بسم الله الرحمن الرحيم

 

افغانستان و ضرورت تشكيل پارلمان اسلامي

نويسنده : داكتر محمد قادر

نام، وظايف، صلاحيت ها و طرز تشكيل شوراي ملي افغانستان بطور مفصل در قانون اساسي ذكر شده است و نيازي به تفسير بيشتر ندارد. بنا بر اين وقتي گفته مي شود افغانستان به شوراي ملي يا پارلماني اسلامي نياز دارد اين موضوع به معناي ضرورت تعديل در قانون اساسي و يا تغيير نام اين شورا در قانون اساسي نيست، بلكه منظور از طرح اين مسأله، محتوا، عملكرد، اهداف و سيستم اجرائي شوراي ملي افغانستان است كه قاعدتاً بايد اسلامي و منطبق با معيارها و ارزشهاي دين مقدس اسلام باشد. زيرا؛

اولاً افغانستان يك كشور اسلامي و نام دولت، دولت جمهوري اسلامي افغانستان است.

ثانياً در قانون اساسي به صراحت قيد شده است كه هيچ قانوني در افغانستان كه مغاير با احكام و ارزشهاي دين مقدس اسلام باشد تصويب و يا تطبيق شده نمي تواند.

گذشته از اين دو مورد، اصل دموكراسي و رعايت نظر اكثريت در تعيين نوع حكومت و تصويب قوانين، ايجاب مي كند كه پارلمان به عنوان عاليترين مرجع قانونگذاري، بايد در سياست ها، اجراآت و پروسه قانونگذاري، در راستاي اهداف اسلامي حركت كند، زيرا مردم افغانستان نه فقط اكثريت، بلكه به استثناي دو تا سه صد هزار جمعيت هندو و سيك، بقيه صد فيصد مردم الحمد الله مسلمان اند و قلباً مايل اند در زير چتر قوانين اسلامي زندگي كنند. اين مردم همانگونه كه فرهنگ الحادي كمونيزم را نپذيرفتند در برابر فرهنگ برهنگي و فحشاگستر ليبراليزم غرب نيز سر تسليم فرود نمي آورند، و هر گاه مقايسه اي در كار باشد، افغانهاي مسلمان و مذهبي، بدون كوچك ترين شبهه و ترديدي، زندگي در پرتو قوانين انسان ساز اسلام را نسبت به زندگي در سايه فرهنگ هاي منحط بيگانه، ترجيح مي دهند و به اين قضاوت خود اعتماد دارند. بنا بر اين افغانها همانگونه كه خواستار تطبيق و حاكميت قوانين اسلامي در جامعه خود مي باشند، علاقه دارند پارلمان يا نهاد قانونگذار نيز يك نهاد معتقد و باورمند به ارزشهاي متعالي اسلام بوده و به هنگام تصويب قوانين و لوايح، اين ارزشهاي متعالي و همچنين مصالح علياي ملت و مملكت را معيار عمل قرار دهد.

اينكه افغانها از تروريزم طالبان، متنفر اند يك واقعيت عيني است، و همچنين اين مسأله كه گروه جنايت پيشه و متحجر طالبان، اعمال و سياست هاي جنايتكارانه و نفرت انگيز خود را در زير پوشش دين و شريعت انجام داده و از احكام شريعت، تفسير غلط و وارونه اي ارائه مي كردند بر هيچكس پوشيده نيست. و خوشبختانه مردم ما به خوبي درك مي كنند كه آنچه طالبان به نام شريعت، تبليغ و اجرا مي كردند يك مشت اوهام و اباطيل ضد شريعت بود و در واقع آنها ماموريت داشتند چهره نوراني و مقدس اسلام و شريعت را در افكار عمومي جهان، خشن و لكه دار جلوه دهند، ولي اكنون همه مي دانند كه تحجر گرايي طالبان، كه با قتل عام هاي وحشيانه و تصفيه هاي خونين نژادي همراه بود در نقطه مخالف اسلام قرار داشته و دارد.

آنچه كه مايه تشويش و نگراني است اين است كه تعدادي از شخصيت ها و چهره هاي غير مذهبي و سكولار كه در اطراف اقاي كرزي جمع شده اند از آنچه كه بنام شريعت ملا عمر و طالبان ياد مي شود به عنوان يك حربه سياسي و تبليغاتي جهت كوبيدن اسلام و نيروهاي مجاهد "اسلام محور" سوء استفاده مي كنند.

وقاحت اين گروه به حدي است كه تا كسي از حكومت اسلامي، قانون اسلامي، جمهوري اسلامي و پارلمان اسلامي نام ببرد، سيل تهمت ها و افتراآت را به سويش جاري مي كنند و او را طالب، بنيادگرا، متحجر، و همفكر ملا عمر مي نامند.

اين عناصر لامذهب سكولار، اگر چه خوب مي دانند كه همين افراد و جناحهايي كه امروز از اسلام دفاع مي كنند كساني هستند كه با تمام قوا و امكانات خود پنج سال تمام فتنه طالبان و القاعده، در تمام نواحي و ولايات كشور مبارزه كرده و هزاران شهيد داده اند، . . . غرب گراهاي تازه بدوران رسيده اين واقعيت ها را خوب مي دانند، ولي با وجود اين آگاهي متأسفانه بازهم بر اساس "استراتژي جنگ پنهان امريكا عليه اسلام و مجاهدين" دست از تهمت ها و توطئه چيني هاي خود بر نمي دارند و عناصر مؤمن و معتقد به اسلام را هواداران طالب ناميده و در تبليغات خود مي گويند نبايد اين مسلمانان بنيادگرا به پارلمان راه پيدا كنند.

با توجه به اين پروپاگندهاي حق ناشناسانه طيف غرب گرايان، وظيفه شما ملت عزير افغانستان است كه به كساني در اين انتخابات راي دهيد كه مسلمان و پاي بند به احكام و شعاير اسلامي باشند.

مهم نيست كه اين افراد، مجاهد اند يا كانديد مستقل، روشنفكراند يا عالم مذهبي، شيعه هستند يا سني، آنچه اهميت دارد مسلمان بودن، تعهد داشتن، با سواد بودن و خدمتگزار بودن آنهاست.

راه مجاهدين و راه كانديداهاي اسلام گرا، از راه پر از خون و خيانت طالبان جداست، در بين اينها حتي يك نفر هم پيرو ملا عمر يافت نمي شود امّا در ميان طيف غرب گرايان، عده بيشماري از متحدين و غلامان حلقه بگوش آمريكا و انگليس و اسرائيل به چشم مي خورد.

بهر حال، تشكيل پارلمان با اهداف و ساختار اسلامي، يكي از آرزوهاي ديرينه ملت مسلمان افغانستان، و كليد حل بسياري از مشكلات و پرابلم اين كشور تازه رها شده از دايره خونين جنگ و خشونت است. پايان