دولت آقاي كرزي به كجا ميرود؟
نويسنده : غلام محمد وردك
اگرچه
كليد غيب در دست خداست و تنها خداي متعال از سرنوشت آينده افراد، مليتها و حكومتها
آگاه است و اوست كه ميداند چه سرنوشتي در انتظار فلان قوم و قبيله و ملت است و
حاكمان فلان حكومت چه عواقب و سرنوشتي در پيش دارند.
در صحت و درستي اين مقولات كه جزو
اعتقادات ديني ما مسلمانانهاست جاي هيچ گونه شبههاي وجود ندارد، ولي در كنار اين
مسئله براي تحليل وقايع اجتماعي پارهاي از دلايل و استنتاجات عقلاني هم از جايگاه
ارزشمندي برخوردار است؛ زيرا عقل و خرد بزرگترين هديهي الهي به انسان است و در
اكثر موارد، خرد گرهگشاي مشكلات و چراغ هدايت انسان به سوي تعالي و تكامل انسانها
و جامعههاست. براي اينكه بدانيم دولت اقاي كرزي به كجا ميرود كافيست به تحليلهاي
موشكافانهي عقل و خرد مراجعه كنيم و ببينيم اين مجموعهي سياسي آيا شايستگي و
لياقت حكومت كردن بر افغانستان را دارد يا خير؟ كارنامههاي امروزش چيست؟ سرنوشت
فردايش كدام است؟ اين مجموعه جامعه ناآرام و متلاطم افغانستان را به كدامين سمت و
سو هدايت ميكند؟ و آيا در تطبيق هدفهاي خود در افغانستان موفق خواهد شد؟
عقل و خرد براي پاسخگويي به اين پرسشها
خود نيز پرسشهايي را به اين صورت مطرح ميكند:
اين
مجموعه سياسي يا دولت چگونه بوجود آمد؟
چه
كساني آنرا بوجود آوردند؟
كارنامههاي
چهارسالهاش چيست؟
مردم
در بارهاش چه قضاوت ميكنند؟
فعلاً
رابطهاش با مردم چگونه است؟
در
روابط و مناسبات خود با ديگران از چه روشها و و پرنشيبهايي پيروي ميكند؟
و
آيا اين مجموعهي فراقومي و فرانژادي است يا تفكرات و انديشههاي محدود قومي و
نژاد پرستانه دارد؟
در صورتيكه به اين پرسشها جوابهاي روشن
و منصفانه ارائه گردد و حقايق گذشته و امروز دولت در پرتو بررسيها و محاسبات
عقلاتي آشكار شود بدون ترديد ميتوان تصوير نسبتاً روشني از سرنوشت آينده اين
مجموعه سياسي ارائه كرد. اين سؤالها، سؤالهايي است كه هر كدام مقالهي جداگانهاي
را ايجاب ميكند در حاليكه ما قصد داريم نگاهي اجمالي و فهرستوار به برخي از
عملكرد دولت آقاي كرزي داشته باشيم؛ و اما قبل از همه اينهاگزارش يك جلسه پرسش و
پاسخ از سالهاي حاكميت داكتر نجيبالله:
در يكي از نشستهاي داكتر نجيب با جمعي از
استادان دانشگاه كابل و شخصيتهاي علمي و فرهنگي افغانستان داشت از اين شخصيتها
خواست در باره آخرين اجراآت دولت و موفقيتها و ناكاميهاي آن ابراز نظر كنند؛ وي
اضافه كرد كه قضاوت در اين زمينه كاملاً آزاد و جلسه دموكراتيك است؛ هركس ميتواند
بدون واهمه از دولت و رييس جمهور انتقاد كند. يكتن از استادان پوهنتون كابل در اين
جلسه خطاب به داكتر نجيب گفت: من يك استاد هستم، وظيفه من نمره دادن است بنابراين
به عنوان يك معلم ميخواهم به اجراآت شما (داكتر نجيب) نمره بدهم.
وي
گفت: از نظر من سياست خارجي شما عالي است و لذا به شما در اين زمينه نمره عالي ميدهم،
اما سياست داخلي شما ناكام، شكست خورده و منفعلانه است؛ هيچ يك از مشكلات حاد
جامعه در پرتو اين سياست حل نشده است. بنابراين ناگزيرم به سياست داخلي شما نمرهي
صفر بدهم، بيش از اين گنجايش ندارد .... .
اكنون در شرايط حكومت آقاي كرزي اگر يك
استاد با انصاف و واقع بين پوهنتون بخواهد به اجراآت و عملكرد چهارساله آقاي كرزي
و تيم همراه ايشان نمره دهد فكر ميكنيد چه نمرهاي خواهد داد؟
تصور
اين است كه يك افغان بيطرف و واقع بين در بخش سياست خارجي هر نمرهاي كه به آقاي
كرزي بدهد يقيناً اين نمره، نمره عالي نخواهد بود؛ ولي در عرصه سياست داخلي،
اجراآت و عملكرد جناب آقاي كرزي در طول چهارسال گذشته بدون ترديد مستحق نمره صفر
است.
