بسم الله الرحمن الرحيم
به كسي رأي مي دهيم كه به آن
اعتماد داريم
نويسنده: قيام الدين وصال
امروز
بحث پارلمان و شوراهاي ولايتي از موضوعات بسيار داغ و موضوع و مبحث تحليلي مردم
شده است. اولين سؤالي كه هر يك از ديگري مي كند اين است كه به چه كسي رأي خواهي
داد؟ و كانديدان مورد نظر تو چه ويژگيهايي دارد؟ و بعضي ها نيز مي گويند اصلاً چه
ضرورتي به رأي دادن ماست و از نگاه منتقدانه مي گويند چه رأي بدهيم و چه رأي ندهيم
ليست اعضاي پارلمان قبلاً تنظيم شده است!!
موضوع بر سر اعتماد و يا عدم
اعتماد است. اعتماد به كسي كه مي خواهند رأي بدهند تا براي كشور عقب نگهداشته شده
افغانستان و مردم زجر كشيده آباداني و عزت و سربلندي بياورد و عدم اعتماد به كسي
كه در شرايط مختلف بي كفايتي خود را به مردم نشان داده است و به چيزي جز خدمت به
بيگانگان و اندوختن ثروت نمي انديشد.
يقيناً حق تمام مردم ما است
كه به كسي رأي بدهند كه به او و عملكرد
آينده اش در پارلمان اعتماد داشته باشند. مردم مي خواهند كسي به پارلمان برود كه
از دين و مملكت آنان دفاع كند.
براي انتخاب چنين فردي نياز
به بررسي هاي زيادي است كه از بين . . .
نفر كانديدان بتوان 249 را انتخاب و روانه پارلمان كنند.
از طرفي اطلاع رساني به مردم
آنگونه كه لازم است انجام نمي شود، وسايل ارتباط جمعي و رسانه اي كشور تا هنوز به
اندازه كافي قدرت نگرفته اند تا تمام نقاط كشور را تحت پوشش خود قرار دهند. از اين
بابت مردم دچار مشكل اساسي هستند و اين امر سختي كار را چند برابر مي كند.
تعدد زياد كانديدان پارلمان و
نيز برگزاري همزمان انتخابات شوراهاي
ولايتي كار را پيچيده تر كرده است بگذريم از قوانين متفاوت كه در هر منطقه به شكل
ديگري اجراء خواهد شد.
اعتماد به كانديدان چيزي نيست
كه با سفارش يك يا چند دولت خارجي كه بر حسب جبر زمان در مملكت ما حضور پيدا كرده
اند انجام شود و يا كدام مؤسسه خارجي كه زير عنوان بازسازي و فعاليتهاي خيريه اي و
مردمي به اقدامات خارج از وظايف خود دست مي زنند سفارش كانديدان را بكنند و اعتماد
مردم هم در مورد اين كانديدان بدست آيد.
بر عكس مردم كشور ما بخاطر رو
حيه ضد اجنبي و خارجي كه دارند در هيچ مقاطع تاريخي حاضر به پذيرش پلانها وسفارشات
بيگانگان نشده اند و هميشه برخلاف نظر خارجي ها تصميم گرفته و عمل كرده اند. مردم
افغانستان فعلي مردم 25 يا 27 سال قبل نيستند آنها با پشت سر گذاشتن تحولات زياد
ناشي از اشغال كشورشان و اجراي پلانهاي مختلف از جانب كشورهاي غربي و متحدين منطقه
اي آنها داستانهاي زيادي را ديدند و شنيدند و هر كدام را پس از ديگري خنثي كردند.
اگر چه اين كار با دادن خسارات زياد مادي و معنوي و نيز از دست دادن عزيزانشان
تجربه شد ولي آنچه براي مردم وطن ما باقي ماند آزادي و حفظ روحيه ضد استعماري است.
