بسم الله الرحمن الرحيم

 

رسول ‌الله (ص)، مظهر آزاد انديشي

 

نويسنده: مروت

سياست، مقوله اي جدانشدني از سيره پيامبر(ص) است.

حضرت محمد مصطفي(ص)، پس از ابلاغ رسالت و دعوت و مبارزه در راه شريعت مقدس اسلام و اقامت 13 ساله در مكه، رحل هجرت بستند و همراه ياران خود به يثرب كه بعدها مدينة النبي نام گرفت، سفر نمودند و در آن جا اقامت گزيدند.

هجرت پيامبر(ص) به مدينه، سرآغاز تشكيل اولين حكومت در جهان اسلام است؛ حكومتي كه برنامه ها، قوانين و طرحهاي اجرايي در آن با توجه به عصر خود و حتي پس از آن نيز قابل توجه و اهتمام سياستمداران است و مي تواند راهنماي سياستمداران مسلمان در عصر حاضر باشد.

ويژگيها و شگفتيهاي حكومت نبوي، ايشان را در پايه ريزي تمدني بزرگ و تأسيس جامعه اي منسجم، ياري كرد...

 

دستاوردهاي مدني هجرت پيامبر

 

** هجرت پيامبر(ص)، اساسي ترين اقدام در جهت شكل گيري امت اسلام و شكل گيري حكومت اسلامي است. اما قبل از پرداختن به دستاوردهاي مدني اين اقدام مهم پيامبر(ص)، بايد نگاهي به گذشته داشته باشيم.

رسول خدا(ص) و اصحابش در مدت 13 سال اقامت در مكه، از سخت ترين شكنجه هاي كفار مكه بي نصيب نماندند و ماندن ايشان در مكه، ديگر فايده اي نداشت و نتيجه اي كه بايد، گرفته شده بود و حتي چه بسا ماندن ايشان اثرهاي منفي و نامطلوبي در برداشت؛

لذا هجرت از مكه و استقرار در مكاني ديگر براي حفظ دستاوردهاي تبليغ رسالت پيامبر(ص) لازم بود تا بتوانند در پوشش آن هجرت،

آغازگر حركتي جديد در راه اسلام باشند.

تحقق اين امر با ارتباط مسلمانان با مردم يثرب و دعوت آنان به اسلام آسان گرديد و مسلمانان براي رهايي از فشارهاي كافران مكه،

دعوت اهل يثرب را پذيرفتند و به آن ديار هجرت كردند. بنابراين، اولين نتيجه اين سفر، رهايي از فشارهاي اقتصادي و سياسي و شكنجه هاي كفار بود.

نتيجه ديگري كه هجرت به مدينه براي مسلمانان در برداشت، ايجاد احساس امنيت رواني در بين مسلمانان بود و اين احساس خوشايند زمينه برنامه ريزي و طراحي جامعه اسلامي را براي ايشان فراهم ساخت.

پايه ريزي يك "تمدن جهاني" با وجود فشارهاي روحي امكان پذير نبود و هجرت به مدينه، اين زمينه را ايجاد كرد.

دستاورد ديگر هجرت پيامبر(ص) به مدينه، طرح ريزي يك جامعه مدني بر اساس يك طرح الهي يعني دين بود. اختلافها و سليقه هاي قبيله اي، بزرگترين مشكل آن زمان بود كه پيامبر(ص) بايد آن را رفع مي كردند، تا بتوانند امت اسلام را پايه ريزي كنند.

زندگي در مدينه، براي مسلمانان اين فرصت را به وجود آورد تا درباره نحوه ارتباطات، تجارت، مسايل نظامي و... به يك نظام مندي جامع دست يابند، كه اين امر به انسجام دروني امت اسلام كمك بسياري مي كرد.

از طرف ديگر، قبايل غير مسلمان اطراف مدينه هم خواستار عقد پيمان با پيامبر(ص) و امت اسلام بودند. لذا ما علاوه بر اتحاد در درون مرزهاي اسلام، شاهد روابط دور از تشنج با بيرون مرزهاي اسلام هم هستيم كه اين خود امنيت و آسايش فراواني براي جامعه اسلامي آن روز فراهم مي ساخت. شكل گيري يك جامعه و پايه ريزي تمدني كه بايد حصر زمان و مكان را بشكند و هويت و ماهيتي جهاني يابد، مستلزم رفع اختلافهاي دروني بود؛ لذا پيامبر(ص) در اولين اقدامهاي خود اختلافهاي بين ياران خود اعم از انصار و مهاجر را برطرف مي كردند، لذا ايشان در ابتكاري ماندگار، مسأله عقد اخوت بين آنان را مطرح ساختند. اين پيمان بين انصار و مهاجر و حتي بين مهاجرين بسته شد تا علاوه بر تقويت روحيه ايثار و گذشت، برتري جوييهاي قومي و قبيله اي را از بين ببرد.



