بسم الله الرحمن الرحيم

آرمان فلسطين و روز جهاني قدس

نويسنده: محمد آصف غزنوي

قدس قبله نخستين و حرم دوم مسلمانان و سرزمين اصلي ميليونها آواره فلسطيني است، اما اين سرزمين پاك و مقدس كه در قلب جهان اسلام موقعيت دارد، از سال 1948 ميلادي كه رژيم غاصب و نژادپرست اسرائيل ايجاد گرديد، در اشغال صهيونيست ها قرار دارد.

شهر بيت المقدس و مسجد الاقصي براي پيروان سه دين اسلام، مسحيت و يهوديت حايز اهميت و تقدس است.

مسجد الاقصي قبله اول مسلمانان و محل معراج رسول گرامي اسلام(ص) و مدفن تعدادي از پيامبران الهي است. در قرآن كريم در اولين آيه از سوره اسراء به اهميت اين مسجد اشاره شده و آمده است:

«پاك و منزه است خدائي كه بنده اش (حضرت محمد(ص)) را شبانه از مسجد الحرام به مسجد الاقصي برد. مسجدي كه اطراف آن را مبارك گردانيد تا نشانه هاي مان را به او بنمايانيم و خداوند شنوا و بيناست.»

معراج پيامبر اعظم(ص) از محل مسجد الاصي حادثه مهم در تاريخ اسلام بشمار مي رود و آن حضرت بارها از اين ماجرا و آنچه را كه در عالم بالا مشاهده كرده بود، سخن گفته است.

هنوز چند سالي از رحلت حضرت محمد(ص) نگذشته بود كه مسلمانان، شهر بيت المقدس را بدون درگيري از سلطه رومي ها بيورن آوردند.

تاريخچه مسجد الاقصي مفصل و طولاني است اما اكنون اين مسجد مقدس و تاريخي كه از احترام فراواني نزد مسلمانان برخوردار است بيش از هر زمان ديگر در معرض نابودي و تخريب قرار دارد، زيرا صهيونيست ها به بهانه اينكه مسجد الاقصي بر روي ويرانه هاي معبد سليمان ساخته شده است قصد دارند اين مسجد را تخريب و به جاي آن معبد سليمان را بنا كنند.

بر اساس روايات موجود(ع) معبد هيكل سليمان در سال 960 قبل از ميلاد بدستور حضرت سليمان(ع) احداث شد اما حدود 370 سال بعد بدست بابلي ها تخريب گرديد. نيم قرن بعد در پي شكست بابلي ها از كوروش پادشاه ايران، مجدداً معبد سليمان بنا گرديد، اما بار ديگر در سال 70 ميلادي توسط امپراتور روم با خاك يكسان شد و اثري از آن باقي نماند.

در يك قرن گذشته همزمان با تلاش صهيونيست ها براي اشغال فلسطين، آنها ادعا كردند كه خرابه هاي معبد سليمان درست در زير مسجد الاقصي واقع است، لذا پس از تاسيس رژيم غاصب اسرائيل و سپس اشغال بيت المقدس توسط اين رژيم در سال 1967، تلاش هاي حلقات صهيونيستي براي انهدام مسجد الاقصي و ساختن معبد سليمان بر روي خرابه هاي آن شدت يافت.

بر اساس اين عقيده وهم آلود و مغرضانه، سران رژيم اسرائيل از زمان اشغال بيت المقدس، اقدامات متعددي را براي تخريب مسجد الاقصي انجام داده اند كه برجسته ترين و خسارت بارترين آنها آتش زدن اين مسجد مقدس در سال 1969 بود. اين اقدام ظاهراً توسط يك صهيونيست افراطي انجام شد كه پس از دستگيري و محاكمه آزاد گرديد.

از آن تاريخ به بعد گروهها و دستجاتي از صهيونيست هاي دو آتشه و افراطي تشكيل شدند كه هدف خود را تخريب مسجد الاقصي و احداث معبد سليمان ذكر مي كنند.

