اهداف و پلان‌هاي آمريكا در پارلمان

             قيام‌الدين وصال

كابل 1384

افغانستان به لحاظ داشتن منابع زير زميني زياد و دست نخورده و نيز به خاطر موقعيت جغرافيايي و جيوپولوتيكي كه دارد هميشه مورد توجه قدرتهاي بزرگ و استعمارگز بوده‌است.

       انگليس‌ها 3 بار به افغانستان حمله كردند: يكي در سال 1838 و ديگري در سال 1878 كه هر دور بار شكست خوردند.در سال 1919 كه استعمار انگليس طمع بلعيدن افغانستان را داشت و نظر به اقدامات آنان عرصه بر مردم كشور ما تنگ آمده بود به دستور امان‌ا... خان جنگ عليه انگليس آغاز شد كه به جنگ سوم يا جنگ استقلال معرف شد.

       در 6 جدي 1358 روسها خواستند اشغالگري را در سرزمين قهرمان پرور ما تجربه كنند و بنا به دعوت حاكم مزدور آن زمان كه از ساليان گذشته در دامن خود پرورش داده بودند وارد خاك افغانستان شدند تا اينكه براثر مقاومت و جهاد دليرانه مجاهدين مسلمان افغانستان در سال 1367 مجبور به خروج از افغانستان شدند. و به دنبال آن حكومت دست نشانده روسها به رهبري دكتر نجيب دوام چنداني نياورد و در ماه ثور 1371 مجاهدين افغانستان حكومت مزدور غير اسلامي را سقوط دادند. در اين مرحله بود كه آخرين بقاياي مفكوري كمونيستي و سوسياليستي از افغانستان برچيده شد همانطور كه در سال 1919 بساط استعمار انگليس از وطن ما برچيده شد.

    در سال 1380 نيروهاي فرامنطقه‌اي غرب به نام ناتو و ائتلاف براي سرنگوني القاعده و طالبان وارد افغانستان شدند؛ اگرچه اين اقدام نيروهاي غرب به عنوان سركوبي تروريستها و به دنبال انفجار 11 سپتامبر انجام شد ولي با توجه به سؤالاتي كه براي شكل و نحوه‌ي اين انفجار و كساني كه دست داشتند مطرح است اينگونه تحليل مي‌شود كه اين نيز نوعي اشغالگري است اما با شكل جديد!.

       اگر در زمان هجوم انگليس به افغانستان سرداران دلير مرزنشين و سران اقوام وقبايل افغانستان در مقابل قواي دشمن ايستادند و مقاومت كردند و آنها را به خار ذلت نشاندند به اين خاطر بود كه تا آن زمان دستگاه استخباراتي و مراكز آموزشي اين كشور نتوانسته بود مزدوران داخلي را پرورش بدهند. اكنون روش و استراتژي قدرتهاي استعمارگر فرق كرده، اول از جامعه‌اي كه براي آن پلان دارند افرادي را كه پايه و بنيان قومي محكمي هم در جامعه ندارند انتخاب كرده و به كشور خود منتقل مي‌كنند بعد از سرمايه گذاري زياد روي آنان و گذراندن كورس‌هاي مختلف در پهنتونهاي خارج به عنوان چهره‌هاي سياسي و مسلكي مطرح مي‌شوند. كشور قدرتمند با يك پلان و بهانه خود را به كشور مورد نظر رسانده، مخالفين را قلع و قم مي‌كند و حكومت مورد نظر را روي كار مي‌آورد؛ در حاليكه شعارش آزادي مردم و آوردن دموكراسي و حقوق بشر و ... است. در آن زمان است كه مهره‌هاي پرورش يافته را به شكل بسيار دقيق و غير مستقيم در جامعه طرح مي‌كند و اگر هم لازم و ضروري بود با زور و تهديد، آنان را بر سر قدرت مي‌رساند در اين صورت است كه نوبت چيدن حاصل مي‌رسد. در كشور ما نيز همين داستان اجرا شده، بعضي را بردند و تعليم دادند و بر سر ما به عنوان تحصيل كرده و متخصص حاكم كردند.

