اسلام،
وحدت ملي و آباداني با پارلمان آزاد و مستقل
ازمري حق دوست
درست
است كه اساسي ترين وظيفه پارلمان، قانون گذاري است اما ساحه وظايف و جغرافياي
صلاحيتها و اختيارات قوه مقننه، به تصويب قوانين محدود نمي شود اين قوه در واقع
اصلي ترين پشتوانه قانون اساسي، مظهر آمال و اراده ملت، و روح دموكراسي در كالبد
جامعه است. يك پارلمان آزاد و مستقل، آيينه ايست كه خواسته ها و اراده بر حق مردم
و مطالبات حياتي جامعه در آن متجلي مي شود. با اين حساب كشوري كه در آن پارلمان
آزاد و مستقل وجود داشته باشد. كمتر اتفاق مي افتد كه در جريان تحولات سياسي و
اجتماعي و تغيير حكومتها، آسيب پذير شود.
اكنون
كه جامعه افغانستان همراه با كاروان پر هياهوي انتخابات به سوي تشكيل پارلمان به
پيش مي رود اين بحث مطرح است كه پارلمان آينده افغانستان در بخشهايي نظير دفاع از
ارزشهاي اسلامي، تقويت روحيه همبستگي و وحدت ملي و توسعه و آباداني كشور، چه
نقشهايي مي تواند ايفا كند. در پاسخ به اين پرسشها بايد گفت كه پارلمان بنا به
تعريف قانوني اساسي مظهر اراده ملت است، و در چهارچوب اراده ملت، نخستين ارزشي كه
مطرح است اسلام خواهي است.
پارلمان
تنها در زير سايه چتر اسلام براي ملت مسلمان افغانستان قابل تاييد و احترام است يك
پارلمان غير اسلامي در افغانستان نمي تواند خود را نماينده آراي ملتي بداند كه
براي دفاع از اسلام در برابر كمونيزم، بيش از يك ميليون قرباني داده است. هكذا در
كشوري كه نام دولتش جمهوري اسلامي است پارلماني كه در آن تشكيل مي شود فقط در
صورتي قابل اعتبار خواهد بود كه نخستين ويژگي اش اسلامي بودن آن باشد، در غير اين
صورت تنها حيثيت يك حزب سياسي اي تحت كنترل دولت را خواهد داشت. اما اين خصيصه
اسلامي بودن پارلمان مستلزم آنست كه در اين نهاد قانون گزار افراد شايسته، مسلمان
و داراي اعتبار و جايگاه اجتماعي عضويت داشته و در عملكرد و تصميم گيري هاي خود
مستقل و آزاد باشد. در اين صورت است كه پارلمان آزاد و مستقل كه جناح اكثريت آن در
دست نمايندگان واقعي مردم افغانستان باشد هيچ گاه به ماشين تصويب فرامين غير
اسلامي كه ديكته شده بيگانگان باشد تبديل خواهند شد.
در
اين پارلمان، از راهها و وسايل قانوني در برابر تهاجم فرهنگي غرب و تبليغ مسيحيت،
و ترويج فحشا و منكرات، مبارزه صورت خواهد گرفت و قوانيني كه تصويب مي شود به نفع
ملت و مطابق با مصالح علياي مملكت خواهد بود.
