بسم الله الرحمن الرحيم
آمريكا
وسياست (( تفرقه بينداز و حكومت كن )) در شاخ آفريقا
نويسنده :
نيكلولا ناصر
ترجمه :
منتقد
منبع : Iviews
. com
اقدامات
نادرست سياست خارجي واشنگتن، عرصه اي نو براي ستيز
با آمريكا در شاخ آفريقا فراهم آورده است. آمريكا با حمايت از تهاجم
اتيوپي به همسايه مسلمانش در اين منطقه پرآشوب و خشونت زده، كاملاً روشن ساخت هيچ دولت عرب يا مسلماني كه در
مسير منافع ايالات متحده در منطقه گام برندارد از
سياستهاي اين كشور در امان نخواهد بود.
تهاجم اتيوپي به موگاديشو پايتخت سومالي كه با حمايت آمريكا
انجام شد از جهت هدف، روش و انگيزه، يادآور خطاهايي است كه
آمريكا در عراق، لبنان، سوريه، فلسطين و افغانستان مرتكب شده است.
موگاديشو پس از بيت المقدس و بغداد سومين پايتخت عربي است كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم از طريق دولتهايي مانند اسراييل و
اتيوپي، گرفتار حملات سلطه جويانه آمريكا مي شود. اگر اشغال موقت
بيروت در سال 1982 را نيز در نظرها زنده كنيم، مي توان گفت اين
چهارمين پايتختي است كه سقوط مي كند. تلاشهاي آمريكا براي ترسيم
دوباره نقشه خاورميانه يادآور تقسيم استعماري منطقه توسط انگلستان و فرانسه است و
بي ترديد باعث بيداري احساس پان- اسلاميسم خواهد شد.
اقدامات غلط آمريكا در سومالي بيش از هر چيز ديگر مايه
شرمساري مردم اين كشور شد. واشنگتن از دشمن ديرينه آن كشور يعني
اتيوپي خواست تا نظم و آرامش را دوباره به سومالي باز گرداند.
آمريكا از نيروهاي اتيوپيايي به عنوان استخوان بندي اصلي نيروهاي چند مليتي حافظ
صلح در آن كشور ياد مي كند و ديگر كشورهاي منطقه را از نظر دور مي دارد. بنابراين، بايد در انتظار مخالفتها و مبارزات گسترده
مردمي عليه اين دشمن ديرينه باشيم. اعتراضاتي كه به همراه
خود عرصه اي فعال براي فعاليتهاي ضد آمريكايي را فراهم خواهند
آورد.
مداخلات آمريكا بر همگان روشن است. يك پيمان جديد ضد اسلامي به رهبري آمريكا در منطقه در حال شكل گيري است.
اتيوپي به عنوان متحد آمريكا پس از بيرون
راندن نيروهاي مستقل متحد اسلامي، موگاديشو را در اختيار گرفت. اين نيروها نيز
پيشنهاد مهاجمان را براي عفو جمعي در برابر تسيلم سلاحهايشان و همچنين گفتگوهاي بدون پيش شرط را رد كردند. رهبران نيروهاي مستقل
متحد اسلامي كه اكنون از نظرها پنهان شده اند، وعده
داده اند به جنگهاي چريكي و شهري رو مي آورند. در چنين شرايطي بايد به سادگي
چنين نتيجه گرفت، سياست دولت بوش در شاخ آفريقا در كنار ثبات منطقه، جان
آمريكاييهاي بيشتري را نيز به خطر خواهد انداخت. به اعتقاد شوراي روابط خارجي در
نيويورك « از آنجا كه ايالات متحده، سومالي را به حمايت از اعضاي القاعده متهم كرده است، رقابت اتيوپي و اريتره براي ايفاي نقش
قدرت ارشد، فرصت بيشتري براي نفوذ تروريسم و بروز
جنگهاي بزرگتري در منطقه را ايجاد كرده و در اين ميان
ايالات متحده بشدت سردرگم خواهد شد.»
اريتره، دوشنبه گذشته ايالات متحده را به دخالت در
جنگ سومالي متهم كرد. «علي عبدو» وزير اطلاعات اريتره در مصاحبه با رويترز گفت: اين جنگ ميان آمريكاييها و مردم سومالي است.
