بسم الله الرحمن الرحيم
افغانستان در زير ذره بين گروه حقيقت ياب؟!
نويسنده: عبدالاحمد "پرواني"
هيات حقيقت ياب سازمان
ملل متحد در كابل است و سعي مي كند در جزيره اسرار آميز افغانستان، از ميان كوهها
و دره ها، و در ميان تالارهاي وزارتخانه ها، در سطح بازارها و جاده ها، در چهره
هاي تكيده مردم، در جيب ها و كيسه هاي خالي جمعيت خاموش، و خلاصه در تمام ساحات
جغرافياي اتمسفير ناآرام افغانستان، به گمان خود راز كشف نشده حقيقت را پيدا كند و
بگويد افغانستان در كجاي دنيا قرار دارد؟ چه مي خواهد؟ از چه نوع بيماري هايي رنج
مي برد؟ چرا اينقدر در هم شكسته و آسيب پذير است؟ . . .
و بالاخره اين كشتي
شكسته قرن بيست و يكم، با چه گرداب هايي دست و پنجه نرم مي كند و به كدامين سمت در
حال حركت است؟
هيات حقيقت ياب سازمان
ملل متحد لااقل از لحاظ تئوري و تبليغات، بايد در جستجوي چنين هدفهايي باشد.
اما جاي شگفتي است كه
شوراي امنيت، در طول پنج سال گذشته، حقايق جاري و عريان جامعه افغانستان را نشناخته
و درد اين پيكر درهم شكسته را خوب تشخيص نداده است. . . .
و حالا هم معلوم نيست
كه در ميان امواج متراكم شايعه و دروغ و فساد و پروپاگند قادر باشد حقيقت را از
دروغ، و سره را از ناسره تشخيص داده، و از بين خروارها سنگ و كلوخ و لاي و لجن،
جواهر حقيقت را شناسايي و دستچين نمايد.
اولا بي اطلاعي شوراي
امنيت از روند ا وضاع افغانستان، به شدت قابل تاسف است.
ثانياً در كشوري مثل
افغانستان، حقيقت نه چيستان و معماست، و نه يك سنگ آسماني مجهول و اسرار آميز.
هر باشنده افغان به
استثناي حكومتي ها و شبكه هاي مافياي پول و قدرت و ترور و مواد مخدر، مي داند و
اعتراف مي كند كه حقايق موجود در جامعه افغانستان، مجموعه اي از فكتورهايي است كه
مي توان آنرا در چند جمله و يا حداكثر در چند پاراگراف خلاصه كرد، از جمله:
1- نخستين حقيقت، ناكارآمدي دولت آقاي كرزي است.
اگر پرسيده شود حتي سنگ و چوب افغانستان نيز، در هر دادگاه و محكمه اي به اين
موضوع شهادت خواهد داد.
2- حداقل نيمي از پول ها و اعتبارات كمك شده به
افغانستان، طي پنج سال گذشته، توسط افراد و شبكه هاي داخلي و خارجي حيف و ميل شده
است.
3- مقامات حتي در سطح وزارتخانه ها، والي ها، و
وابستگان شخصيت هاي طراز اول مملكت، در امور مربوط به حيف و ميل بيت المال، فساد
اداري، و بدتر از همه در قاچاق مواد مخدر دست دارند.
حتي برخي از مسئولين درجه يك ادارات و سازمانهاي مبارزه عليه مواد مخدر، و
نزديكان رئيس جمهور، تعدادي از باندهاي بين المللي قاچاق ترياك و هيروئين را رهبري
مي كنند.
كوكنار در زمين زرع مي گردد اما ريشه هاي آن در داخل كابينه و تشكيلات حكومتي
نظام قرار دارد.
4- اين يك واقعيت انكار ناپذير است كه برخي از حلقات
سياسي – نظامي، و گروههاي تندرو مذهبي و فرقه گراي پاكستان، آشكارا از طالبان و
مخالفان مسلح دولت افغانستان حمايت مي كنند و با اهدافي كه در سر دارند اجازه نمي
دهند در كابل دولت باثبات و در كل افغانستان، امنيت برقرار شود.
اين مسأله نيز جزو حقايق مسلم و انكار ناپذير است كه در روابط دو كشور همسايه
به چشم مي خورد.
5- و اين هم يك حقيقت تلخ ديگر كه ريشه بسياري از خشونت
ها و ناآرامي ها نه در ماوراء سرحدات بلكه در پايتخت افغانستان و در درون هيات
حاكمه دولت نهفته است.
6- حقيقتي روشن تر ازآفتاب، فقر فزاينده و كمر شكن
اقتصادي در جامعه نامتعادل و آشوب زده افغانستان است.
