پيمان ستراتيژيک چه
هدفي را دنبال مي کند؟
نويسنده: خدادوست
رئيس
جمهور افغانستان موضوع برقراري رابطه ستراتيژيک با امريکا را وقتي مطرح کرد
که وزير دفاع امريکا از کابل بازديد مي نمود. رسانه هاي دولتي با تدوير
ميزگرد هاي و انجام مصاحبه ها به طرفداري از اين پيشنهاد به تبليغات
وسيع دست زده اند. به خاطر روشن شدن موضوع و بررسي جنبه هاي مثبت و منفي اين
پيشنهاد، ابتدا به طرح نظريات دولت در زمينه مي پردازيم.
دولت مي
گويد: داشتن رابطه ستراتيژيک با امريکا، افغانستان را قادر مي سازد،
تا از خود دفاع نمايد، به پيشرفت اقتصادي نايل خواهد آمد و جلو
مداخلات خارجي را می تواند بگيرد. دولت مي گويد، چنين يک رابطه
پهلوهای اقتصادي، سياسي و نظامي خواهد داشت. "حامدکرزي" در برنامه
انتخاباتي خود داشتن رابطه ستراتيژيک با امريکا را پيشنهاد کرده بود.
اکنون که او انتخابات رياست جمهوري را برنده شده، مي گويد، مردم افغانستان
به برنامه انتخاباتي او رأي داده و داشتن رابطه ستراتيژيک با امريکا خواسته
است. براي آماده کردن زمينه ذهني براي عقد چنين پيماني، او از همه
امکانات، به شمول استفاده از رسانه هاي دولتي، کار مي گيرد.
مشاورين
"کرزي"، استادان دانشگاه کابل، که از سياست هاي او حمايت مي کنند، و به
اصطلاح تحليل گران امور سياسي در ميزگرد هاي راديويي و تلويزيوني شرکت داده
مي شوند؛ تا به طرفداري از اين طرح ابراز نظر کنند. گرداننده گان اين برنامه
ها سؤالات را طوري مطرح مي کنند که از طرح مذکور تاييد صورت بگيرد. تا
اکنون هيچ نظر مخالف اين پيشنهاد از طريق رسانه هاي دولتي پخش نشده
است. اگر اوضاع را فقط از ديد اين رسانه ها ببينيم، تصور مي شود
که همه مردم افغانستان با اين پيشنهاد نه تنها موافق اند، بل مثل دولت "حامد
کرزي" از امريکا براي قبول آن التماس مي نمايند. واضح است در کشوري که
اين همه اختلافات وجود دارد، نمي توان باور داشت که همه گروه ها، احزاب سياسي و
طبقات مردم در مورد اين پيشنهاد نظر موافق داشته باشند.
به خاطر
روشن شدن انگيزه هاي آشکار و پنهان دولت "حامدکرزي" از طرح اين
پيشنهاد، به تحليل عناصر مختلف عقد چنين، پيمان مي پردازيم.
در بخش
اقتصادي
دولت مي
گويد، داشتن رابطه اقتصادي جزئي از چنين يک پيمان خواهد بود. در اين
شکي نيست که داشتن رابطه نزديک اقتصادي با امريکا به حيث يک نيروي بزرگ اقتصادي و
پرنفوذ در سطح جهان براي کشور، خالي از فايده نيست. وظيفه دولت است تا براي
برقراري رابطه اقتصادي مفيد با امريکا و ساير کشور ها تلاش کند، اما مشروط
کردن رابطه اقتصادي با داشتن روابط خاص سياسي و نظامي با امريکا چندان قانع کننده
نيست. افغانستان در چهارچوب معاهدات بين المللي مي تواند به چنين چيزي دست يابد،
بدون اينکه دست و پاي خود را در پيمان همه جانبه سياسي، اقتصادي و نظامي با يگانه
ابرقدرت، که منافع ويژه خودش را دنبال مي کند، بسته نمايد. امريکا در سه سال
پسين کمک هاي زيادي به افغانستان نموده و اميد است که کمک هاي آن کشور در آينده
نيز ادامه يابد. اما به دلايل گونه گون، نتايج حاصله از اين کمک ها با ارقام
درشتي که در باره آنها داده مي شود مطابقت ندارد. دلايل عمده کم تاثير بودن اين
کمک ها عبارت اند از شرايطي که امريکا بر نحوه استفاده از اين کمک ها
وضع نموده و ناتواني دولت در انتخابات برنامه هاي مناسب به وضعيت افغانستان
می باشد. در کابينه حامد کرزي همه آن هايي که بر مسائل اقتصادي و
عمراني نظارت دارند، برگشته از غرب اند. آن ها درباره بازار آزاد،
خصوصي سازي، کوچک کردن نقش دولت در فعاليت هاي اقتصادي بدون درنظرداشت وضعيت گذشته
و موجود کشور تصميم اتخاذ مي کنند. در نتيجه توسعه اقتصادي در کشور متوازن نبوده،
نحوه توزيع ثروت باعث ايجاد يک طبقه کوچک مرفه و محروم ساختن اکثريت مردم
شده است. به گونه مثال، با صرف بيش از پنج مليارد دالر در افغانستان،
کشور حتا صاحب يک فابريکه سمنت نشد، در حاليکه سمنت ماده اساسي بازسازي را
تشکيل مي دهد. اگر کار بدين منوال ادامه يابد، حتا رابطه ستراتيژييک اقتصادي با
بزرگترين قدرت اقتصادي جهان نمي تواند به بالا بردن سطح رفاه در کشور کمک نمايد.