       اكنون با حضور نيروهاي خارجي در افغانستان معلوم مي‌شود كه چه برنامه‌هايي از گذشته پلان شده بوده‌است. وقتي انسان مي‌بيند فلان مسؤول و رييس و آمر با افتخار و غرور چگونه عليه جامعه و مردم خود و منافع ملي و امنيتي كشور با خارجي‌ها همكاري استخباراتي و غير استخباراتي دارد و بر ارتباط افتخار و مباهات مي‌كند. تمام تشكلها به يقين تبديل مي‌شود كه اين مزدوران ساليان زيادي است حلقه‌ي نوكري را بر گردن خود انداخته‌اند

       امضاء پيمان استراتژيك اخير آقاي كرزي رييس دولت و آمريكا را براي ساخت پايگاههاي نظامي و استقرار دائمي نيروهاي آمريكا در افغانستان است يكي از جنجالها و اقدامات عجيب و غريب است، در يكي از موارد آن تأكيد شده است كه پيمان مذكور به منظور جلوگيري از دخالت بيگانگان در كشور ما انجام يافته است؛ برابر اين پيمان آمريكا اختيار دارد 4 پايگاه دائمي نظامي در افغانستان و تا زماني كه ثبات كامل برقرار نشده‌، داشته باشد.اين اقدامات نشانه آن دارد كه هنوز مستكبرين به دنبال به دست آوردن منافع خود هستند و به شكل ماهرانه در امور افغانستان مداخله مي‌كنند و سعي دارند آن را قانونمند نمايند.

       به دنبال سفر آقاي رامسفلد وزير دفاع آمريكا به عراق، افغانستان، پاكستان، قزاقستان و آذربايجان بود كه گمانه‌هاي اهل سياست به يقين تبديل گشت؛ بعد از اين سفر شتابزده‌ي رامسفلد بود كه آقاي كرزي در چندين نوبت در باب اهميت و ضرورت حضور نيروهاي آمريكا آنهم در قالب حضور استراتژيك (يعني پلان طويل مدت) حرف زد؛ عين همين درخواست و تعريف و توجيه ضرورت حضور بيگانگان در خاك افغانستان را زماني ببرك كارمل و دكتر نجيب براي حضور عساكر شوروي بيان مي‌كردند و از پيمانهاي دوستي بين دو كشور سخن مي‌گفتند؛ در آن زمان خطر مداخله و يا حمله‌ي احتمالي كشورهاي همسايه را بهانه قرار دادند و اكنون خطر القاعده و طالبان را ذكر مي‌كنند.

       چه توجيهي وجود دارد! چه عجله‌اي بود! در حاليكه بايد اين گونه پيمانها در پارلمان بحث و تصميم گيري شود، آقاي كرزي خود يك نفره بجاي 25 ميليون مردم كشور و 249 نماينده پارلمان و 102 نماينده مجلس سنا تصميم گرفته است، چه تعهدي در گذشته جناب رييس دولت به آمريكاييها داده بود كه مردم ما از آن بي‌خبر بودند؟

آيا اين پيمان و اين قبيل پيمانها كه مرجع تصميم گيرنده‌ي آن پارلمان است در حد و حدود اختيارات آقاي كرزي بوده و است؟

ما خوب مي‌دانيم كه براي دفاع از استقلال و تماميت ارضي كشور نياز به ارتش و نيروهاي نظامي مقتدر داريم؛ حال سؤال اينجاست آمريكا كه خود مسؤوليت ايجاد بازسازي ارتش و قواي مسلح افغانستان را به عهده گرفت و اجازه نداد كه هيچ كشور ديگري در اين پروسه مشاركت كند، كه اگر مي‌شد كار بهتر و بيشتر پيشرفت مي‌كرد، چرا پروسه بازسازي و تجهيز اردوي ملي را به كدي پيش مي‌برد؟ آيا 4 سال زمان كمي است؟ در حاليكه افغانستان از اساس داراي يك قواي مسلح قوي و مناسب بوده است، تجهيزات و سلاح جنگي به اندازه كافي داشته است افسران تعليم ديده و مسلكي بسيار قوي و با درايت داشته است كه هركدام مي‌توانند كورس‌هاي آموزش لازم را برگذار نمايند و براي ايجاد يك تشكيلات ارتش منظم پلان و برنامه‌هاي لازم را طرح‌ريزي كنند؛ حيف و صد حيف كه از اين استعداد‌ها و توانايي‌ها استفاده نشد. حال سخن اين است تمام اين بي‌ميلي‌‌هاي آمريكا در پروسه‌ي اردوسازي صرفاً براي توجيه حضور دائمي آن در افغانستان است.

