نفوذ خزنده ي طالبان سوال برانگيز است!

نويسنده: علي  مزيدي

.      افغانستان در طول تاريخ خود از اعمال سياست غرض آلود كشورهاي بيگانه با تحميق عوامل دروني در تب اختلافات داخلي سوخته است. بعد از معاهدات بن اين اميدواري احساس گرديد كه شايد بعد از اين با كسب تجارب گذشته دست شيطاني مداخله گران خارجي قطع گردد و دولت مردان ما با خرد سياسي فارغ از حيطه ي قوم و نژاد بتواند بر مدار قانون اساسي كشور جسارت دولت داري را از خود نشان دهد.

اما آن گونه كه معلوم است هنوز مادري در اين وطن فرزند را به كمال نرسانيده تا وي از حصار تعلقات قومي، خويشاوندي پا فراتر گذاشته و تحت تاثير خواستهاي باج خواهانه كشورهاي همسايه نرود. تاريخ گذشته روابط افغانستان – پاكستان نشان داده است كه پاكستان نمي تواند دوست صميمي مردم افغانستان باشد.

      مداخلات اين كشور مبني بر تربيه گروه هاي افراطي جناح وهابيت تنظيم و اعزام آنان به خاطر اختلاف اندازي مذهبي و دامن زدن به حساسيتهاي قومي، شيوه جديد دشمني اين كشور با مردم افغانستان است كه گروه طالبان ماموريت اجراي اين سياست را در افغانستان به عهده دارد، ما شاهد بوديم كه در راستاي اجراي اين پاليسي، طالبان تا برنامه كوچ دادن اجباري اقوام غير پشتون به پيش رفت، اگر چند كه واقعيت امر اين است كه چون در درون گروه طالبان شاخه فعال و موثر از وهابيت وجود دارد، سياست حذف اقوام در اقليت را تا اندازه به پيش برد اما وهابيت به نام دشمني با مذهبي خاص، در حقيقت پاليسي حذف يا به انحراف كشاندن كليه مذاهب غير از وهابيت را دراهداف دارد. به اين لحاظ خطر نفوذ انديشه متعصبانه وهابيت مي تواند خطر حضور طالبان در حاكميت سياسي افغانستان را چندين برابر سازد. ما هيچ گاه نبايد از مضرات افراطيون كه اكنون دولت پاكستان را به سوي تجزيه به پيش مي برد بر حذر باشيم. زيرا اين افراطيون دومين پايگاه خويش را افغانستان مي داند. اگر تظاهرات به نام حمايت از دين همزمان در افغانستان و پاكستان اجرا مي گردد خود گواه آشكار بر اين است كه ريسمان آن از يك منبع كش مي خورد.

      مايه شگفتي است كه از يك سو سردمداران قدرت همه را متقاعد مي سازد كه ريشه هاي تروريزم بين المللي در اعماق گروههاي افراطي در جهان است و بدين گونه شعار تضعيف آنها را در پلانهاي شعاري خوش دارند! از جانب ديگر در افغانستان در صدد تقويت و ريشه دار شدن افراطيون طالب هستند.

      اين نكته را نيز يادآوري بايد ساخت همانگونه كه مردم افغانستان در امور سياستهاي بيروني حق مداخله را به خود نمي دهنداين حق را نيز به كساني ديگر نخواهند داد تا افغانستان را ميدانگاه آزمايش، يا محل تجمع نيروهاي افراطي و تروريزم قرار دهند. پاليسي گنگ و ناپيداي دولت در قبال حضور خزنده طالبان واقعا سوال برانگيز است، دولت اگر در اين موضوع رويش باز و روشن را پيشه نسازد و رمزهاي قضيه را به مردم به مشوره نگيرد دير يا زود نسبت به عوارضات منفي آن به پاسخ خواهند نشست. دولت بايد روشن سازد كه اگر چنانچه نسبت به حضور طالبان تحت فشار جوامع جهان است و يا اگر تحت تاثير عواطف قومي اين برنامه را اجرا مي گرداند نيز دليل آن را به مردم ابراز دارد.

      همگان مي دانند كه گردهمايي بيش از دو صد تن از علما در قندهار مبني بر رد لقب اميرالمومنين از ملا عمر در راستاي پاليسي كاستن شدت حساسيتها نسبت به اين گروه و شخص ملا عمر و ديگر رهبران اين گروه مي باشد.

      چگونه است كه همين علما با تعداد بيشتري در دوران حاكميت طالبان تجمع كردن، لقب اميرالمومنين را به ملا عمر دادن و بدين گونه سيطره قدرت معنوي آن را جهان شمول گرداندن و امروز باري ديگر تحت لغوي اين حكم كنگره تشكيل حزب طالبان را به نمايش مي گيرند.

      تشكيل علماي قندهار با حضور مولوي فياض، وكيل احمد متوكل از چهره هاي سرشناس طالبان پيامي       مي تواند داشته باشد.

****

      در واقع طالبان از يك بدنبال نفوذ عناصر كليدي خود در پارلمان هستند تا در تصميمات تاثيرگذار باشند و از سوي ديگر با نفوذ ساير عناصر خود در كابينه و حاكميت فعلي افغانستان قصد دارند تا يكي از بازيگران اصلي صحنه داخلي و خارجي افغانستان باشند. در اين بين كرزي اگر چه در ظاهر وانمود كرده است كه در صدد ايجاد يك دولت فراقومي حركت مي كند ولي همانطور كه در انتخابات رياست جمهوري خلاف آن عمل كرد در انتخابات پارلماني نيز همان رويه گذشته را تعقيب مي كند.

      آنچه از شواهد پيداست تصميم كرزي تقويت اعضاي حزب افغان ملت و تضعيف ديگر جريانهاي سياسي اسلامي در انتخابات پارلماني مي باشد. پايان