مردم ما به استقلال كشور و به دين و عزت
خود بيشتر از هر چيز در اين دنياي خاكي ارج و اهميت قايل هستند و حاضر نيستند براي چهار دالر و چند كلدار و زرق و برق
دنيايي ماده پرستان ارزش ها و اصول ديني و مذهبي خود را معاوضه كنند – شكم گرسنه
را تحمل مي كنند، سر بر زمين خاكي مي گذارند ولي مانند اجداد و نياكان خود آزاده
هستند و مزدور كسي نمي شوند. به اين علت است كه در اين مرحله كه پارلمان را پيش رو
داريم تمام تلاش و سعي خود را خواهند كرد تا كانديداني به پارلمان راه پيدا كند
كه حافظ
دين و مملكت و منافع ملي آنان باشد.
با ذربين دقيق و بسيار حساس
تمام تحركات عناصري كه يا خارجي ها مرتبط هستند و جيره مي گيرند را زير نظر دارند.
مردم كشور عزيز ما خوب به ياد
دارند كه چه كساني در طول 14 سال تجاوز اردوي تا دندان مسلح شوروي از وطن و ناموس آنان دفاع كردند.
خير است كه در اين راه مردم متحمل خسارات زيادي شدند و از جانب بعضي از قوماندانان
و يا افراد مسلح كدام مشكل و سختي را نيز كشيدند ولي اگر قرار باشد بين فرزند
خودشان كه در سردي و گرمي، گرسنگي و تنگدستي همراه و همدوش آنان بودند و از خودشان
بوده و افراد پرورش يافته در دامن غرب و شرق كه دور از مشكلات و سختي هاي مردم در
كاواره خانه ها و رقاص خانه ها دنبال عيش و نوش بودند و اكنون با فرصتي كه بدست
آورده اند به وطن بازگشته يكي را انتخاب كنند قطعاً خواهند گفت كه فرزند بد ما بهتر
از حرامان ديگران است.
مردم افغانستان در مدت چندين
سال مقاومت و دفاع از وطن با تحمل سختي هاي دوران طالبان كه با حمايۀ
مهمانان ناخوانده حاضر بوجود آمدند خوب مي دانند
كه كانديدان مورد اعتمادشان چه كساني هستند، اعتماد به كسي خواهند كرد كه
در پارلمان قوانين اسلامي وضع كند ، به كسي اعتماد خواهند كرد كه مدافع مردم باشد، به كسي اعتماد خواهند كرد
كه از متن مردم از خود مردم باشد و در دامن همين مردم و در شرايط سخت پرورش يافته
باشد. اطمينان به كسي مي كنند كه وطن را نفروشد، به كسي اطمينان مي كنند كه روحيه
استقلال طلبي داشته باشد، بفكر آباداني كشور باشد، قوانيني در پارلمان به تصويب
برسانند كه عزت و افتخار براي مردم بياورد نه ذلت و خواري و قرار دادن مردم و كشور
زير سلطه ي بيگانگان.
بايد كانديداني كه به پارلمان
راه مي يابند و كامياب مي شوند بدانند اگر گذشتگان بر سر اشتباه بخشي از خاك كشور
را تحت نام ديورند به بيگانه دادند نه تنها پارلمان آينده چنين خيانتي نكند بلكه
حق و حقوق از دست رفته مردم را بگيرند.
پارلماني كه مانع تجاوز عساكر
خارجي به حريم خصوصي و زندگي شخصي مردم بشود پارلماني كه حافظ ناموس مردم باشد و
با تنظيم قوانين مانع از تلاشي ناموس مردم بدست عساكر بيگانه شود مانع از حمله هاي
آنان به خانه هاي مردم شب و نيمه شب وقت و ناوقت بشود.
مردم اميد به آن دارند كه
اكنون كه دولت فعلي اقتدار كافي ندارد و بنا به ملحوضاتي كه دارد مانع ضايع شدن
حقوق و ارامش مردم توسط عساكر بيگانه نمي شود و يا قدرت توان يك اخطار و تذكر را
به پايين ترين فرد آنان ندارد، حداقل پارلمان باقدرت باشد.
