پيش زمينه هاى تقلبات گسترده در انتخابات پارلمانى
داكتر محمد قادر
ايجاد
حاكميت هاى سياسى مطيع و وابسته استعمارى در افغانستان با حضور و پيدايش دو قدرت
استعمارى وقت بريتانياى كبير و روسيه تزارى در مرزهاى افغانستان براى تأمين منافع
استعمارى آنها در كشور ما توام گرديد.اسلحه شوروى و بيگانه ستيزى مردم ما بر باور
حفظ نواميس ملّى و دينى شان امكان نگهدارى اين سرزمين را براى استعمار گران دشوار
و ناممكن ساخته است. سه جنگ مردم افغانستان با بريتانياى كبير مقابله با حضور
نظامى شوروى و مقاومت عليه تجاوز پاكستان القاعده و تروريزم بين المللى ثبات
ايستادگى ايثار و فداكارى مردم را براى دفع تجاوز خارجى و ايمان به آزادى استقلال
حاكميت ملّى و تماميت ارضى به نمايش گذاشته است. شكست استعمارگران در رويارويى و
مقابله نظامى با مردم آنها را واداشته است تا به جاى مقابله با مردم راه دست نشانده
ساختن حاكميت سياسى جامعه را كه بدون شك با صرفه ترين شيوه استعمارى است در پيش
گيرند و از اين طريق اراده سياسى و منافع ملّى خود را بر اين كشور تحميل نمايند.
در عوض طرف بودن با مردم با تنى چند از نوكران زر خريد و غلامان گوش به فرمان خويش
معامله كنند.اين سنّت استعمارى كه توسط ماشين ديپلماسى جاسوسى و صرف پولهاى كلان
انگليس اختراع شد به سياست معمول همه كشورهاى استعمارى و حاميان منطقه اى آنها در
مورد افغانستان مبدل گشته است. اكنون زمامداران سرمايه سالارى و ايادى منطقه اى
آنها مى خواهند با برگزارى تبليغات و ترفندهاى دموكراتيك به حضور دايمى خود و
ابقاى رژيم دست نشانده شان مشروعيت ببخشند. عواملى مانند تك محورى بى تناسب انحصار
قدرت سياسى عام بودن الگوهاى رفتارى قبيله اى تاثير مخرب دين قبيله اى بر فرهنگ و
سنّت هاى عقيدتى جامعه استبداد پذيرى اجتماعى تسلّط قشر محافظه كار مذهبى بر روان
اجتماعى جامعه اشاعه فقر فساد خرافات تحجرگرايى تحقير و تخدير توده هاى مردم با
وسايل خرافاتى و قراردادن آن در برابر نوسازى و حركت جامعه و دشمنى دين قبيله اى
با مظاهر تمدن تجدد و حركت به سوى تكامل و مدارج عالى جامعه مدنى تداوم سنّت وابستگى
و اقتدار حاكميت هاى سياسى وابسته تاكنون زمينه ساز بوده اند. مواردى از اين گونه
سبب شده اند تا مردم ما نتوانند براى يك بار هم مرجعيت سياسى و نهاد هاى قانونگذار
را بدون ديكته ديگران انتخاب كنند و حضور و تاثير خود را در كارزارهاى دموكراتيك و
اداره امور جامعه به طور بالقوه و بالفعل به نمايش بگذارند. بدين لحاظ بحران رهبرى
ملّى و برپايى نهادها و مؤسسات دموكراتيك كه از اراده آزاد مردم برخيزد و حافظ
منافع ملّى باشد كماكان به خود باقى است.
انتخابات قريب القوع پارلمانى با در نظر داشت پيش زمينه هاى از قبل معين شده آن
بيشتر مى تواند در جهت اهدافى به خدمت گرفته شود كه سياست گذاران خارجى و ايادى
داخلى شان در طى چهار سال براى آن عرق ريخته اند.مى توان برخى از اين پيش زمينه ها
را در مورد فرايند تقلب و دستبرد به آراى مردم چنين برشمرد:- 1تقلب و جعلكاريهاى
گسترده در انتخابات رياست جمهورى به وسيله دفتر تنظيم انتخابات سازمان ملل مجامع
بى طرف بين المللى و احزاب سياسى ناظر بر انتخابات به نفع آقاى كرزى اعتقاد و باور
جامعه را به برپايى هرگونه انتخابات آزاد منصفانه و عادلانه در موجوديت قواى خارجى
و تسلّط شبكه هاى جاسوسى و نفوذ كمپانيهاى فرامليتى در نهادهاى برگزاركننده و
كنترل كننده انتخابات از ميان برداشته است.- 2بر اساس توافقات بن و تصميمات دو
لويه جرگه بايد انتخابات رياست جمهورى و پارلمانى همزمان تدوين مى يافت ولى به
تعويق افتادن چندين مرتبه اى آن به خوبى بيانگر آنست كه كارگذاردن و گردانندگان
انتخابات براى گزينش افراد دلخواه با استفاده از كليه امكانات به وقت كافى نيازمند
بود تا بتوانند با استفاده از همه مجارى و كانالهاى ممكن و ميسر پارلمانى را ايجاد
كنند كه مانعى در برابر اهداف آنها نباشد و دلهره اى از راه يافتن مخالفان و
منتقدان دولت در پارلمان آينده نداشته باشند. زمينه پيروزى افراد و نخبه گان سياسى
را در مبارزات پارلمانى فراهم نمايند كه بتوانند همكارى استراتژيك با ايالات متحده
را مبنى بر تأسيس پايگاههاى نظامى دايمى و اشغال افغانستان را با قوانين دموكراتيك