       بحث بر سر اين پيش مي‌آيد كه توافق كرزي با آمريكا بر سر استقرار دائم عساكر آمريكاي در افغانستان و يا به قول بعضي‌ها پيمان استراتژيك چون از پارلمان تأييديه ندارد قانوني نيست؛ قطع و يقين براي اين بخش نيز فكرهايي كرده‌اند. اكنون كه به زمان برگزاري انتخابات پارلمان نزديك مي‌شويم موضوع روشن‌تر مي‌گردد. فعاليت مؤسسات خارجيU.N.D.Pو N.E.D (بنياد وقف ملي براي دموكراسي) I.R.I و از اين قبيل مؤسسات خارجي ديگر آن هم بطور علني در حمايت از كانديداهاي غربگرا، سكولار و افغان ملت جاي تمام شك و شبهه‌ها را پر مي‌كند. صرف پول‌هاي زياد در اكثر ولايات افغانستان از سوي افرادي كه منتصب به كرزي و دولت هستند هم از جمله تلاش‌هاي اين طيف براي بدست آوردن اكثريت كرسي پارلمان است.

سؤال مي‌شود چه ضروري به اكثريت كرسي دارند بله به خاطر اين كه بتوانند با حمايت نمايندگاني كه خود انتخاب و حمايه مالي كرده‌اند در پارلمان براي هر كاري كه بخواهند تأييد بگيرند. گرفتن رأي موافق از پارلمان براي حضور دائمي عساكر آمريكايي در افغانستان و امضاي پيمان‌ها و قرادادهاي استعماري كه قرن‌ها كشور و مردم ما را زير سلطه غرب ببرد و افغانستان به عنوان مستعمره غرب باشد؛ از نگراني‌هاي عمده و اساسي آمريكا اين است كه اگر طرفداران و آنهائيكه برايشان دالرهاي زيادي به مصرف رسانده وارد پارلمان نشوند چگونه مچهولات خودرا در آينده حل خواهد كرد.

       مردم كشور ما مي‌دانند و مي‌بينند كه در طول 4 سال اشغالگري شعار‌هاي گرم و نرم زيادي غرب‌ها براي بازسازي و آباداني كشور سردادند ولي هيچكدام عملي نشد و تنها هديه آنان بي‌بند وباري، فساد و فحشا و راه‌اندازي مراكز فساد بود و در كار حضور خود تبليع مسيحيت و فريب دادن گرويدن تعدادي از جوانان مظلوم كه در فقر و تنگدستي بودند به دين مسيحيت. قطعاً اگر يك پارلمان مستقل،‌آزاد و با حضور كانديدان مسلمان و مجاهد شكل بگيرد اولين مشكل آمريكا كه بايد براي خروج عساكر خود از افغانستان يك جدول زمانبندي به پارلمان ارائه كند؛ همانگونه كه پارلمان عراق از آمريكا اين خواسته را داشت. و يا كشور ازبكستان متحد سرسخت آمريكا وقتي كه ديد آمريكاييها به بهانه‌ي استفاده از ميدان هوايي ازبكستان براي جنگ با طالبان در ازبكستان فعاليتهاي استخباراتي عليه حكومت مي‌كنند و با عده‌اي از مخالفين دولت داخل تماس شده و آنها را حمايت مي‌كنند مقامات ازبكستان يك مهلت چند ماهه براي خارج شدن نيروهاي  آمريكايي تعيين كردند كه اين تصميم با اكثريت آراء در پارلمان ازبكستان هم بع تصويب رسيد. حال آقاي رامسفلد حق دارد تشويش داشته باشد و به قول معرف خود را به آب و آتش بزند.

       آنطور كه معلوم است تمام اعضاي تيم‌هاي خارجي كه براي برگزاري انتخابات پارلمان به افغانستان آمده‌اند و به عنوان ناظر و يا نيروي امنيتي مطرح شده‌اند تماماً دستور گرفته‌اند كه به جز رفتن حزب افغان ملت و عناصر بي‌دين و سكولار و آنهاييكه از غرب آمده‌اند و مجري پلانهاي بيگانه هستند به چيز ديگر فكر نكنند و در اين رابطه تلاش كنند. اكنون صف بنديها روشن شده و هر چه به روز رأي‌گيري نزديك مي‌شويم اين صف‌بندي آشكارتر و حاميان اين تيپ كانديدان بيشتر افشاء مي‌شوند. اميد است كه به ياري خداوند تبارك و تعالي و توجه پيامبر اكرم (ص) و صحابه گرام، مردم مظلوم و قهرمان ما يك بار ديگر با انتخاب كانديدان مسلمان و آزاد و شجاع در اين آزمون هم سربلند بيرون بيايند.  پايان