بسم الله الرحمن الرحيم

افغان ملتي ها چه مي خواهند؟

اختر محمد نويد

در مجموعه احزاب سياسي موجود در افغانستان حزب افغان ملت به دليل تفكرات قوم گرايانه و انديشه هاي فاشيستي خود با ساير احزاب و گروهها تفاوت ماهوي دارد اين حزب از بقاياي گروه (وليش زلميان) و نوسط انجينر غلام محمد فرهاد مشهور به (پاپا) در دهه چهل هجري هجري در كابل تأسيس گرديد.

در آن دوره احزاب سياسي افغانستان، بيشتر با نام و عنوان نشريه و جريده اي كه انتشار مي دادند شهرت پيدا مي كردند. حزب افغان ملت نيز با نام نشريه " افغان ملت " معروف گرديد. انجينر غلام محمد فرهاد در دوران تحصيل خود در آلمان، با افكار و انديشه هاي نژاد پرستانه نازي ها آشنائي يافت و در هنگام بازگشت خود به افغانستان اين افكار و انديشه هاي مخوف و ضد انساني را كه بر پايه تئوري نژادپرستي بنياد يافته بود با خود به افغانستان آورد و بر همين اساس، حزب افغان ملت را تأسيس نمود.

وي در سالهايي كه رئيس برشنا يا شركت برق كابل بود با برخورداري از حمايت جناح سرداران در داخل دربار ظاهرشاه، صريحاً در اجتماعات رسمي اعلام مي كرد كه افغانستان خانه پشتونهاست ، بقيه مليت ها از جمله

تاجيك ها ، ازبك ها و هزاره ها ، يا از كشور خارج شوند و يا بايد قبول كنند كه از حقوق مساوي با پشتون ها برخوردار نيستند و اتباع درجه دو به حساب مي روند.

ولي با وجود حمايت هاي مالي و سياسي سرداران، حزب افغان ملت در سطح جامعه و در محافل دانشگاهي و روشنفكري افغانستان، نتوانست جاي پايي براي خود پيدا كند، زيرا به شدت تبعيض طلب و نژاد پرست بود و در پوهنتون كابل غلام محمد پاپا را برادر خوانده هيتلر خطاب مي كردند، و اكثر روشنفكران در كابل بر اين باورند بودند كه او افكار مخرب و مسموم كننده اي دارد كه با منافع ملي افغانستان سازگار نيست.

با بقدرت رسيدن كمونيست ها در افغانستان، حزب افغان ملت تقريباً مضمحل و متلاشي گرديد و تعدادي از هواداران آن به عضويت حزب خلق درآمدند. در دوره حاكميت طالبان نيز رد پاي افغان ملتي هايي را مي بينيم كه در صفوف جنگجويان طالب عليه مجاهدين ائتلاف شمال مي جنگيدند.

و امّا در دوران حكومت آقاي كرزي، اين حزب متلاشي شده مضمحل، بار ديگر سر از قبرستان بدر آورد و به عنوان حزب سياسي قانوني به رسميت شناخته شد ولي اين بار فاشيزم را در لباس دموكراسي، و نژادپرستي را در شكل و شمايل حقوق بشر به مردم افغانستان عرضه كرد.

به عبارت ديگر اهداف و برنامه هاي حزب افغان ملت جديد همان اهداف فاشيستي، و نژاد پرستانه قديم است امّا با رنگ و لعاب و شكل و شمايل دموكراسي حقوق بشر، آزادي بيان و عقيده و ديگر شعارهاي فريبنده اي كه از هر زباني شنيده و از هر شيپوري دميده مي شود.

 با اين همه، حزب افغان ملت، حتي در پوشش شعارهاي متذكره نيز نتوانسته است اهداف نژاد پرستانه خود را پنهان نمايد.

اكنون در پايتخت افغانستان علاوه بر روشنفكران، تحصيلكرده ها، مجاهدين، و ارباب سياست و مطبوعات، حتي بچه هاي مكتب هم مي دانند كه حزب افغان ملت چگونه يك حزب سياسي است؟

چه اهداف و برنامه هايي را تعقيب مي كند؟

از سوي چه كساني حمايت مي شود؟

و در دستگاه هيأت حاكمه در كابل چه اندازه قدرت و نفوذ دارد؟

اعضاي برجسته اين حزب، در زير چتر فاشيزم مدرن، در هسته مركزي قدرت در كابل نفوذ كرده و بخشي از تيم آقاي كرزي را تشكيل مي دهند معروف ترين چهره اين حزب، انورالحق احدي، و از اعضاي برجسته آن اشرف غني احمدزي است كه هم از حمايت آمريكا و غرب، و هم از پشتيباني شخص آقاي كرزي برخوردار مي باشند.

افغان ملتي ها چه مي خواهند؟

اهداف و ايديالژي حزب افغان ملت، لااقل براي جامعه روشنفكري، استادان پوهنتون، صاحبان جرايد و مطبوعات و تحليلگران سياسي افغانستان آشكارا و روشن است.

افغان ملتي ها خواهان حكومت و كابينه اي در افغانستان هستند كه تحت سلطه و حاكميت فقط يك قوم باشد و در خصوص پارلمان نيز عين همين نقشه و نظريه را دارند يعني حكومت و پارلمان پشتون سالار.

سلطه يك قوم بر اقوام ديگر جزو هدف هاي استراتژيك حزب افغان ملت محسوب مي شود. آنها در تفكرات نژاد پرستانه خود معتقدند كه افغانستان، سرزمين پشتونهاست و تنها زبان پشتو بايد رسميت داشته باشد.

علاوه بر اين ها افغان ملت يك حزب كاملاً غير مذهبي است. در انديشه سياسي اين حزب " قوم محوري" و ناسيوناليزم افراطي جاي افكار و عقائد ديني را گرفته است و اساساً ناسيوناليزم با اين شدت وجزميت، كه يك قوم را برتر از ديگر اقوام و يك نژاد را اصيل تر از ساير نژادها ميداند با عقائد اسلامي كاملاً منافات دارد.

بنابر اين حزبي كه بر اساس انديشه هاي نژادپرستانه بنا يافته باشد مانند حزب افغان ملت بصورت طبيعي يك حزب غير اسلامي است.

با چنين افكار و انديشه هاي مسموم و گمراه كننده است كه حزب افغان ملت در حال حاضر مبلغ انديشه سكولاريزم و دشمن سر سخت جهاد و مجاهدين است، اعضاي اين حزب در تصفيه كابينه و اخراج مجاهدين از وزارتخانه ها و مراكز حساس قدرت، نقش برجسته اي به نفع آمريكا و قدرت هاي غربي ايفا كردند و اكنون در انتخابات پارلماني نيز افغان ملتي هاي نژاد پرست، سكولار، مخالفت عليه مجاهدين و تخريب چهره هاي اصيل جهاد را آغاز كرده و اين مبارزان راه اسلام و استقلال افغانستان را به نام هاي جنگسالار، ضد صلح و مخالف ترقي و پيشرفت افغانستان معرفي مي كنند.

اما اكنون عصر، عصر بيداري ملت هاست، و مردم افغانستان نيز فاشيزم را در هر لباس و چهره و قيافه اي كه باشد خوب مي شناسند و به آنها مي گويند شما دين خود را فروختيد اما وطن را نمي توانيد بفروشيد. پايان