اهداف پيامبر در رفع اختلافهاي قبيله‌اي و ايجاد اتحاد


پيمان اخوت و برادري بين مسلمانان- اعم از انصار و مهاجرين- در ابتداي امر تفاوتهاي فرهنگي و سياسي و اجتماعي را از بين برد،

زيرا در عقبه اين حركت فرهنگي و سياسي پيامبر(ص)، هدفي بزرگ نهفته بود.

بين مهاجر و انصار، افراد از سطوح مختلف اجتماعي حضور دارند، تفاوتهاي فرهنگي بسياري وجود دارد و فاصله طبقاتي اقتصادي موجود است. از همه مهمتر، در آن زمان تبعيض طبقاتي يك مسأله نهادينه شده است؛ لذا اين جمعيت با اين نوع تفكر نمي توانند به صورت منسجم عمل كنند و ساير خواسته هاي پيامبر(ص) را دنبال نمايند. از طرف ديگر، اين اختلافها، آنها را در مقابل دشمن بيروني ضعيف تر مي ساخت.

بنابراين، براي ساختن يك جامعه بايد به حذف موانع پرداخته مي شد كه اولين و مؤثرترين گام در اين مسير، رفع اختلافهاي موجود بود.

يكي از ظرايف كار پيامبر(ص) در انعقاد عقد اخوت بين مسلمانان، رعايت تناسبهاي روحي و رفتاري و اخلاقي بين كساني است كه قرار است بين آنها پيمان برادري بسته شود. رعايت اين اصل، حاكي از اهداف والاي اين طرح است، زيرا تا زماني كه اختلافهاي دروني حاكم باشد، شكل گيري يك جامعه منسجم كه بتواند مشكلات خود را حل و فصل كند، براي بهتر زندگي كردن برنامه ريزي نمايد و از همه مهمتر از مرزهاي خود دفاع نمايد، امكان پذير نيست. موضوع عقد اخوت يك مسأله اخلاقي نبوده است، بلكه مسأله اي اجتماعي در دين اسلام است. اين پيمان براي هر يك از طرفين عقد مسؤوليتهايي در پي داشته است. بنابراين پيامبر (ص) با تكيه بر دو اصل مهم، اين طرح را پايه ريزي و اجرا كردند. اولين اصلي كه اين پيمان بر آن استوار است، "تعامل" است. يقيناً هر فردي در زندگي، مصالح و منافعي براي خود متصور است كه ممكن است با ديگري متفاوت و حتي نقض كننده هم باشند. از سوي ديگر، شخصيت افراد با يكديگر متفاوت است؛ بنابراين در اين تناقضها و اختلافهاي شخصيتي و سليقه اي نزاعهايي هم براي دستيابي به منافع و مصالح شخصي پديد مي آيد كه نظم جامعه و امنيت آن را تحت الشعاع قرار مي دهد. اما بي شك، آنچه در دستورات اسلام به عنوان شرط اساسي حفظ جامعه اسلامي مهم است، در نظر گرفتن مصالح اجتماع با احترام به مصالح مشروع و معقول افراد است. بنابراين، اين پيمان باعث شد تا اين مشكل به صورت منطقي حل و فصل شود و رفع منطقي اين اختلافها با حاكميت يك اصل قابل قبول كه مصالح فرد و اجتماع در آن لحاظ شده است، محقق مي شود.

اصل ديگري كه در اين پيمان لحاظ شده بود، اصل حاكميت حق و عدالت است. براي خروج از بسياري خط قرمزها، نيازمند رعايت حق و پذيرش حاكميت آن در روابط فردي و اجتماعي هستيم.

غير از اين يعني حاكميت حق، نمي توان اختلافهاي قبيله اي و سليقه اي را حل و فصل نمود. صورت "حق و عدل" حكم مرجعيت رفع اين مشكلات در هر جامعه اي را دارد. اين يك مرز مشخص است. اما در همين فرايند هم، يكي ناراضي خواهد بود. حاكميت حق در مقام نظر و تئوري قابل قبول است، اما در مقام عمل گاهي اوقات با مشكلاتي مواجه مي شود.