ايالات متحده از سال 1991 از اينكه سومالي به
جولانگاهي براي جنگجويان محلي و خونخواهي هاي قبيله اي تبديل شود، ترسي
نداشت، زيرا در آن دوران چنين وضعيتي به نفع ايالات متحده
بود. اگر گروههاي مستقل متحد اسلامي كه موفق شدند تا حدودي امنيت اجتماعي را فراهم آورند شكل نمي گرفتند ممكن بود آن وضعيت پرآشوب تا
سالهاي سال ادامه يابد، آن هم در يكي از فقيرترين
كشورهاي جهان. اما اين نيروها توانستند پيشرفتهايي در زمينه
ايجاد اتحاد در كشور به دست آورند و وجهه دولت مركزي را براي خود ايجاد كنند.
در اين ميان ايالات متحده به سرعت كوشيد تا
قطعنامه 1725شوراي امنيت را به تصويب برساند و دولت
دست نشانده بايدوآ كه با حضور جنگجويان در كنيا تشكيل شده بود را به
عنوان دولت موجه سومالي بشناسند و از اين طريق تلاشهاي فراوان عربي، اسلامي و اروپايي را براي رسمي شدن دولت موقت گروههاي اسلامي
عقيم بگذارد.
اين كار نيز تنها پس از سفر ژنرال «جان ابي زيد» رهبر
فرماندهي مركزي نيروهاي آمريكايي به آديس آبابا و مذاكره با نخست
وزير اتيوپي ملس زناوا انجام شد.
قطعنامه شماره 1725 بر اين نكته نيز تأكيد دارد كه
تمام كشورهاي عضو سازمان ملل و بخصوص كشورهاي منطقه از دخالت در
سومالي خودداري كنند، اما هنوز جوهر اين قطعنامه خشك نشده بود كه
واشنگتن با تجهيز، آموزش و در اختيار گذاشتن كمكهاي مشاوره اي
براي 8 هزار نيروي اتيوپيايي و سرازير ساختن آنها به داخل سومالي، آن را
نقض كرد. گرچه واشنگتن و آديس آبابا اين حقايق را انكار مي كنند،
اما صحت آنها بارها توسط منابع مستقل تأييد شده است.
از سوي ديگر براي گريز از پيامدهاي سياستهاي خود، واشنگتن به شكل مذبوحانه اي مي كوشد، ارتباط خود را با
تهاجم اتيوپي انكار كند.
مقامهاي آمريكايي بارها استفاده از حربه اتيوپي براي مبارزه
با سومالي را انكار كرده اند. حتي كوشيده اند اين تهاجم
را كم اهميت جلوه دهند. نيويورك تايمز بر اساس يك نسخه از بخشنامه
وزارت خارجه اين گونه مي نويسد: «وزارت خارجه بخشنامه اي صادر كرد و از مسؤولان خواست كه در سخنرانيهاي عمومي خود اين تهاجم
را كم اهميت جلوه دهند».
* پايان مأموريت؟!
با ورود نيروهاي اتيوپي به موگاديشو، روزنامه ديلي مونيتور آديس آبابا با تيتر بزرگ نوشت: «مأموريت تكميل شد» و از
اين طريق شكل گيري يك پيمان جديد آمريكايي را در مرزهاي جنوبي كشورهاي
نفت خيز عربي جشن گرفت.
در سال 2003 زماني كه جرج بوش، پايان عمليات اصلي
جنگ در عراق را اعلام مي كرد نيز جمله مشابهي پشت سر او با حروف
بزرگ نوشته شده بود. اكنون نيز همه شواهد عيني حاكي از آن است كه
شكست آمريكا در سومالي كمتر از شكست اين كشور در عراق نخواهد بود.
سياست خارجي آمريكا بذر عرصه اي نو از آمريكا ستيزي ملي و
منطقه اي را در يك كشور عرب ديگر در خاورميانه پاشيده است.
آمريكا آنچه چند ماه قبل موفق به انجامش در لبنان نشد،
اكنون در سومالي به انجام رسانده است. آمريكا موفق شد تا پيش از پيروزي اتيوپي،
اعمال آتش بس از سوي سازمان ملل را به تأخير بيندازد اما در لبنان، مقاومت اسلامي مانع آن شد كه متجاوزان اسرائيلي بتوانند
از چراغ سبز مشابهي كه آمريكا در اختيار آنان گذاشته بود بهره
ببرند.
آمريكا در مورد اسرائيل و اتيوپي همانند تهاجم به
عراق، سازمان ملل را به بازي گرفت و در هر دو مورد با آغاز نبرد نظامي زمينه حل
مشكلات داخلي با مذاكرات صلح آميز را از بين برد.
