بازيهاي آمريكا با مردم و تاريخ افغانستان
و نقش مردم در پارلمان آينده
قيامالدين وصال
كابل – سنبله 1384
آمريكا
از سالهاي متمادي به اين طرف به وضعيت و آنچه در افغانستان ميگذشت بياعتنا بود؛
در سالهاي جهاد ملت مسلمان افغانستان عليه ارتش سرخ و اشغالگران شوروي، آمريكا
براي ضربه زدن به شوروي و جلوگيري از پيشروي آن به سمت بحر عمان و در راستاي
منافع خود كمكهاي خود را از طريق پاكستان به افغانستان روان كرد.
پاكستانيها
توانستند با سوء استفاده از شرايط بوجود آمده در افغانستان و با به يغما بردن كمكهاي
خارجي كه براي مبارزان افغان به كشورمان روان ميشد پولهاي زيادي از اين راه بدست
آوردند و ارتش نيمه جان خود را بازسازي نمايند.
زمانيكه
نيروهاي شوروي با قبول شكست، افغانستان را ترك كردند غرب و در رأس آن آمريكا،
افغانستان و مجاهدين را فراموش كرد چراكه به خواسته و هدف خود رسيدهبودو ديگر از
جبهه افغانستان آسودهخاطر بود. بعد از تشكيل دولت اسلامي كه مجاهدين مسلمان در
رأس آن قرار داشتند آمريكا ميديد منافعش را شايد اين افراد تأمين نكنند و حاضر به
معامله با غرب نشوند دست به توطئههاي متفاوتي زد. در اين ميان پاكستان نقش بازيگر
اصلي آمريكا در افغانستان را به عهده داشت.آمريكا با كمك پاكستان به اختلافات بين
حزبي و تنظيمي دامن زد و يك حزب را عليه حزب ديگر و يك رهبر را عليه رهبر ديگر
شوراند؛ از بعضي در مقابل بعضي ديگر حمايههاي تسليحاتي و مالي كرد و در كنار بعضي
از گروهها مشاوران نظامي خود را قرار داد تا شعله جنگهاي داخلي را گسترش دهند.
مشاوران آمريكايي كه با استقرار در پاكستان و عمدتاً شهر پيشاور كار هدايت و رهبري
جنگهاي داخلي را به عهده داشتند تا آنجا پيش رفتند كه انسجام مجاهدين از هم
پاشيد؛ مردم مسلمان افغانستان كه براي تقويت و حمايه از مجاهدين از نان شب خود
گذشته بودند رفتهرفته حالت انزجار و بيزاري از مجاهدين به سراغشان آمد و اين پلان
و اهدافي بود كه آمريكا و انگليس با كمك پاكستان دنبال ميكرد.
پايههاي حكومت مجاهدين هر روز سست و سستتر
ميشد و هيچ دادگاهي در دنيا نبود كه از آمريكا سؤوال كند و او را به محاكمه بكشد؛
زمانيكه مجاهدين بخاطر توطئهها و پلانهاي مختلف آمريكا، انگليس و پاكستان به
نهايت اختلاف و وضعف دچار شدند، آمريكائيها از طرف ديگر با تبليغات و پورپاگندهاي
زيادي ذهن مردم را نسبت به مجاهدين مخدوش و مكدر كرده و طالبان را بوجود آوردند.
با حمايهي طالبان توسط پاكستان و شخص ژنرال بابر وزير داخله پاكستان چهره منافق و
چند روي آمريكا، انگليس و پاكستان مشخص شد.
مردم
ما ديدند كه چگونه فوج پاكستان به صورت آشكار و علني طالبان را اكمال ميكردند
قطارهاي سلاح، مهمات و لوژستيك از طريق
مرز چمن وارد اسپين بولدك ميشد، طالبان به قتل و غارت مردم پرداختند، چور و چپاول
كردند، سوزاندند و كشتند؛ ولي در اين دنياي پهناور و بزرگ هيچ مقامي نبود كه از
آمريكاي مستكبر و جاني سوال كند براي چه؟ هيچ كشوري نبود كه پاكستان را از مداخله
در امور افغانستان بازدارد، گويا سازمان ملل متحد و تمام سازمانهايي كه اكنون
داعيه حقوق بشر سر ميدهند در آن زمان مرده بودند.
براثر
اين توطئه و خودكامگي اربابان غرب هزاران نفر از مردم مسلمان وطن ما كشته، مجروح و
آواره . بيجا شدند. كابل پايتخت افغانستان كه در طول 14 سال جهاد در مقابل شوروي
آسيب چنداني نديده بود به كوهي از خال تبديل شد، تمام صنعت افغانستان از بين رفت،
چند سال عقب ماندگي فرهنگي بخاطر اعمال قانون متحجرانهي طالبان عايد كشور شد، در
دنيا مردم مسلمان و قهرمان ما را متحجر، جنگ طلب، آشوبگر و غير متمدن خواندند.