از طرفي ما مي دانيم و مي
بينيم كه كشورهايي كه منافعي را براي خود در افغانستان تعيين كرده اند در اين
پروسه بي كار ننشسته اند با بهره گيري از زور نظامي و صرف پول زياد و استفاده از
بي اختيار و بي صلاحيتي دولت تلاش مي كنند تا افرادي به پارلمان بروند كه يا مزدور
دست به سينه آنان باشند و يا افراد خنثي و بي غيرتي باشند كه هيچ استقلالي خود
نداشته باشند اگر كه بيگانگان بتوانند به توسط مؤسسات كه بنام NGO ها ياد مي شوند و اعمال زور و بخصوص تقلب كه تجربه
ي انتخابات رياست جمهوري را نيز داريم نمايندگان مورد نظر خود را به پارلمان داخل
كنند آن زمان است كه بايد فاتحه كشوررا خواند و آنوقت است كه دشمنان آزادي و
استقلال كشور با تصويب قوانين مورد نظر خود و بتوسط قواي اجرايي كه قبلاً در
انتخاب رياست جمهوري و نصب وزراء در كابينه موفق شدند هر كاري را كه بخواهند در
افغانستان خواهند كرد و تمام فعاليتهاي استعماري آنان جنبه ي قانوني پيدا مي كند.
وقتي
مردم مابه نتايج سفر ماه جوزاي 1384 جناب رئيس جمهور كرزي به آمريكا توجه كنند و
اينكه رئيس جمهور آمريكا آقاي بوش چه پاسخي به ايشان دادند خوب درك مي كنند كه
چگونه پارلماني براي كشور لازم است و تا چه اندازه ما را حقير دانستند و تحقير
كرده اند كه اختيار كشور خودمان را نداريم.
آقاي
كرزي در اين سفر 2 خواسته از بوش داشته است كه در نشست خبري قبل از سفر بيان كرده؛
1- از
آمريكا خواهد خواست تا نيروهاي آن كشور مستقر در افغانستان به دستورات وزارت دفاع
افغانستان عمل كنند.
2- از
جورجو بوش خواهد خواست تا زندانيان افغاني محبوس در گوانتانامو به دولت افغانستان
سپرده شود.
حال شما
هموطن عزيز را به دستاوردهاي جناب كرزي در اين سفر متوجه مي سازيم.
- روزنامه نيوزتايمز روز جمعه . بر اساس تحقيق ارتش
آمريكا در باره بدرفتاري عساكر ارتش با محبوسين افغانستان در ميدان بگرام كه بر
اثر شكنجه موجب مرگ دو نفر شده بود اين خبر را نشر كرد.
- جناب
كزي نيز بخاطر اينكه در نزد افكار عمومي با سؤلات مختلف مواجه نشود يك موضع گيري
سطحي كرد و در كنفرانس خبر گفت از بد رفتاري با اسراي افغان به دست عساكر آمريكايي
ناراحت است.
- كرزي
در همين كنفرانس خبري اعلام كرد وي در گفتگوهايش با جورج بوش از وي خواسته است:
تمام محبوسين افغان كه در گوانتانامو در بازداشت آمريكا هستند را به افغانستان
تحويل دهد.
- ولي
جورج بوش رئيس جمهور آمريكا در كنفرانس مشترك خبري 2 جوزاي 1384 اعلام كرد:« هيچ
قولي در اين زمينه به كرزي نداده است».
- بوش گفت:
«همانطور كه مي دانيد سياست ما اين است كه بايد روال معمول در مورد كساني كه در
گوانتانامو نگهداري مي شوند را طي كنيم و بعد به كشورهايشان پس بفرستيم.»
وي گفت:
آمريكا به مرور زمان همين كار را در مورد زندانيان افغان انجام خواهد داد.