در سومالي نيز همانند عراق، واشنگتن مي كوشد تا رژيم
موافق خود را روي كار آورد. رژيمي كه رهبرانش سوار بر تانكهاي
مهاجم وارد كشور شده اند و قصد دارد آن را به دست نيروهاي چند مليتي بسپارد كه
كشورهاي منطقه در آن سهمي ندارند و فقط به آنها گفته شود در مسايل داخلي سومالي
دخالت نكنند. همانگونه كه امروز به ايران و سوريه در مورد عراق هشدار داده مي شود.
دولت بوش اعلام كرده، خطرات امنيتي كه انگيزه اتيوپي براي حمله بوده است را درك مي كند. پس بار ديگر شعار نبرد با تروريسم
واشنگتن براي توجيه تهاجم اتيوپي نيز به كار آمد. جنگ،
پيشگيرانه و در راستاي دفاع ارزيابي شد، درحالي كه همين جنگ
بستري براي تشديد خشونت و گسترش اختلاف ملي و منطقه اي خواهد شد.
* نگراني حقيقي اتيوپي
توجيه هاي سطحي آمريكا براي حمله اتيوپي به سومالي نمي تواند اهداف تاريخي اين كشور را پنهان سازد. پس از استقلال اريتره و مسدود شدن تنها راه
دسترسي اتيوپي به درياي سرخ، اين كشور هميشه درپي آن بوده تا از خاك سومالي دوباره راهي به دريا بگشايد.
تنها راه دستياپي اتيوپي به آبهاي درياي سرخ و سپس درياي
مديترانه و اقيانوس هند، جلب رضايت سومالي يا اريتره است. اما اين راه در مغايرت با انديشه هاي
امپرياليستي اتيوپي بزرگ دارد كه دولتهاي نظامي حاكم بر اين
كشور در سالهاي گذشته براي خود تصور مي كرده اند.
وحشت اريتره از تهاجم اتيوپي به بنادر اين كشور
از خاك سومالي چندان دور از ذهن نيست، بخصوص با توجه به اين
نكته كه مرزهاي اتيوپي نيز مانند اسرائيل هنوز رسميت قانوني ندارند و در طول سالها
از ولع اين كشور براي دستيابي به مرزهاي آبي كاسته نشده است. علاوه بر اين، با توجه به روابط ستيزه
جويانه ميان اين كشور و همسايگانش، گزينه حمله نظامي نيز براي اين
كشور مردود به شمار نمي رود. از اين رو گزارشهاي تأييد نشده مبني بر تهاجم
اريتره به سومالي و به راه افتادن جنگ تمام عيار منطقه اي، چندان دور از ذهن نيستند.
از لحاظ داخلي نيز دولتهاي اخير اتيوپي هميشه كوشيده اند با حفظ وجهه مسيحي خود در منطقه، مانع از اصلاح ساختار جمعيتي آن
شوند. اين درحالي است كه برخي گزارشها از رواج اسلام در بيش از نيمي از
مردم اين كشور خبر مي دهد. اين نسبت كه به هيچ عنوان در ميان
اقليت حاكم بر اين كشور انعكاس نيافته است، به خوبي علت روشهاي
سركوبگرانه دولت آديس آبابا را در داخل كشور روشن مي سازد.
در حقيقت، وحشت اصلي اتيوپي از تشكيل يك سومالي متحد است كه
مي تواند باعث تقويت نيروهاي آزاديخواه اوگادن كه نماينده
بيش از 5/1ميليون مسلمان ساكن اتيوپي هستند، شود.
يك سومالي مستقل و آزاد براي اتيوپي يك « تهديد اسلامي» به
شمار مي رود. از اين رو توجيه كاخ سفيد درباره حمله به سومالي در
پوشش مبارزه با تروريسم، دروغي بيش نيست. در نتيجه اين حمله، رهبران
گروههاي مستقل متحد اسلامي سومالي نيز اعلام جهاد عليه « تهاجم
مسيحيان» كرده اند و اين منازعات منطقه اي رنگ جنگ ميان مسلمانان و مسيحيان را به خود گرفته اند.
آمريكا در شاخ آفريقا و در مرزهاي جنوبي كشورهاي
نفت خيز عرب به دنبال پياده سازي سياست « تفرقه بينداز و حكومت كن» است كه
هم اكنون نيز در عراق در حال اجراست، اما اين سياست آمريكايي و اسرائيلي بي ترديد دامنگير خود آمريكا خواهد شد. تفرقه افكني هاي آمريكا
انگيزه اي مي شود براي فرياد مبارزه در مقابل زياده خواهي هاي
امپرياليستي كاخ سفيد در فقيرترين منطقه جهان پايان