قانونمند بسازند. جوسازى براى اتخاذ چنين تصميماتى در يك پارلمان گوش به فرمان از
مدّت ها قبل بدست گرفته شده است تبليغات گسترده رسانه هاى گروهى داخلى و كمپانيهاى
خبرى بين المللى مثل بى بى سى صداى آمريكا و آزادى مصروف جاسازى اين مساله در
اذهان عامه اند. مشورت رييس دولت با نمايندگان دو لويه جرگه و تشويق و دادن
اطمينان به آنها براى ورود به پارلمان آينده در همين سمت و سو جهت دهى گرديده
است.- 3تصفيه عناصر ناراضى از پستهاى ادارى نظامى و امنيتى در سراسر كشور و جا
بجايى مهره هاى جديد جانبدارى رژيم از بعضى از افراد تلاش به منظور اعمال نفوذ و
تقلب و دستبرد در آراى رأى دهندگان شيوه ديگرى است كه سعى مى گردد تا به هيچ صورت
انتخابات از مسير قبلاً معين شده توسط برنامه گذاران خارجى و ايادى داخلى منحرف
نشود. تيم آقاى كرزى اكثر حريفان سياسى خود را از محلاّت و استانها به كابل انتقال
داد و با تفويض پست هاى دولتى آنها را زير نظارت قرار داد. بخش بزرگى از فرماندهان
نظامى مسئولان امنيتى استنانداران و ساير مهره هاى محلى در رابطه با انتخابات
پارلمانى به جاهايى گماشته شدند كه نتوانند در روند انتخابات نقش مؤثر داشته باشند
و هنوز اين روند تا زمان برگزارى انتخابات همچنان ادامه خواهد يافت. اين به طور
يقين از آمادگى رژيم براى نفوذ و تقلب گسترده در انتخابات پارلمانى حكايت دارد.-
4جعل و تقلب در احصائيه نفوس. آنچه ماهيّت جعل و تقلب را در انتخابات بيشتر برملا
مى سازد استفاده از احصائيه هاى نفوس است كه حتّى رئيس كميسيون انتخابات نيز در
مصاحبه خود دقّت آن را مورد سوال قرار داد. هيچ معلوم نيست چگونه اين احصائيه كه
نه منبع آن معلوم است و نه نمونه اى در مورد آن وجود دارد. مورد استفاده يك صحنه
مهم سياسى و دموكراتيك قرار داده شده است. واقعيّت امر اينست كه براى سرپوش گذاشتن
روى تركيب نفوس حقيقى اففانستان نيرنگهاى سياسى زيادى در دست بوده تا از آن در جهت
سيادت قومى استفاد شود.در مدّت چهار سال دولت كرزى با همه امكانات وسيع بين المللى
نخواست احصائيه نفوس كشور را با تفكيك تعداد واجد شرايط رأى دهى شامل جنس سن مذهب
استان و هر واحد ادارى و ساير مواد ضرورى نفوس انجام گيرد و اين مساله از قبل براى
باز گذاشتن در توزيع كرسيهاى پارلمان مسكوت گذاشته شده است. بنابراين عدم دسترسى
به احصائيه نفوس واقعى در كشور انتخابات را از محتواى دموكراتيك بودن حوزه هاى
انتخاباتى بر معيار نفوس تهى مى سازد.در تخمين نفوس براى استانها نيز تمايلات شخصى
دخيل است. در برخى استانها براى هر 80هزار
نفر يك نماينده براى مجلس نمايندگان در نظر گرفته شده است امّا در بعضى استانها
براى هر 126هزار نفر يك نفر نماينده در
نظر گرفته شده است. با در نظر داشت حوادث خونين دهه هاى اخير مساله نقل و انتقال
كوچى ها به مناطق مختلف به كلّى متوقّف شده است و اكثريت قاطع كوچى ها در نقاط
مختلف كشور به طور دايمى مسكن گزين شده اند. اگر نقل و انتقال مالداران كشور را از
محلاّت زمستانى به چراگاهاى تابستانى شان به عنوان كوچى مد نظر باشد اين مورد نه
تنها به برادران پشتون ما ارتباط دارد بلكه در بين مالداران تمام اقوام و اتنى هاى
جامعه افغانستان چنين نقل و انتقال معمول است. از جانب ديگر براى كوچيها در
انتخابات تابعيت مضاعف در نظر گرفته شده است هم در سهميه نفوس برخى استانها حق رأى
دارند و هم سهميه جداگانه به عنوان كوجى دارند.
اگر نورم 126هزار نفر براى يك كرسى
مجلس نمايندگان را كه در بعضى استانها معيار قرار داده شده در مورد نمايندگى
كوچيها در نظر بگيريم به ترتيب يك ميليون و سيصد هزار كوچى در افغانستان وجود
دارد. كه به طور قطع در وضعيت موجود دور از امكان است. جالب آنست كه سهميه كوچيها
نه از طريق كميسيون انتخابات بلكه طى فرمان از جانب كرزى معين گرديده است. چنين
سهميه بنديها و خلق بنديها و خلق احصائيه هاى فرمايشى بدون ترديد با واقعيّت هاى
احصائيه نفوس در افغانستان كاملاً منافات دارد و اين امر جز اين كه شك و ترديدهاى
بيشتر را نسبت به تأمين عدالت در گزينش نمايندگان مجلس پارلمانى ببار آورد و از
اين طريق به تداوم بحران داخلى و قومى در كشور بيانجامد به ثبات و استقرار اوضاع و
تفاهم ملّى كمك نخواهد كرد. پايان