 

حاكميت حق و عدالت و تدابير پيامبر در باره اخوت مسلمانان


در بسياري از مواضع، حتي هم خون بودن و هم قبيله بودن افراد، باعث تواضع و گذشت نمي شود، آن چيزي كه باعث خضوع افراد در مقابل خواسته هاي يكديگر است، چيزي وراي اين مسايل است و پيامبر(ص) هم بر اساس همين اصل آن حركت تاريخي را انجام دادند.

علاوه بر اين، مسأله حق و عدالت، گاهي اوقات با تصورات افراد شكل مي گيرد. مثلاً شخصي تصور خودش را درباره مسأله اي حق مي داند و فكر ديگري را ناحق. بنابراين، جامعه نوپاي اسلام كه با خطرهاي فراواني از درون و بيرون نظام مواجه بود، در اولين گام نيازمند حل اين نوع مشكلات اساسي و ظريف بود. نمي خواهيم بگويم هدف اسلام برقراري حكومت عدل و حاكميت حق نبود، بلكه اين مسأله را بايد از زاويه ديگري نگريست.

اسلام، خواهان تعالي انسانها در همه مراتب است. پذيرش حق و تن دادن به عدل يكي از مراتبي است كه مسلمان بايد طي كند، اما عدالت هميشه مطلوب شريعت ما نيست؛ گاهي اوقات مطلوب بالاتر از عدل و حق است. مثلاً زماني كه مسأله جهاد و دفاع از مسلمانان و مرزهاي اسلامي مطرح است، آن چيزي كه حاكميت دارد، عدالت و حق نيست بلكه مرتبه اي بالاتر از آن بايد در نظر گرفته شود، كه اگر غير از اين باشد، جهاد و دفاع در مراحل اوليه متوقف مي شود؛ چرا كه شخص مي گويد: چرا من كشته شوم و ديگري نه؟ خداوند هم در آيه شريفه مي فرمايد: "مؤمنان كساني هستند كه از جان خودشان گذشتند." و گذشتن از جان امري فراتر از تن دادن و پذيرش حق و عدالت است. آنچه در تفسير اين آيه تجلي پيدا مي كند، "ايثار" است. اين همان اصلي است كه پيامبر(ص) در پيمان برادري، به دنبال آن بودند.

وقتي جامعه اي به اين مرحله برسد كه افراد براي حفظ اصول و مباني دين، ايثار علي النفس داشته باشند، عدالت معنا ندارد. اسلام حق و عدالت را كد عبور از مرزهاي خطر گذاشته و ايثار را درجه تعالي انسانها.

پيامبر(ص) همين موضوع را در مورد عقد اخوت مقرر فرمودند كه براي حق دو پايه است؛ اولين آن حق و ديگري مواسات است، يعني در مواقعي كه فشار اقتصادي، سياسي و نظامي بر جامعه حكمفرما شد، ديگري هم از مال و ثروت من استفاده كند، البته، ايثار درجه بالاتر از مواسات است؛ اما پيامبر(ص) براي تعالي افراد و نجات جامعه اسلامي اين پله ها را ترسيم فرموده و مسلمانان را با انعقاد پيمان برادري به صعود از اين پله ها، تشويق نمودند.

خلاصه اينكه، آنچه از اين پيمان براي جامعه مسلمانان حاصل شد. تنها بعد اخلاقي آن نبود بلكه اين پيمان نتايج خوبي براي اجتماع اسلام داشت، و آن وحدت جامعه بود. لذا پيامبر اعظم(ص) بر اساس همان دو اصلي كه ذكر شد و با بستن پيمان برادري بين مسلمانان، يك اصل بنيادي را در روابط اجتماعي حاكم ساختند كه آن در جوامع مترقي امروز هم كاربرد فراواني دارد.

 

محورهاي اقدامات پيامبر(ص) در روزهاي نخستين شكل گيري حكومت در مدينه

 

ايجاد امنيت در همه ابعاد آن، اصل مهمي است كه پيامبر(ص) در برنامه ريزيهايشان به آن توجه وافر دارند. مسأله ديگر، نظام مند ساختن اصول حاكم بر جامعه است؛ يعني تشكيل يك جامعه قانونمند، منظم و منسجم كه بي نظمي و پراكندگي و تداخل امور در آن وجود ندارد و يا به حداقل رسيده است.

