بسم الله الرحمن الرحيم

 

نشان هاي انتخاباتي و باقي مسايل

نويسنده: محمد هاشم "كابلي"

در اين روزها فضاي كمپاني انتخاباتي كانديداهاي ولسي جرگه و شوراهاي ولايتي افغانستان، قبل از آنكه آكنده از شور و هيجان باشد مملو از اعتراض ها، تهديدها، عصيبيت ها و زورگويي هاست.

اكثريت قريب به اتفاق كانديداهاي ولسي جرگه، از نشان هاي انتخاباتي خود شكايت دارند و اين نشان ها را نه تنها در شأن يك انتخابات ملي و شايسته مقام و جايگاه رفيع پارلمان نمي دانند بلكه معتقدند كه بسياري از اين نشان ها، براي كانديداهاي ولسي جرگه، توهين آميز و خلاف كرامت انساني است.

برخي از اين نشان ها عبارتند از: اشكال سگ، گاو، گوساله، مرغ، خرگوش، بوجي، نعل اسب، چراغ بايسيكل، گاو، بيلرتيل، چرخه كاغذ پران، موزه، جاور، كرم و برس دندان، گربه، پر مرغ، چانيك چاي، گيلاس آب، كيك، كاست، صابون حمام، شانه موي، شتر، قيچي، مار و امثال اينها.

اكثر كانديداهاي ولسي جرگه و شوراهاي ولايتي، بدليل آنكه به خاطر نشان هاي انتخاباتي شان مورد  استهزاء و تمسخر مردم قرار گرفته اند به شدت عصبي و ناراحت اند و كميسيون انتخابات را متهم مي كنند  كه با اين نشان هاي مسخره خود، با حيثيت و كرامت انساني كانديداها بازي كرده است.

اين عده از كانديداهاي معترض مي گويند بايد كميسيون انتخابات، نشان هايي را تعيين مي كرد  كه با فرهنگ و عنعنات ملي، و اعتقادات مذهبي كانديداها سازگاري و مطابقت مي داشت.

اگر چه دفتر مشترك تنظيم انتخابات در كابل علت انتخاب اين نشان ها را از طرف  اين دفتر، كثرت كانديداها مي داند ولي اين استئلال تا هنوز نتوانسته است  هيچ يك از كانديداهاي معترض را قانع نمايد.

به خصوص از اين جهت كه مردم افغانستان اصالتاً  مردم شوخ طبع، بذله گو و طنز پرداز اند و در اين روزها ذو ق بذله گوئي و شوخي هاي "شوخك" وار  اين مردم گل كرده و هر  كانديدا را نه  به نام خودش بلكه به نشان انتخاباتي اش صدا مي كنند. مثلاً من به  مرغ رأي مي دهم،  ديگري مي گويد كانديد مورد نظر من آهو است،

همچنين براي كانديدي كه نشان انتخاباتي اش بوجي گندم است مي گويند فلاني از همين حالا  براي چور و چپاول مردم، جوال دوخته است،

كانديد ديگري كه با نشان انتخاباتي صابون حمام، تبليغات خود را شروع كرده است، بيش از همه مورد استهزاء و تمسخر اطرافيان خود قرار دارد، مردم با كلمات طنز آميز به او مي گويند او مي خواهد به جان ملت بيچاره افغانستان صابون بمالد و قس عليهذا . . .

در مجموع اين نشان هاي انتخاباتي كه معلوم نيست از تراوشات مغز كدام متفكر فيلسوف نما؟! است در اين روزها بازار جوك پراكني و  شوخي هاي شيرين طنز آميز را در تمام ولايات افغانستان داغ كرده است.

به حدي كه برخي از كانديداهاي كه نشان هاي انتخاباتي گاو و شتر و گربه و خرگوش و مرغ  و ماهي و امثال اينها را دارند از شرم اين نشان ها و از ترس شوخي ها و شيطنت هاي حريفان خود، نمي توانند آزادانه به تبليغات پرداخته و علامت نشان هاي خود را در پوسترها و اوراق تبليغاتي چاپ نمايند، به نظر مي رسد اين نشان  ها نه فقط براي خود كانديداها بلكه براي آبرو و پرستيژ افغانستان، افتضاح بزرگي را به بار آورده است.

موضوع ديگري كه در آستانه برگزاري انتخابات، نگراني هاي جدي بوجود آورده است، مسئله تهديد برخي از كانديداها از سوي افراد ناشناس؟! در تعدادي از ولايات و ولسوالي ها و حتي در قلب پايتخت افغانستان است.

اين تهديدها جدي است و اكثر كانديداهاي كه تاكنون به اشكال مختلف مورد تهديد و ارعاب قرار گرفته اند جزو كانديداهاي مخالف دولت آقاي كرزي بوده اند،

همزمان با اين تهديدها، گروه طالبان نيز شمشير خشونت و تروريزم را تيز كرده و بالاخص در مناطق  ناامن جنوب افغانستان كه جولانگاه فعاليتهاي تروريستي و دهشت بار طالبان است اين شمشير خون آلود را براي ترساندن مردم و كانديداها به هوا تكان مي دهند. اگرچه اخيراً اين گروه اعلام كرده است كه از اجراي عمليات جنگي در جريان انتخابات خودداري مي كند ولي مردم افغانستان تا صداقت اين ادعا را تجربه نكنند به آن اعتماد نخواهند كرد.

با اين وضعيت بحراني و امنيت شكننده اي كه در ولايات جنوبي افغانستان حكمفرماست معلوم نيست پروسه انتخابات در اين مناطق با چه سرنوشتي دچار خواهد شد.

در اكثر ولايات افغانستان و از جمله در پايتخت، دو گروه از كانديداها از وضعيت موجود راضي و خوشحال به نظر مي رسند،

گروه اول، كانديداهاي تحت الحمايه دولت و يا وابستگان به قدرت هاي محلي

و گروه دوم، جماعت تاجران و ثروتمنداني كه خود را كانديد كرده اند،

در هر دو حالت، پول نقش اول را بازي مي كند.

بندل هاي پول در واقع به منزلۀ پله هاي نردباني است كه صاحب خود را به عمارت پارلمان بالا مي برد، يا به تعبير دقيق تر، كانديداي پولدار با طي كردن و عبور از اين پله هاست كه شاهد مقصود(پارلمان) را به آغوش مي كشد.

در اين آشفته بازار آ ميخته با توطئه و پول و تفنگ و سياست، كانديداي كه نه پول دارد و نه از حمايت و پشتيباني هاي آنچناني دولت برخوردار مي باشد، و در ضمن  قلبي پردرد، سري پرشور و كوله باري از دانش و تحصيل و تجربه را هم بر دوش دارد، براي رفتن به پارلمان فقط بايد به لطف خدا و بخت و اقبال خود متكي باشد و در اين مدت كمپاين انتخاباتي بايد حداكثر تلاش  نمايد تا مردم و اطرافيان خود را از توانايي ها، صالاحيت ها و عشق و ايمان خود آگاه نموده و حمايت و پشتيباني آنان را جلب نمايد.

حمايت مردم، طلسم پول و غرور تفنگ را هم مي شكند. پايان