بسم الله الرحمن الرحيم

 

شكست امپراطور

نويسنده :‌ نويد نعمتي

سياست خارجي آمريكا در روزهاي اخير وارد مرحله تازه اي شده است. بوش در تازه ترين راهكار خود، اقدام به اعزام 20 هزار نيروي نظامي ديگر به عراق كرده است و اين در حالي است كه خشونتها و اقدامات تروريستي همچنان در عراق به قوت خود باقيست. همچنين نيروهاي آمريكايي در تازه ترين اقدام خود، با حمله به كونسولگري ايران در اربيل عراق چندين ديپلمات اين كشور را به اسارت در آوردند. اين اقدامات در حالي صورت مي گيرد كه كميته ويژه اي كه از طرف سنا مسوليت بررسي اوضاع عراق و ارائه راهكار را بر عهده داشت، به دولت بوش پيشنهاد كرده بود كه با ايران و سوريه در مورد مساله عراق وارد مذاكره شود. وزير امور خارجه آمريكا ـ كاندوليزا رايس ـ و همچنين وزير دفاع اين كشور ـ رابرت گيتس ـ نيز اقدام به انجام سفرهاي دوره اي به افغانستان و همچنين كشورهاي حاشيه خليج فارس كرده اند.

تحليگران سياسي اين سفرها را جهت جلت همكاري كشورهاي عرب مانند عربستان جهت اعمال فشار بيشتر بر ايران در مورد مساله هسته اي اين كشور و اعمال تحريمهاي بيشتري عليه آن مي دانند.

از طرفي آمريكا در سومالي در آفريقا، از حملات نيروهاي اتيوپي به سومالي حمايت كرده و آن را اقدامي جهت سركوبي و از بين بردن اسلام گرايان ( به تعبير آمريكا تروريستها ي اسلامي ) دانسته است. آمريكا در گذشته از جنگ سالاران سومالي جهت مقابله با نيروهاي اسلامي حمايت كرده بود ولي به دليل ناكامي آنها در برابر پيشرفت اسلام گرايان، در سياست جديد خود با تجهيز و تشويق نيروهاي اتيوپي، از حمله آنها به سومالي حمايت كرده است.

اين دست و پا زدن هاي آمريكا روشنترين گواه بر ناكامي و شكست سياستهاي جنگ طلبانه و زياده خواهانه آمريكا در منطقه و جهان است. آمريكا كه بعد از فروپاشي شوروي سابق، خود را امپراطور قدرت و ثروت در جهان تصور ميكرد، در مسير تحقق اين باور دروغين خود، با يك مانع بزرگ و جدي مواجه شد كه هر روز قوي تر شده و عرصه را بر او تنگ تر مي كند. اين پديده چيزي نيست جز بيداري و رستاخيز اسلامي در كشورهاي مسلمان.

جهان اسلام با جمعيتي نزديك به 5/1 ميليارد نفر كه در اقصي  نقاط جهان گسترده شده است، از لحاظ حركت و جنبش سياسي بالقوه داراي قدرت و توان بي نظيري بوده است. ولي بايد حوادثي روي مي داد كه اين درياي عظيم به حركت در مي آمد و چونان موجي بر مي خروشيد. حوادثي چند در يكي دو قرن اخير اتفاق افتاد كه باعث بيداري و خود باوري اين جمعيت عظيم گشته و باعث گرديده كه آنان به خود آگاهي برسند و موفق به كسب هويت ديني و اسلامي شوند كه حاصل آن ايجاد اتحاد و پيدايش جنبشهاي اسلامي فراملي درسطح جهان بوده است.

يكي از اين حوادث مساله اعراب و اسرائيل و اشغال قدس شريف توسط رژيم صهيونيستي بود. رژيم صهينيستي به دنبال حمايتهاي غرب با اشغال قدس كه اولين قبله مسلمانان و مركزي بسيار مقدس نزد آنان بود، مسلمانان را از وجود دشمن و دشمناني در سطح جهان آگاه كرد كه هدفشان نابودي اسلام و مقدسات مسلمانان بود. به همين دليل بدنبال يافتن راه چاره بر آمدند و به اين نتيجه رسيدند كه پيروزي بر دشمن غاصب با حركتهاي مقطعي و به تنهايي ميسر نيست و بايد مسلمانان با كسب قدرت و مجهز شدن به فناوريها و دانشهاي روز و با اتحاد و تمسك به ريسمان الهي، در برابر دشمن كافر ولي مسلح خود ظاهر شده تا به پيروزي دست يابند.

