طالبان به مشي مصالحه ملي پيوسته و از دولت
اعلام حمايت كرده اند اما اين پيوستن ها هيچ گاه نتوانسته است كادر رهبري طالبان
را از ادامه جنگ منصرف نمايد، بناءً مصالحه با طالبان تنها در يك صورت منجر به
استقرار امنيت در افغانستان خواهد شد كه شخص ملا عمر و اطرافيان نزديكش آن را
تاييد كنند، در غير اين صورت جنگ و ناامني همچنان ادامه خواهد يافت. پايان