تروريستهايي
كه خود سازمان "سياي" آمريكا از سراسر دنيا آنان را جمعآوري كرده بود و
كورسهاي آوزشي مختلفي را سپري كردهبودند تا با هدايت و حمايه آمريكا به كشورهايشان
برگردند و عليه حاكميت خود قيام كنند را به جان مردم بيدفاع افغانستان انداختند
چراكه سياست و تصميم آمريكا تغيير كردهبود. اكنون آمريكا رسيدن به منافع خود را
طور ديگر ميبيند، جنگ عليه تروريسم را شعار خود كرده و پس از انجار 11 سپتامبر كه
آن نيز جاي سؤال بسياري دارد و در يك كلام ميتوان گفت بهانهاي بيش نبود و ساخته
دست خود آنان و يهوديان حاكم بر آمريكا بود را بهانه قرار دادند، چون افرادي كه
آموزش داده بودند به يك قدرت غير قابل كنترل تبديل شدهبودند؛ حضور و وجود آنان
ديگر براي آمريكا سودي نداشت، كمر به انهدام آنان بستند.
براي
انهدام القاعده و تروريسم باز هم مردم افغانستان بهاي بسيار سنگيني را دادند،
خانههاي آنان بمباردمان شد و مردان و زنان و اطفال در زير بمبهاي طيارات 52
B
آمريكايي كشته شدند، ناموس مردم به دست عساكر اشغالگر و خشن و ناپاك خارجي تهلاشي
شدند. هر كس را خواستند به جرم طالب و القاعده به زندانهاي مخوف و تاريك انداختند،
هر صدايي را در نطفه خفه كردند، قدرت دهشت و ترس تا جايي رسيد كه صداي هيچ افغاني
در مقابل جنايات و تجاوزات آنان بلند نشد، زنان و دختران را بنام كار در مؤسسات
خارجي به استفاده جنسي از آنان مجبور كردند، فرهنگ بيديني و بيايماني را حاكم
كردند، مزدوران خود را كه سالهاي زيادي در غرب مشغول خوشگذراني و پيمودن آموزشهاي
جاسوسي و مزدوري بودند به افغانستان آوردند و حاكم كردند، سرمايههاي افغانستان را
غارت كردند و بردند.
تمام
صلاحيتها را از دولت و مسؤولين و قوماندان نظامي در تمام وزارتخانهها سلب كردند.
اردوي افغانستان كه زماني نشان اقتدار و قدرت مردم بود را منهدم كردند، سلاحهاي
استراتژيك، طيارات حربي و حتي ترانسپورتي را از بين بردند، تمام امكانات نظامي كه
سرمايه اين ملت مظورم بود را يا بردند و يا منهدم كردند، از دولت و وزراء
افغانستان عناصري بيخاصيت و بيغيرت درست كردند، به جهانيان اين گونه تبليغ ميكنند
كه مردم افغانستان انسانهايي بيفرهنگ هستند كه جز جنگ و قتل و غارت چيز ديگري
نميدانند.
مسحيت
را در بين جوانان مظلوم ما رواج دادند، كتابهاي مسيحيت در بين شهرها و قريهجات
كشور پخش شده، فيلمهاي مبتذل و انواع اسباب بد اخلاقي و بيديني روانه بازار
افغانستان شد، شراب را به دكانهاي افغانستان سرازير كردند، تمام سعي و تلاش آمريكا
و انگليس استعمارگر اين است كه مردم ما را مردمي بيخاصيت، بيتحرك، بيدين، بيفرهنگ
و ... بسازد و در اين مرحله نيز تلاش دارند با داخل كردن عناصر مزدور و پرورش دادهي
خود به پارلمان تنها سنگر دفاع از كشور و دين مردم را تسخير كنند و از آن طريق
بتوانند تمام اعمال غير انساني خود را توجيه و قانوني نمايند.
پس
اي هموطن بر من و شما واجب و فرض است كه اول توطئههاي دشمن را بشناسيم ، آنچه در
گذشته بر سر ملت ما آوردند را در ذهن خود مرور كنيم و به اولاد خود يادآور شويم؛
مزدوران آمريكا و انگليس را شناسايي كنيم، جنايتهاي آنان را به مردم يادآور شويم
و تلاش كنيم به افرادي راي داده شود و به پارلمان بروند كه بتوانند از دين، كشور و
منافع ملي در مقابل تهاجمات بيگانگان دفاع كنند؛ براي مردم مظلوم افغانستان عزت،
سربلندي و آباداني بياورند؛ حامي و مدافع استقلال افغانستان و تماميت ارضي
افغانستان باشند، به وحدت تمام اقوام و مذاهب در افغانستان كه فاكتور بسيار مهمي
است اهميت بدند و تلاش كنند.
به اميد آنكه با تلاش شما ملت قهرمان،
كرسي پارلمان
به دست كساني قرار گيرد كه لياقت و قدرت
دفاع از
آرمان شهدا و غازيان را داشتهباشد. پايان