پيامبر(ص) براي تحقق اين امر به اقدامهاي مهمي دست زدند كه قابل توجه است و نشان از تدبير در رهبري از ناحيه ايشان است.

توجه ايشان به مسأله اقتصاد و تجارت قابل تأمل است، زيرا اقتصاد بدنه اجرايي هر جامعه و حكومت است.تشكيل كاروانهاي تجاري، نمونه اي از اين ادعاست. پيامبر (ص) حتي در حكومت خويش به مسأله حفظ محيط زيست توجه دارند، به گونه اي كه در تاريخ آمده است، به پيامبر(ص) خبر رسيد عده اي در منطقه اي به شكار پرندگان دست زده اند و ممكن است از تعداد آنها كم شود، و ايشان دستور به توقف شكار پرندگان آن منطقه دادند.

ثبت ديون و داد و ستدهاي اقتصادي، اطلاع رساني دقيق و ثبت بيماران و اموات و قراردادن قوانين موضوعه اي براي هر يك از اين اتفاقها، از ديگر اقدامهاي پيامبر(ص) در تشكيل جامعه اي متمدن در آن ايام است.

اقدام قابل توجه ديگري كه در آن روزها صورت گرفت، آمارگيري از كليه شهروندان مسلمان و ثبت و ضبط اتفاقهاي ممكن، توسط كفيل هر جمعيتي بود.

در واقع، يك سيستم اطلاعاتي دقيق و رده بندي شده، به لحاظ امنيتي هم قابل توجه است.

تأسيس "دارالافود" يا مهمان سرا، براي ميهمانان حكومتي، تعيين نويسندگان و كاتبان كلام وحي، تعيين مركزي براي ثبت اموال مردم، در نظر گرفتن سياستهاي زراعتي و... از اقدامهاي پيامبر اعظم(ص) در مدينه و در بدو تشكيل حكومت بود. تمام آنچه در جامعه آن روز اتفاق افتاد، پس از هجرت پيامبر(ص) به مدينه است. در مكه كسي به فكر تشكيل حكومت نبود، چه برسد به تعيين قانون و برنامه و ارايه طرح. اينها همه از ثمرات هجرت به مدينه است.

 

خطرات پيش روي حكومت پيامبر

 

دو خطر عمده حكومت پيامبر(ص) را نشانه گرفته بود. يكي منافقين بودند و ديگري يهوديان مدينه.

پيامبر(ص) گروه اول يعني منافقين را كه به سركردگي عبدا...ابن ابي فعاليت مي كردند، شديداً تحت نظر داشتند. زيرا آنان منشأ خطرهاي ديگري براي حكومت بودند. با اين همه، همواره صبر و تحمل در برخورد با اين گروه در سيره نبوي ملاحظه مي شود.

مشكل و خطر دوم يهوديان مدينه بودند كه يكي از اولين اقدامهاي پيامبر(ص) در بدو ورود به مدينه، پيوند اين عناصر نامتناجس و ستيزه جو بود. بنابراين پيامبر(ص)، با اين هدف منشوري تهيه كردند كه در آن حقوق و تعهدهاي بين مسلمانان و يهوديان تعريف شده بود.

يهوديان و نصارا در آن زمان در ميان اعراب جايگاه خوبي داشتند، آن هم به دليل اينكه اين عده خود را باسوادتر و عالم تر مي دانستند و اعراب نيز پذيرفته بودند. به هر حال، اعراب بشدت مجذوب اين دو گروه بودند به طوري كه وقتي كودكي بيمار مي شد، مادرش نذر مي كرد اگر شفا بيابد، او را يهودي يا مسيحي كند!

از طرف ديگر، بين يهوديان آن روز مدينه، نوعي طبقه بندي اجتماعي وجود داشت و بستن اين پيمان با يهوديان بيشتر به خاطر

بازگشت كساني بود كه بعداً به اين دين گرويده بودند. اين هدف محقق شد و خيلي از اين افراد بعداً مسلمان شدند. به درستي مي

توان گفت اين پيمان بيانگر زمامداري بي رقيب پيامبر(ص) در بازسازي ملت و جامعه اي است كه تمدن را تجربه نكرده بودند و

پيامبر(ص) اولين منشور آزادي فكر را با طرح اين موضوعات پايه ريزي كردند.