پارلمان
آزاد و مستقل براي تقويت حوزه ها و مراكز علميه اسلامي بودجه تخصيص خواهد داد و در
زمينه هاي سياسي و استراتژيك براي حضور قواي بيگانه در افغانستان جدول زمانبندي
شده اي را مشخص كرده و به عساكر خارجي اجازه نخواهند داد اتباع افغانستان را به
دلايل نا معلوم دستگير و توقيف نموده و امنيت شهروندان را سلب نمايد. يك پارلمان
آزاد و مستقل، موافقتنامه ها و قرار هاي دولت با كشورها و سازمانهاي خارجي را كه
ناقض استقلال و ضد منافع ملي مردم و كشور افغانستان باشد تاييد نكرده و اجراآت
دولت در اين زمينه ها را تحت نظازت قرار خواهد داد. در بخش وحدت ملي اين نكته حايز
اهميت است كه پارلمان تنها مرجع ملي در افغانستان است كه در آن نمايندگان همه
ولايات، قومها، قبيله ها، مذاهب، گروههاي سياسي و اجتماعي، اصناف و روشنفكران،
ارباب جرايد و مطبوعات و به عبارت ديگر وكلاي پشتونها، هزاره ها، تاجيكها، ازبكها،
تركمنها،سادات، كوچي ها، ايماقها، قزلباشها، بياتها، قزاقها، و ديگر اقوام و
مليتهاي كوچكتر، با اختيارات و صلاحيتهاي مساوي و حقوق و امتيازات برابر، در زير
يك سقف، گرد هم مي آيند. اين خودش عاليترين نمونه همبستگي و وحدت ملي محسوب مي
گردد و هرگاه نمايندگان پارلمان، افراد دلسوز، متعهد، و مردم دوست باشند مي توانند
اين همبستگي ها را كه در پارلمان وجود خواهد داشت. در كليه سطوح جامعه گسترش داده
و زمينه را براي وحدت استراتژيك اقوام ومليتها فراهم نمايند.
به
نظر مي رسد پارلمان مهم ترين نهاد قانوني در افغانستان است كه مي تواند آغازگر
پروسه ملت سازي در كشور باشد. در شرايط كنوني براي به ثمر رساندن پروسه ملت سازي
در افغانستان به خبر پارلمان، هيچ نهاد قدرتمند و با صلاحيت ديگري وجود ندارد.
و اما
در بخش آباداني كشور:
در
اين رابطه حرفها و حديثها خيلي زياد است. با وجود كمك هاي نسبتاٌ هنگفت جامعه بين
المللي براي بازسازي و آباداني افغانستان، دولت آقاي كرزي در طول چهار سال گذشته،
كار چندان مهمي در اين عرصه انجام نداده است، و حتي مي توان گفت كه در اكثر زمينه
ها قطار بازسازي كاملاٌ متوقف شده است.
ميليونها
دالر حيف و ميل گرديده است، انجوها در چپاول و غارت كمكهاي جامعه جهاني به
افغانستان بيداد مي كنند.
مقامات
و ارگانهاي مسئول دولت ، طرح و برنامه جامع و اساسي براي سرعت بخشيدن به روند
بازسازي تا هنوز تدوين و پيشنهاد نكرده اند. بطور كلي دولت كرزي و انجوهاي خارجي
در چهار سال گذشته متصدي امور بازسازي بوده اند. ولي متاسفانه در هيچ يك از زمينه
هاي اقتصادي، توليدي، زراعت، انرژي، معارف، حفظ الصحه، ترانسپورت، اردو و قواي
پليس و زمينه هاي فرهنگي، نمي توان آثار چشمگير بازسازي و آباداني را مشاهده كرد.
اكنون
كه قرار است پارلمان تشكيل شود، اميدواريها در عرصه بازسازي و آباداني نيز افزايش
يافته است. در صورتيكه پارلمان آينده افغانستان پارلمان مستقل، خدمتگزار و حافظ
امنت مردم باشد مي تواند دولت آقاي كرزي را در خصوص تسريع روند بازسازي تحت فشار
گذاشته و وزراي بي كفايت و ناكارآمدي را كه در اين زمينه مسئوليت دارند بر اثر عدم
راي اعتماد از كابينه اخراج نمايد. به اين ترتيب دولت آقاي كرزي كه در بازسازي و
آباداني كشور تا كنون ناموفق بوده است، پارلمان اگر چنانچه مستقل و قدرتمند باشد
مي تواند در به حركت درآوردن چرخه بازسازي در افغانستان، نقش كليدي و محوري داشته
باشد. كه اميدواريم اين چنين باشد.