 

تاسيس رژيم صهيونيستي اسرائيل آغاز يك فاجعه

سران جنبش صهيونيزم بين الملل به رهبري "هرتزل" پس از پايان جنگ جهاني اول با نفوذ در حلقات تصميم گيرنده برخي از دول اروپايي و بيش از همه دولت انگلستان، به تدريج در اركان اصلي قدرت در اروپا نفوذ كردند. اين جنبش صهيونيستي از دولت هاي اروپايي مي خواست تا زمينه هاي بازگشت يهوديان را در فلسطين فراهم كنند. سرانجام در سال 1920 بالفور وزير خارجه وقت انگلستان، با صدور اعلاميه اي، متعهد گرديد كه در اين زمينه با صهيونيست هاي يهودي همكاري كند. از اين تاريخ به بعد، مهاجرت سازمان يافته يهوديان اروپا به فلسطين كه تحت اشغال دولت انگليس قرار داشت آغاز گرديد.

همزمان با اين مهاجرت ها، كشتي هاي مملو از اسلحه و جنگ افزار نيز تحت پرچم دولت انگلستان، براي صهيونيست ها به فلسطين انتقال داده شد. حاكم نظامي انگليس در فلسطين، آشكارا از صهيونيست ها حمايت مي كرد و آنان را در زمينه اسكان، خريد اراضي فلسطيني ها و ديگر موارد كمك نموده و با انواع سلاحهاي جنگي مجهز مي كرد.

قواي نظامي و سازمانهاي استخباراتي صهيونيست ها براي ايجاد جوّ رعب و وحشت در ميان فلسطينيان، به كشتار و قتل عام هاي وحشيانه اي دست زده و اراضي آنان را به زور اسلحه غصب مي نمودند.

زندگي براي فلسطينيان روز به روز دشوارتر و ناگوارتر مي شد تا اينكه يك روحاني مبارز فلسطيني بنام شيخ عزالدين قسام پس از سالها مبارزه عليه استعمار فرانسه در كشور سوريه، وارد فلسطين گرديد و با تشكيل گروهي بنام (حمعيت مسلمانان فلسطين) عليه صهيونيست ها و استعمارگران انگليس دست به قيام زد.

قسام، اعلام جهاد كرد و به همرزمان خود دستور داد تا به هر وسيله ممكن، اسلحه و مهمات نظامي فراهم كنند. شعار اين شيخ مجاهد اين بود كه مي گفت: «جنگ ما عليه اشغالگران و صهيونيست ها، جهاد است، يا پيروزي يا شهادت»

سرانجام عزالدين در نوامبر سال 1935 يعني 13 سال قبل از تشكيل رژيم صهيونيستي اسرائيل، در يك نبرد روياروي با انگليسيها و صهيونيست ها در جنگل هاي منطقه "جنين" به شهادت رسيد.

با شهادت قسام، اوضاع در فلسطين بحراني تر گرديد و صهيو نيست هاي جنايتكار تحت حمايت مستقيم دولت انگليس، به سياست ترور، ارعاب، توطئه و خشونت هاي بيشتري روي آورده و فلسطين را به كانون انفجار و تروريزم تبديل كردند.

اين وضعيت تا سال 1948 ميلادي ادامه يافت و در اين سال رژيم غاصب و نامشروع اسرائيل با نقشه انگلستان و حمايت هاي مالي و سياسي ايالات متحده آمريكا كه فاتحان جنگ دوم جهاني شناخته مي شدند رسماً تاسيس گرديد. سازمان ملل متحد نيز در يك اقدام كاملاً منفعلانه در برابر آمريكا و انگليس، اين رژيم غاصب و غير قانوني را به رسميت شناخت و اين آغاز يك فاجعه بزرگ و تراژيدي دردناك در شرق ميانه و در قلب جهان اسلام بود.

با تاسيس اين رژيم فاسد و نامشروع، و قتل عام هاي فلسطينيان در "ديرياسين"، "تل زعتر"، "كفر قاسم"، "كفر شيما" و بعدها در صبرا و شتيلا و ديگر مناطق فلسطين، منطقه در بحران عميق فرو رفت. صهيونيست ها، به ضرب اسلحه، اراضي فلسطينيان را تصرف و ساكنان اصلي قريه ها و شهرها را كوچ مي دادند.

هر روز قطعه اي از خاك فلسطين در اشغال نظاميان اسرائيل در مي آمد،

هر روز فجايع دردناك و تكان دهنده اتفاق مي افتاد،

صهيونيزم با اسلحه ترور و خشونت وارد فلسطين شده بود.