- موضوع
دومي كه كرزي درخواست كرده بود، هماهنگي قواي آمريكا با وزارت دفاع افغانستان
بود كه اين خواسته نيز نه تنها ناديده
گرفته شد و بنفع افغانستان تمام نشد بلكه با امضاء موافقتنامه مشترك ضمن صحه
گذاشتن به تمام اقدامات عساكر آمريكايي و خارجي در افغانستان اختيارات بيشتري را
به آقاي جورج بوش دادند.
شما
هموطن: به اين نكته خوب توجه كنيد آقاي كرزي تا قبل از سفر به آمريكا در بيانات
خود محكم از اين دو موضوع سخن مي گفت و گويي عازم آمريكاست تا حق خود را بگيرد.
امّا جو و فضاي مذاكره بعد از رسيدن ايشان به قصر سفيد كاملاً متفاوت شد.
درست يك
روز پيش از سفر كرزي به آمريكا روزنامه نيويارك تايمز يك گزارش 3 صفحه اي از سفارت
آمريكا در افغانستان را به نشر رسانيد. در اين گزارش ديپلماتهاي آمريكايي جناب
كرزي را در مبارزه با مواد مخدر مقصر دانستند و اعلام كردند كرزي در اين باره
ناكام بوده است و در اين رابطه افشاگري كردند.
گزارش 3
صفحه اي سفارت آمريكا در كابل به مقامات كشورشان آقاي كرزي را دست پاچه كرد و
ورخطا شد كه مبادا اربابان و دوستان ديرينه ي جنابشان بر او خشم كنند به همين خاطر
2 موضعي كه قبل از سفر اعلام كرد كه به نتيجه و به سود كشور نشد كه هيچ امتيازات
بيشتري هم به ميزبان خود داد و چپن بردوش برگشت.
فشرده
تفاهم نامه مشترك ايلات متحده آمريكا و افغانستان: 2 جوزاي 1384
1-
كمك به ساختن دولت نيرومند و مؤثر:
سؤال با
چه قيمتي به قيمت حضور تعداد نامحدودي مستشار در وزارتخانه ها و رياستها و ادارات
دولتي و قواي مسلح كشور و گماردن نيروهايي كه تازه از غرب و عمدتاً آمريكا آمده
اند و خانه نشين كردن افرادي كه ساليان زيادي براي كشور زحمت كشيدند.
2- تشويق توسعه آزادي و
دموكراسي . . .
اين
ماده تا چه حدي براي جامعه اسلامي ما تعريف شده است. آزادي و دموكراسي از مدل غربي
كه خود در منجلاب فساد غرق شده اند يا آزادي و دموكراسي به مبناي دين مبين اسلام و
حكومت دين مندار.
3- حمايت از روابط دوستانه،
همكاري ميان مردم و تقويت روابط ميان جوامع آمريكا و افغانستان براي دسترسي به
ديدگاه مشترك و همكاري در زمينه چالش ها و ظرفيتهاي موجود.
براي
اين ماده چه تفسير و تعبيري كرده اند.
رابطه
اي با اين تعريف كلي گويي چگونه اجرايي و عملي خواهد شد، چه كسي سود مي برد و چه
كسي زيان خواهد ديد آيا بعد از سقوط طالبان و آمدن آمريكايي ها به افغانستان مي
توانسته ايم افكار و بينش ديني و اسلامي خود را در جامعه آنان مطرح كنيم و يا اين
اجازه را به ما داده اند يا بر عكس اين آمريكايي ها و انگليس ها هستند كه با
استفاده از ضعف دولت كرزي تعداد زيادي از جوانان ما را به دين مسحيت دعوت كردند و
اعزام گروپهاي تبليغي به كابل در حال توسعه دين و آئيين مسيح در بين مردم مسلمان ما
هستند رابطه اين مردم با اين فرهنگ با مردم آمريكا و آن فرهنگ چگونه خواهد بود.
