بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ
الرَّحِيمِ
زنان مؤمن با مردان نا محرم نرم و نازك
سخن نگويند
فَلَا
تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا
مَّعْرُوفًا
احزاب: 32
... پس با گفتارتان ناز و عشوه مريزيد تا كسي كه در دل او
مرض است [در شما] طمع ورزد؛ و گفتاري نيكو
بگوييد.
احكام حجاب و رعايت عفت براي زنان خود دليل قاطع و كاملي است بر اين كه
هدفاسلام از حجاب منزوي كردن زن نبوده است. تأكيد اسلام بر پاك دامني و امر به
رعايت مواردي به ظاهر جزئي و نكته هاي باريك، مانند لحن سخن گفتن زنان با مردان نا
محرم، دليل بر حضور زن در اجتماع است. اگر اين حضور نباشد، اين فرمانها و آداب هم
لزومي پيدا نمي كند؛ زيرا زن مادامي كه در خانه خويش و در نزد محرمان است نيازي
بهرعايت حجاب و لحن گفتار خود ندارد. اينها براي زماني است كه قرار است او وارد
اجتماع شود. از اين رو قرآن براي همان مصونيتي كه قبلاً گفتيم فرموده است: به گونه
اي هوس انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، بلكه به هنگام سخن گفتنجدي
و خشك و معمولي سخن بگوييد؛ نه همچون زناني كه دچار كمبودهاي روحي ورواني و شخصيتي
اند و براي جلب توجه ديگران با لحن تحريككننده سخن مي گويند.در حقيقت، اين فرمان
دستوري به رعايت حياست، كه در روايات آمده است: «حيا از ايمان است و ايمان در بهشت
است؛ كسي كه حيا ندارد ايمان ندارد؛ قله مكارم اخلاق حياست.»[1]