در جريان اين ماجراهاي تلخ و دردناك، دهها هزار فلسطيني از خانه و كاشانه خود آواره شدند، تا اينكه در سال 1967 ميلادي جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل آغاز گرديد. در اين زمان اسرائيل توسط حكومت آمريكا به شدت حمايت و پشتيباني مي شد.

در جريان جنگ شش روزه، كشورهاي مصر، اردن و سوريه، به رهبري جمال عبدالناصر كه در آن دوره قهرمان عرب شناخته مي شد، پلان حمله به اسرائيل را طرح كردند. جنگ آغاز شد اما صهيونيست ها پيشدستي كردند و قبل از آنكه جمال عبدالناصر فرمان حمله هوايي را صادر كند، طيارات رژيم متجاوز اسرائيل در يك اقدام غافلگيركننده تمام ميدان هاي هوايي سه كشور مذكور و طيارات جنگي آنان را در داخل ميدان هاي هوايي بمباران و نابود كردند.

قواي زرهي سه كشور نيز با شنيدن اين خبر بسيار تكان دهنده، از صحنه جنگ ذليلانه فرار نمودند كه در نتيجه، تپه هاي جولان از كشور سوريه، صحراي سينا از مصر و ساحل غربي درياي اردن از كشور اردن به اشغال اسرائيل درآمد.

دو جنگ ديگر نيز ا تفاق افتاد اما بازهم دولت هاي عربي شكست خوردند و در نتيجه رژيم غاصب اسرائيل گستاخ تر و مغرورتر گرديد و در همين سال در داخل قلمرو فلسطين نيز مناطق زيادي از جمله بيت المقدس به اشغال صهيونيست ها درآمد.

با اشغال بيت المقدس در سال 1967، تمامي خاك فلسطين و بخش هايي از سه كشور شكست خورده عربي تحت سلطه غاصبان قدس شريف قرار گرفت.

رژيم غاصب اسرائيل با اين حادثه عجيب، خود را شكست ناپذير مي دانست و از ناحيه دولت هاي عربي كاملاً آسوده خاطر گرديد.

احزاب سياسي فلسطين نيز در اين دوره عمدتاً ملي گراها، ناصريست ها و پان عربيست هايي بودند كه بيشتر به هياهو و تبليغات اعتقاد داشتند و معتقد بودند كه يگانه راه براي آزادي فلسطين، اقدام دولت ها و حكومت هاي عرب منطقه است.

سازمان الفتح، جبهه خلق براي آزادي فلسطين از جمله اين گونه احزاب سياسي بشمار مي رفتند.

بعد از افول ستاره جمال عبدالناصر، قهرمان عرب در اين دوره، ياسر عرفات رهبر سازمان آزديبخش فلسطين بود كه او نيز حل قضيه فلسطين را در پايتخت هاي عربي و در پشت ميز مذاكره جستجو مي كرد . . .

در جريان اين مبارزات كم خطر سياسي، رژيم غاصب اسرائيل هر روز بر دامنه جنايات و اعمال وحشيانه خود مي افزود، و هر صداي اعتراض را با گلوله و تهديد خشونت بار جواب مي داد.

محبس ها از زندانيان فلسطيني لبريز گرديد.

اشغال و غصب اراضي مردم هر روز شدت بيشتري پيدا مي كرد، تبعيض و نژاد پرستي، و تحقير مسلمانان فلسطيني توسط صهيونيست ها به اوج خود رسيد.

بر روي دروازه ورودي پارلمان اسرائيل اين شعار به زبان عربي نوشته شده است:"حدود اربعه اسرائيل از فرت تا نيل است"

در چنين فضاي وهم انگيز و پرخفقان، دولت هاي عربي و اسلامي در برابر جنايات وحشيانه اسرائيل غاصب سكوت اختيار كرده بودند و احزاب و گروههاي فلسطيني نيز سرگرم بازي ها و اجراي مانورهاي سياسي خود بودند، و عملاً از مشي مسالمت آميز و حل ديپلماتيك قضيه فلسطين حمايت مي كردند.

با اين وضعيت، موضوع فلسطين و اشغال بيت المقدس توسط صهيونيست هاي غارتگر، كم كم به فراموش سپرده مي شود.