گروه حقيقت ياب بايد مشاهدات خود را بنويسد و از فقر و مسكنت و بيكاري
ميليونها تبعه افغان، كه با مرگ و فاجعه و بدبختي دست و پنجه نرم كرده و در زير خط
فقر، باشيوه سوماليايي هاي گرسنه و قربا نيان جنگ و خشونت در منطقه
"دارفور" سودان زندگي مي كنند، گزارشهاي مستند و بيطرفانه اي تهيه و
تقديم شوراي امنيت كند. فقر مادر خشونت و دشمن دموكراسي است.
7- ناامني يك واقعيت مشهود و خطرناك ترين چالشي است كه
فرا روي دولت و ملت افغانستان قرار دارد.
طالبان و گروههاي ضد امنيت، قانون را به بازيچه گرفته اند، حاكميت دولت را به
چالش كشيده اند، امنيت رواني جامعه را سلب كرده اند، تروريزم را گسترش داده اند، استقلال
و تماميت ارضي افغانستان را در زير پاي سربازان بيگانه پاكستاني، آمريكايي،
انگليسي و ديگر مليت ها لگدمال كرده اند.
اما گروه حقيقت ياب سازمان ملل بايد بداند كه اين ناامني ها و تروريزم قهار و
قانون شكن، پديده اي نيست كه در سرحدات جغرافيايي افغانستان محصور بماند. شبح
تروريزم جاري در افغانستان اينك در قلب پايتخت هاي اروپايي و آمريكا در حال گشت و
گذار است و هر لحظه ممكن است 11 سپتامبر ديگري بيافريند.
همانگونه كه دنيا به يك دهكده كوچك تبديل شده است بحث مربوط به امنيت نيز حالت
جهاني و فرا قاره اي بخود اختيار كرده است. بنا بر اين رها كردن تروريزم در
افغانستان، به منزله انتقال آتش در پايتخت هاي كشورهاي به اصطلاح متمدن دنياست.
هر قدر پروسه ايجاد امنيت در افغانستان به طول بيانجامد به همان نسبت ممالك
پيشرفته دنيا ناامن تر خواهد شد.
انتظار مي رود گروه حقيقت ياب سازمان ملل متحد، بحث امنيت را در افغانستان جدي
بگيرد، و تنها به اظهارات خوشبينانه و فريبنده مقام هاي دولتي كه مي كوشند ناكامي
ها و نامردي هاي خود را توجيه نمايند، اكتفا نكند، بلكه در عمق جامعه داخل شود و
حوادث تلخ و دراماتيك جنوب را از نزديك دنبال و بررسي نموده و هر راه حلي را كه
براي استقرار ثبات و امنيت در افغانستان تشخيص مي دهد به شوراي امنيت گزارش كند.
افغانستان بسوي هرج و مرج پيش مي رود
اعتماد مردم از كارائي و صداقت دولتمردان بكلي سلب گرديده
و معتقدند كه اين افراد يا بي لياقت اند، و يا طوريكه گفته مي شود برخي از
آنها با شبكه هاي بين المللي قاچاق مواد مخدر دشت دارند
و آنهايي هم كه ادعاي وطندوستي و صلح طلبي شان بيشتر از ديگران است،
تابعيت هاي دوگانه دارند، يعني افغانستان وطن دوم آنهاست و بيشتر به آرمانها و
منافع ملي كشورهاي متبوعه خود دلبستگي و تعهد دارند تا به آرمان خدمتگزاري به مردم
افغانستان.
با توجه به اهميت فكتور امنيت، گروه حقيقت ياب، نقش خرابكارانه پاكستان را در
ايجاد ناآرامي هاي افغانستان نبايد از نظر دور داشته باشد.
ولي با اين حال ما معتقد نيستيم كه گروه حقيقت ياب سازمان ملل متحد معجزه خواهد
كرد، هرگز چنين انتظاري نداريم. اينها گزارش با خود به شوراي ا منيت خواهند برد، و
احتمالاً اوراق اين گزارش، قبل از هرگونه اقدام موثر، در آرشيف شوراي امنيت، حفظ و
لاك و مهر خواهد شد.
تنها نكته اي كه مي خواهيم در اين ارتباط يادآور شويم اين است كه هرگاه گروه
حقيقت ياب و اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل، و همچنين اتحاديه كشورهاي اروپايي، دير
بجنبند و نتوانند پديده ناامني و تروريزم را بطور همه جانبه در افغانستان مهار
كنند بايد منتظر وقوع حملات مرگبار تروريستي در پايتخت هاي خود باشند. زيرا
تروريزم، طاعون ساري و قاره پيماست و هيچ گاه در داخل سرحدات يك كشور خاص محدود
نخواهد ماند. پايان