اين كه
آمريكايي ها تعدادي از شخصيتهاي سياسي – فرهنگي و نظامي كشور ما را در سفرهاي
كوتاه مدت به آمريكا دعوت مي كنند و باغ هاي سبز و سرخ را به آنان نشان مي دهند و
ده ها كار اپراتيفي را روي آنان تطبيق مي
كنند چه تعريفي براي تقويت رابطه ميان جامعه ي ما با جامعه آمريكا است و آيا
افغانستان نيز چنين توانمندي را دارد كه حداقل اين كار دو طرفه باشد.
در
بخش امنيتي نيز چند ماده را از نظر شما گراميان مي گذرانيم.
1-
كمك به سازماندهي، آموزش، تجهيز و تمويل نيروهاي امنيتي افغانستان.
فقط اين
سؤال كفايت مي كند كه چنين سازمان امنيتي يا استخباراتي كه سازمان جاسوزي C.I.A آن را
بازسازي و تمويل نمايد جزء خدمت به سيستم و مرجع آبادگر خود به چه مرجع ديگري
پاسخگو خواهد بود، چه مقدار در جهت منافع كشور فعاليت خواهد كرد پرسونلي كه به كار
گمارده مي شوند از فيلتر چه سازماني جز سازمان C.I.A مي
گذرند و آيا وقتي يك سازمان استخباراتي بيگانه پرسونل امنيت ملي را استخدام كند،
معاش بدهد و . . . ديگر اين سازمان امنيت براي افغانستان وظيفه اجراء خواهد كرد و
يا مكلف است با سازمان C.I.A پسخگو باشد و طبق هدايت آنان كار كند. حال با وصف
اين وضعيت خود حديث مفصل از اين . . .
2-
ادامه عمليات ضد تروريزم در همكاري با نيروهاي افغان.
اين
همان است كه به عساكر آمريكايي اختيار مي دهد بدون كدام دليل و سؤالي و بدون هيچ
هماهنگي با وزارت دفاع افغانستان هر كاري كه بخواهند انجام دهند.
3- تقويت روابط افغانستان با
ناتو.
اگرسازمان
ناتو و اعمال آن در كشورهاي مختلف بررسي
شود و اگر اهداف آمريكا در اين سازمان نقد شود و اگر هدف آمريكا از كشاندن
افغانستان به محيط ناتو دقيق بررسي و نقد شود آنگاه مي بينيم كه هيچ خيري براي
كشور و ملت قهرمان ما ندارند، بلكه منشأ شر هم مي شوند.
4- حمايت از ابتكار امنيت در
مرزهاي افغانستان:
اين
ماده يعني اينكه افغانستان به پايگاه و پلي براي آمريكا تبديل شود تا به هر شكلي
كه صلاح بداند با كشورهاي همسايه افغانستان عمل كند.
ايجاد
پايگاههاي نظامي توسط ارتش آمريكا در مرزهاي افغاسنتان به همين منظور است كه قريب
به دو سال است در دست مطالعه مي باشد و در بعضي مناطق نيز پايگاههاي خود را اي جاد
كرده اند.
5-
و مورد ديگر اين تفاهم نامه كه بعلت طولاني
شدن از آن صرف نظر مي شود، خلاصه اينكه مقامات آمريكا در سفر كرزي به اين
كشور به خواسته هاي او جواب رد دادند و
كرزي دل گرم از توافقنامه اي كه با بوش امضاء كرد فقط به اين سخن خود اكتفا كرد
كه گفته است «آن روزها ديگر گذشت كه افغانستان كم زور باشد و ديگران هر وقت دلشان خواست بيايند و در آن مداخله كنند، اين اعلاميه
مشترك را افغانستان به همين دليل مي خواست كه ديگر مورد تاخت و تاز قرار نگيرد و
ميدان بزكشي كسي نباشد»
حال
ما معني كلمات را فهميديم؛
كم زور
بودن = با زور ديگران زور داشتن
جلوگيري از مداخله = با مداخله ديگران جلو مداخله كسي
را گرفتن
تاخت و
تاز = هر تاختي به غير از تاخت عساكر آمريكا و انگليس
ميدان
بزكشي = ميداني كه بز كش هاي آمريكا و انگليس آزاد هستند. پايان