دولتهاي عربي سياست هاي كرنش آميز و تسليم طلبانه را در پيش گرفته بودند و هر لحظه احتمال مي رفت آرمان فلسطين و قداست قدس شريف، و حقوق ملت مظلوم فلسطين ملعبه و و جه المصالحه دولت ها و محافل سازشكار عربي قرار گيرد. اما خوشبختانه در اين مقطع از تاريخ، انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسيد، صفحه جديدي در جهان اسلام و نهضت حق طلبانه ملت ها گشوده شد.

حضرت آيت ا... خميني (قدس سره) و اعلام روزجهاني قدس:

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، امام خميني اين پرچمدار بزرگ اسلام در عضر حاضر و احياگر تفكر اسلامي، در اولين فرصت روزي را براي نجات قدس از چنگ صهيونيست هاي جنايتكار به عنوان روز قدس تعيين نمود. امام خميني در بخشي از پيام بيدار گرانه خود در اين زمينه گفت:« . . . من ساليان دراز خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم، از عموم مسلمانان جهان و دولت هاي اسلامي مي خواهم كه براي كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن، به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مي كنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است و مي تواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد روز قدس انتخاب و طي مراسمي، همبستگي بين المللي مسلمانان را در حمايت از حقوق قانوني مردم مسلمان فاسطين اعلام نمايند . . . »

حضرت امام خميني، روز قدس را روز اسلام خوانده و پس از صدور پيام تاريخي خود همه ساله، بر داعيه دفاع از آزادي بيت المقدس و حمايت از مردم مسلمان فلسطين تاكيد مي كردند.

در پرتو تاكيدات اين مرد بزرگ در طول بيش از دو دهه اخير روز قدس در سطح بين المللي به عنوان نماد دفاع از ملت مظلوم فلسطين و همبستگي جهان اسلام تبديل شده است.

اعلام آخرين جمعه از ماه مبارك رمضان به عنوان روز قدس، نماد همبستگي با ملت مظلوم فلسطين و حركتي برآمده از عدالتخواهي، نفي زور، و دفاع از حقوق يك ملت است.

روز قدس پيام جهاني دارد و مخاطب اصلي آْن قدرتهاي استيلاگر بين المللي هستند كه چشم خود را بر جنايات صهيونيست ها و نقض آشكار حقوق ملت فلسطين بسته اند، اما داعيه دفاع از دموكراسي، حقوق بشر و مبارزه با تروريزم را دارند. اين حركت و ابتكار عظيم امام خميني، نقطه عطفي در مبارزات حق طلبانه ملت مظلوم فلسطين بوجود آورد، و باعث گرديد چراغ انتفاضه در بيت المقدس و كل جغرافياي فلسطين روشن گرديده و مقدمات شكست نهايي صهيونيست ها كه مصداق لشكر شيطاني در عصر و زمانه ماست به تدريج فراهم گردد.

اهميت روز قدس

روز قدس از چند لحاظ اهميت دارد:

يكي از دلايل اهميت اين روز، طرح مسأله فلسطين در سطح جهاني و رساندن صداي مظلوميت اين مردم به گوش جهانيان با سردادن شعار دفاع از حق، و نفي تجاوز و اشغالگري است.

اين موضوع از جنبه حقوق بين الملل ا هميت خاصي دارد، زيرا اساس و مبناي آن دفاع از حقوق ملتي است كه از سرزمين خود به زور رانده شده و رژيمي غاصب و نامشروع، سيطره خود را بر سرزمين فلسطين تحميل كرده است. در حاليكه منشور ملل متحد چنين حركتي را غاصبانه و به منزله اشغال سرزمين يك ملت و اشغالگر را به عنوان متجاوز شناخته است و بر اين اساس دفاع از سرزمين غصب شده را براي آن ملت، مشروع و قابل حمايت مي داند اما اين حق عملاً از مردم فلسطين سلب شده و ر ژيم اشغالگر اسرائيل به عنوان رژيمي نامشروع و غاصب نه تنها مورد تنبيه و محكوميت قرار نگرفته است، بلكه از حمايت آمريكا و مدعيان دفاع از آزادي و حقوق بشر نيز برخوردار است.

بر اين اساس پيام روز جهاني قدس، محكوميت رژيم اشغالگر اسرائيل و حاميان اين رژيم غاصب است.