پديده ديگر انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 بود كه خود بر اساس انديشه سياسي اسلام و با كمك و همراهي مردم مسلمان آغاز شد، به پيروزي رسيد و حكومت و دولت اسلامي تاسيس نمود. اين اتفاق مسلمانان ديگر نقاط جهان را به اين باور رساند كه آن نيز مي توانند به تشكيل حكومت ديني و اسلامي اميدوار باشند و بايد كه دراين راه تمام سعي و تلاش خود را نمايند تا راه رسيدن به سعادت دنيوي و اخروي كه از كانال حكومت ديني مي گذرد هموارتر گردد و آگاه شدند كه حكومتهاي دين گريز كه با استكبار و استعمار همكاري داشته و با آنان در چپاول دنيا و دين مردم همكاري مي كنند بايد برداشته و به جاي آنها حكومتهاي ديني و دين باور سر كار آيند. به دنبال اين باور بود كه جريانها و جنبشها و احزاب سياسي و نظامي اسلامي در كشورهاي اسلامي به وجود آمدند كه كسب قدرت سياسي را وجه همت خود قرار دادند و اين همان چيزي است كه در نگاه غربيان از آن به اسلام سياسي و خطر فزاينده براي آنان ياد مي شود.

آمريكا به عنوان مشخصترين شاخص جهان سرمايه داري غربي و حامي ارزشهاي ليبرال منفعت گرايانه و لذت جويانه، به دنبال گسترش ارزشهاي خود به همه جهان بوده است، خصوصا كه حريف دير پاي او يعني جهان كمونيسم نيز از بين رفته است، در اين راه او را عقيده بر اين است كه اين ارزشها خصلتي جهاني داشته و بايد توسط آمريكا در جهان پياده شود.

البته به روشني روز آشكار است كه اين ادعاهاي آمريكا در مورد حمايت از تمدن غربي و سرمايه داري و گسترش ارزشهاي آن مانند حقوق بشر و دموكراسي تنها حربه اي براي گسترش حاكميت و افزايش قدرت آمريكا در جهان است و هر جا كه منافع اين دولت اقتضا كند به اين اصول نيز پاي بند نيست. يعني اگر بر فرض محال اين ارزشها هم براي بشريت مفيد باشند، باز در اين حال آمريكا از آنها نمايندگي نمي كند و درصدد اجراي اين اصول نيست بلكه آنها را وسيله و بهانه اي قرار داده است كه به خواسته ها و منافع خود دست پيدا كند.

جنبشها و جريانات سياسي اسلامي با آگاهي از اين هدف و قصد آمريكا، اولا با نپذيرفتن شرايط نابسامان و غير عادلانه اي كه در جهان معاصر توسط تمدن سرمايه داري و غرب و خصوصا آمريكا ايجاد شده است و با اين استدلال كه اسلام براي تمام زندگي و خصوصا زندگي سياس راهكار قرار داده است، بدنبال كسب قدرت سياسي بر آمدند تا بتوانند نظام عادلانه اسلامي را پياده كرده و مانع زياده خواهي آمريكا شوند.

امروزه مسلمانان عراق، سومالي، افغانستان و ديگر كشورهاي اسلامي با آگاهي از سابقه تاريخي و وضعيت استعماري كه كشورهاي غربي و خصوصا آمريكا در سالهاي اخير بر كشورهاي اسلامي روا داشته اند و با آگاهي از نيات آنان در از بين بردن و به نابودي كشاندن مقدسات ديني مردم، بدنبال پي گيري و گسترش موج بيداري اسلامي هستد تا بتوانند به اين هدف اسلاف خود در برپايي حكومتهاي ديني و گسترش ارزشهاي ديني در جهان اسلام جامه عمل بپوشانند و در اين نظر اجماع دارند كه  يكي از بزرگترين مشكلها در اين راه آمريكاست . پايان