در بخش اقتصاد، افغانستان طي سه سال گذشته مانند گدايي عمل نموده که با
طلبيدن پول از ديگران لباس بهتر بپوشد و غذاي خوبتر بخورد، ولي کاري براي نجات از
تکدي انجام ندهد.
در بخش سياسي همکاري سياسي ميان دو کشور بخش ديگر پيمان مورد نظر است. در
بعد سياست داخلي هدف از عقد اين پيمان" تحکيم پايه هاي دموکراسي"
در کشور می باشد. طي سه سال گذشته مردم افغانستان شاهد نوعي برنامه ريزي
خارجي در شکل گيري ساختار های سياسي در کشور بوده اند.
نحوه
برگزاري لويه جرگه اضطراري و لويه جرگه قانون اساسی، تعيين چهارچوب قانون
اساسي و سرانجام کوشش براي کاميابي حامدکرزي در انتخابات رياست جمهوري اجزاي
عمده اين برنامه سياسي را تشکيل می داد.
در باره
نتايج اين تلاش ها نظريات متفاوت مي تواند وجود داشته باشد. طبعاً گروه مربوط آقاي
کرزي از اين کار راضي است، اما عده از مردم افغانستان از نحوه مداخلات خارجي و
جانبداري خارجي ها به خاطر به قدرت رساندن افراد مورد نظر شان و
تعيين شکل ساختار نظام کشور ناخورسند بوده اين کار را به زيان افغانستان مي
دانند.
اين
مداخلات در چوکات "قرارداد بن" و يا زير نام آن قرار داد صورت
گرفت. اگر دولت پيماني را در باره همکاري سياسي با يک ابرقدرت عقد کند، راه
براي مداخلات دوامدار در سياست داخلي کشور هموار خواهد شد . اگر افغان ها پس
از تجربه اثرات نا مطلوب چنين مداخلات بخواهند از آن خود را نجات
دهند، بخاطر اينکه مبادا اين کار شان باعث ناخورسندي يک ابرقدرت شود، توان
اين کار را نخواهند داشت.
در عرصه
سياست خارجي، چنين پيماني افغانستان را دنباله رو يک ابرقدرت مي سازد و بر اعتبار
آن به حيث يک کشور اسلامي مستقل در جامعه جهاني ضربه وارد مي کند.
بر
علاوه از آن، ابرقدرت ديد به خصوصي از جهان دارد و منافع ملي
خود را دنبال مي کند. عقد پيمان همکاري سياسی با يک ابر قدرت
تقاضا مي کند که دولت افغانستان همواره از سياست خارجي يک ابرقدرت پشتيباني کند.
اين کار براي يک کشور اسلامي مثل افغانستان، که خصوصيت هاي خو را دارد، کار
آساني نخواهد بود.
در بخش
امنيتي، که تاسيس پايگاه هاي دايمي جزئي از آن است، عقد پيمان ستراتيژيک مشکلات
خود را دارد.
حامدکرزي
مي گويد عقد اين پيمان به خاطر دفاع از کشور و جلوگيري از مداخله خارجي ضروري است.
دفاع از
کشور مي تواند دو پهلو داشته باشد، يکي دفاع از نظام در مقابل مخالفين داخلي
و ديگر دفاع از افغانستان در برابر تجاوز خارجي.