اما جنبه ديگر اهميت روز جهاني قدس، نمايش وحدت و همبستگي مسلمانان جهان است كه مسأله فلسطين را تنها منحصر به فلسطيني ها نمي دانند بلكه حضور آنان در مظاهره هاي اعتراض آميز و راهپيمايي هاي باشكوه در آخرين جمعه از ماه مبارك رمضان، تاكيد بر آزادي قدس شريف به عنوان قبله اول مسلمانان نيز هست. بنا بر اين روز قدس علاوه بر اعلام حمايت از حقوق ملت مظلوم فلسطين، به منزله دفاع از حقوق و ارزشهاي تمام جهان اسلام است و به همين دليل از اهميت بالايي در سطح جهاني برخوردار مي باشد.

امسال روز جهاني قدس در شرايطي برگزار مي شود كه رژيم غاصب و متجاوز اسرائيل سنگين ترين شكست را در طول حيات غاصبانه خود در سرزمين لبنان، بوسيله جوانان مسلمان و رزمنده حزب الله متحمل گرديده است.

امسال دماغ كبر و نخوت صهيونيست ها توسط حزب الله لبنان به خاك مذلت ماليده شده و طلسم شكست ناپذيري اين رژيم نامشروع و تجاوزگر، با نعره هاي تكبير و مشت هاي گره كرده و سلاحهاي آتشين حزب الله، در هم شكسته شده است.

اسرائيل در وضعيت فوق العاده آسيب پذير و شكننده اي قرار گرفته است و هرگاه جهان اسلام، در آخرين جمعه از ماه مبارك رمضان در روز جهاني قدس، اتحاد و يكپارچگي خود را در دفاع از آزادي بيت المقدس و سرزمين فلسطين به نمايش بگذارد بدوت ترديد، صهيونيست هاي شكست خورده در لبنان، چاره اي جز عقب نشيني هاي مكرر ندارند، زيرا همانگونه كه سيد حسن نصرالله دبير كل قهرمان حزب الله لبنان گفته است، رژيم اسرائيل سست تر از لانه عنكبوت است و 57 كشور اسلامي با بيش از يك ميليارد جمعيت، و در اختيار داشتن منابع عظيم ثروت مي توانند با يك فشار قوي و منسجم، اين غده سرطاني را از گلوي منطقه خاورميانه اسلامي بكلي خارج نمايند.

انتفاضه ها:

انتفاضه اول فلسطين در سال 1978، بنيادهاي رژيم غاصب اسرائيل را تكان داد و اين واقعيت را به قدرتهاي سلطه گر جهاني و از جمله آمريكا فهماند كه تا زمانيكه مشكل فلسطينيان حل نشود مناقشه اعراب و اسرائيل يا بهتر بگويئم مناقشه جهان اسلام و اسرائيل حل نخواهد شد.

در اين انتفاضه، سازمانهاي مردمي حماس و جهاد اسلامي، با ايدئولوژي اسلام و انقلاب اسلامي احزاب ملي گرا و سازشكار فلسطين را به حاشيه راندند.

انتفاضه دوم، موسوم به انتفاضه الاقصي در 28 سپتامبر سال 2000 ميلادي زماني آغاز شد كه آريل شارون صدر اعظم وقت اسرائيل به قصد اهانت به مسلمانان، در مسجد الاقصي گام نهاد. او تصور نمي كرد كه اين حركت مغرورانه، باعث قيامي بزرگ عليه رژيم اسرائيل شود.

انتفاضه دوم جوانان فلسطيني، صهيونيست هاي اسرائيل را در تنگناي عجيب قرار داد و زمينه هاي شكست فصاحت بار آنان را در جنگ 33 روزه اخير لبنان فراهم ساخت.

اكنون همه كارشناسان منطقه اعتقاد دارند كه روز قدس، به يك پرچم مبارزه عليه اسرائيل غاصب تبديل شده است.

بر افراشته نگهداشتن پرچم عدالتخواهي روز قدس، و تداوم انتفاضه در داخل سرزمين هاي اشغالي و حمايت يكپارچه جهان اسلام از آزادي و حقوق ملت مظلوم فلسطين، عواملي اند كه تلفيق آ نان مي تواند شكست اسرائيل و آزادي فلسطين و قدس شريف را به دنبال داشته باشد. انشاء الله