ميپرسيد
چرا؟
دليلش اين است كه دولت كنوني در سه بخش
حياتي امنيت، فقرزدايي و بازسازي عملاً شكست خورده است. اگرچه در اين مدت يك رشته
اصلاحات سياسي و قانونگذاريها در كشور انجام شدهاست اما با توجه به وضعيت خاص
جامعه افغانستان، اصلاحات سياسي به تنهايي و بدون اصلاحات ريشهدار و بنيادين
اجتماعي و اقتصادي كه چنگال خونين هيولاي فقر و بيكاري را از گلوي زخمي ميليونها
هموطن فقير و گرسنه ما دور كند به منزله شاخههاي سبز درختي است كه كنده و تنهي
آن در معرض هجوم كرمها و حشرات موذي درخت خوار قرار گرفته باشد.
بنابراين
دولت فعلي برخلاف ظواهر فريبندهي اقدامات اصلاحگرايانهاش در عرصه اجراآت داخلي
فيالمجموع ناكام و مستحقق نمرهي صفر ميباشد.اين دولت از اساس، تحتالحمايه و
تحت قيموميت غير رسمي بيگانگان و دولت فاقد صلاحيت و استقلال است.و در رأس آن كسي
قرار دارد كه در برابر فريادهاي اعتراض آميز ميليونها افغان، گوشهاي ناشنوا
دارد. او ديدگاه قوم گرايانه دارد و ميخواهد قواي سهگانهي مملكت را تحت سلطه و
حاكميت يك قوم خاص درآورد؛ با ريش دراز طالبان بازي ميكند و در برابر i.s.i
به دليل پيشينه سكونتش در پاكستان، سرتعظيم فرود ميآورد. كرنشهاي آقاي كرزي در
مقابل پنجابيها به حدي مشمئز كننده است كه انسان فكر ميكند حتماً روابط فوق سري
ميان طرفين وجود دارد.
رييس جمهور ما كسي است كه با يك اعتراض
داكتر رمضان بشر دوست، او را از كابينه اخراج كرد ولي اگر نظاميان آمريكايي تمام
ساكنان يك قريه را بمباردمان كنند جرأت يك
اعتراض ساده را هم ندارد. امضاي قراداد همكاريهاي طويل المدت نظامي با
امريكا، سنگ تهداب استعمار دراز
مدت آمريكاييها در افغانستان است كه توسط آقاي كرزي گذاشته شده است. او متأسفانه
به يك مجاهد تاجيك و هزاره و ازبك اعتماد ندارد ولي با يك پشتون طالب سرو كله ميجنباند.
از ديگر كارنامههاي جناب رييس جمهور اين
است كه در راه تشكيل اردو و پليس ملي خودش با دست خود سنگ مياندازد تا حكم ارباب
آمريكايياش اجرا شود و زمينه براي حضور طولاني مدت قشون آمريكا براي سالها به
بهانهي تأمين امنيت و مبارزه عليه تروريزم فراهم باشد. در اين دوره چهارساله كارد
به استخوان فقرا رسيدهاست و يافتن شغل آبرومندانه براي يك افغان بيكار در حكم
معجزه الهي است. افغانستان در اين مدت به ماركيت فروش مال التجاره خارجي و ميدان
رسم و گذشت عساكر بيگانه تبديل شده است. جناب آقاي رييس جمهور پس از تشكيل دولت
وابسته و كابينه، در صدد اجراي نقشههاي ناجوانمردانهايست كه هدف از آن ايجاد يك
پارلمان ضعيف، بيخاصيت، غير مستقل و ناكارآمد است.
براي دستيابي به اين هدف، در اين روزها ما
شاهد يك رشته زد و بندها، اعمال نفوذها و طرح و نقشههاي تقلب آميز از جانب تيم
جناب رييس جمهور ميباشيم.... و قس عليهذا...
در
اخير بايد گفت اينكه دولت اقاي كرزي كجا ميرود ، دقيقاً مشخص نيست ولي به جرأت ميتوان
گفت هرگاه وضعيت به همين منوال ادامه پيدا كند و اگر (اين مملكت باشد و اين ملا) و
اين كابينه باشد و اين رييس جمهور، افغانستان متأسفانه سرنوشتي جز تاريكي، هرج و
مرج، قهقرا، كشمكشهاي خونين داخلي در پيش نخواهد داشت.
افغانستان
در حال حاضر به بك تحول بنيادين و تأسيس پارلماني مستقل ملي و اسلامي نياز دارد و
تنها در اين صورت است كه جلو سقوط كشور به گرداب قهقرا و هرج و مرج گرفته خواهد
شد. پايان