اگر در
پيمان عقد شده موضوع دفاع از نظام در برابر مخالفين داخلي مطرح شود، طوري که همين
اکنون بدون عقد قرار داد چنين کاري صورت مي گيرد، اين کار حکمرانان افغانستان را
در برابر مردم بي باک تر خواهد ساخت و بجاي خورسند نگهداشتن مردم همواره خواهند
کوشيد، تا خوشنودي امريکا را با خود داشته باشند. در اين صورت دموکراسي به مفهوم
واقعي آن مفهوم خود را از دست خواهد داد و نظام قبيلوي زير نام جمهوريت بر کشور
حاکم خواهد شد. ممکن اين کار، تا مدتي قابل تحمل باشد، اما در درازمدت باعث واکنش
گروه هاي مختلف داخلي در کشور خواهد شد و آن ها کشور خارجي حامي دولت را به
اشغال افغانستان و مداخله در امور داخلي آن متهم خواهد کرد. يگانه راه
مطمين دفاع از نظام قانوني کشور ايجاد اداره امنيتي واقعاً ملي وغير سياسي و تأمين
عدالت در کشور است. تعهد دولت به عملي ساختن قانون در عملکرد هايش به صورت واقعي
سبب مي شود، تا دليلي براي بقاي گروه هاي مسلح مخالف نظام وجود نداشته باشد.
سوء
استفاده از يک پيمان امنيتي به خاطر محروم ساختن بخشي از مردم و ادامه سلطه شخصي و
قبيلوي زير نام دموکراسي باعث ايجاد تشنج در کشور مي شود که چنين چيزي نه به
نفع کشور است و نه به مصلحت امريکا.
اگر هدف
عقد پيمان امنيتي با امريکا دفاع در برابر تجاوز خارجي است، در شرايط فعلي چنين
چيزي کشور را تهديد نمي کند. در درازمدت اردوي ملي افغانستان بايد اين وظيفه
پاک را به عهده بگيرد.
حوادث
دو دهه ناآرامي درکشور نشان داد که افغان ها در مقابله با دشمنان بسيار نيرومند
خارجي شايستگي دفاع از کشور شان را دارند . افغان ها زمانی در برابر
تجاوز از خود ضعف نشان داده اند که فريب شعار هاي دشمن خارجي را خورده و يا
دچار اختلافات داخلي شده باشند.
اگر
رهبري سياسي مردمي و با تدبير در رأس امور قرار داشته باشد، مردم افغانستان با
وسايل بسيار ناچيز مي توانند، در برابر تجاوز خارجي از خود دفاع کنند.
اگر عقد
قرارداد امنيتي به منظور جلوگيري از مداخله خارجي باشد، اين هدف مي تواند با
استفاده از قرارداد هاي موجود بين المللي و صحبت هاي دوجانبه و چند جانبه منطقوي
نيز عملي شود.
سه سال
گذشته جهان شاهد آن است که حضور امريکا در افغانستان نتوانست که منانع مداخلات
پاکستان در امور افغانستان شود. در حاليکه پاکستان هنوز ميزبان مخالفين دولت
حامدکرزي است، با استفاده روابطش با امريکا از کمک هاي خارجي به منظور باز
سازي افغانستان استفاده اعظمي مي نمايد.
از
سوي ديگر حضور امريکا سبب شده که دولت افغانستان با همه همسايه هاي دور و
نزديک افغانستان روابط همگون ايجاد کرده نتواند.
لب کلام
اينکه امريکا مي تواند در قسمت بازسازي اقتصادي افغانستان و تأمين امنيت و استحکام
سياسي کشور بدون اينکه پيمان ستراتيژيک با افغانستان امضاء کند، همکاري نمايد. هدف
از حضور امريکا در افغانستان مبارزه با تروريزم است که در اين راستا از پشتيباني
اکثريت مردم برخوردار می باشند.
پيشنهاد
عقد پيمان ستراتيژيک با امريکا از سوي دولت به خاطر مصلحت هاي داخلي مطرح شده است.
متأسفانه استفاده از شعار هاي ملي به خاطر بر آورده شدن اهداف شخصي و قبيلوي در
کشور ما رواج دارد. اما تاريخ گواه آن است که استفاده از نيروي خارجي
به منظور حفظ سلطه يک گروه به قيمت محروميت گروه هاي ديگر عواقب نا گواري در
پي خواهد داشت. حوادث پس از کودتاي کمونستي وکشاندن پاي يک ابر قدرت در سياست
داخلي افغانستان براي کشور بسيار فاجعه بار تمام گرديد. دولت حامدکرزي در گذشته از
حضور نيروهاي نظامي خارجي و ارگان هاي غير نظامي بين المللي به خاطر حفظ خود در
قدرت و حذف مخالفين سياسي اش از صحنه کار گرفته است و ممکن با طرح عقد
پيمان با امريکا تلاشي براي دايمي کردن اين وضعيت باشد.
علاوه
از ملاحظات فوق طرح پيمان امنيتي و وجود پايگاه هاي دايمي در افغانستان از طرف
مخالفين صلح و آرامش در افغانستان اشغال کشور تعبير شده و عده را به پيوستن به
صفوف مخالفين ترغيب خواهد کرد. پايان