دقيقاً اين پيمان و پيمان اخوت هر دو در جهت رفع اختلافهاي دروني لازم بود، چرا كه گرچه سياست خارجي براي هر حاكمي از

اولويتهاي حكومتي اوست اما تا زماني كه امنيت و صلح در درون جامعه حاكم نباشد، امكان برنامه ريزي در اين مسير وجود ندارد. لذا

پيامبر(ص) براي رفع اين اختلافها و دفع فتنه، اين دو پيمان را منعقد ساختند.


مهمترين مفاد پيمان

 

مفاد اين پيمان همه در مسير اصلاح امور تعيين شده بود و مفيد فايده.اما آنچه در اين پيمان برجسته تر از ساير نكات است. بحث حفظ

كرامت انسانها- با هر ديني كه دارند- و آزادي درعمل به دين خودشان است. در واقع، اسلام و پيامبر(ص) هيچ منافاتي بين زندگي

يهوديان و اقليتها در كشور مسلمان و آزادي فكري قايل نمي شوند.

مسأله بعدي مصونيت آنان از تعرض به خاطر دينشان است. لذا ما شاهد وجود آزادي بيان وفكر در جامعه آن روز در كنار احترام به

مصالح جامعه هستيم؛ يعني با اين همه اجازه تعدي و تعرض و خروج از پيمان به يهوديان و هم پيمانان پيامبر(ص) داده نشده است،

چرا كه در غير اين صورت هرج و مرج، جامعه را فرا خواهد گرفت.

اين معاهده مي تواند اساسنامه سياست خارجي دولت اسلامي در هر دوره اي باشد.

 

حقوق اقليتهاي مذهبي در حكومت پيامبر(ص)

 

معاهداتي كه پيامبر(ص) با دو قوم يهود و مسيحي آن زمان داشتند، گواه حفظ و رعايت حقوق اقليتها در حكومت ايشان است.

پيامبر(ص) در پيماني كه با مسيحيان مهاجم نجران بستند، به چند نكته تأكيد ورزيدند كه از آن جمله مي توان به حفظ و قبول امنيت

جاني و مالي و مذهبي ايشان، آزادي در عمل به فرايض ديني، عدم تغيير در حقوق و امتيازها- با وجود مهاجم بودن ايشان- احترام به

اسقف ها و كشيشان و...، اشاره كرد.

مطالعه اين سند، وسعت آزاد انديشي حضرت محمد(ص) را نشان مي دهد و اتهامهايي را كه بر ايشان مبني بر جنگ افروزي از ناحيه

غربيان وارد شده، خنثي مي سازد.

ما، علاوه بر رعايت حقوق اقليتهاي مذهبي در حكومت پيامبر (ص) شاهد جايگزيني امنيت، صلح و آسايش عمومي به جاي جنگ،

نفاق و كينه توزي هستيم.

 

جهاد در فقه اسلامي و برخورد معاندان با اين موضوع

 

يكي از مسايل قابل توجه در مناسبات پيامبر(ص)، مسأله تعهدات بين المللي ايشان بود و اين امر در شيوه دعوت سران حكومتهاي

مقتدر آن ايام كه چيزي به نام تعهدات بين المللي در روابط خارجي كشورها وجود نداشت، روشن و آشكار است.

پيامبر(ص) در اولين گام دعوت سران كشورها، با فرستادن پيك و نگارش نامه، آنان را به اسلام دعوت كردند. همچنين، در مقابل

متجاوزان مسيحي نجران، با پيمان صلح و قايل شدن حقوق، به پيامبر رحمت بودن خويش مهر اثبات زدند، حال آنكه مي توانستند

چون سران حكومتهاي موجود آن ايام، درصدد انتقام برآيند. در زماني كه در ميان مسيحيان تفتيش عقايد يك امر مرسوم بود، ايشان به

يهوديان و مسيحيان آزادي فكر و عقيده در درون خاك اسلامي عطا مي كنند؛ لذا اتهام جنگ ورزي به ايشان، اتهامي بي اساس

است.

اسلام دين محبت، صلح و امنيت است. در واقع، سياست مسالمت آميز ديني مسلمانان باعث گرويدن پيروان ساير اديان به اسلام

بوده است نه زور و قدرت و آنچه در تاريخ به عنوان جنگهاي پيامبر(ص)، عنوان شده، بيش از هر چيزي جنبه دفاعي داشته است. لذا

مبناي ارتباط در اسلام، جنگ نيست.