دوره بداقبالي
رييس جمهور آمريكا فرارسيده است
چهارشنبه23
سنبله1384
اميد وطن _
افغانستان
سايت آمريكايي نيوزدي با اشاره به رؤساي
جمهور دو دوره اي پيشين آمريكا، تحليل كرده كه دوره بداقبالي جورج بوش آغاز شده
است.
به گزارش بازتاب، در اين تحليل آمده است: موعدي در زندگي تمام رييس جمهورهاي دو
دوره اي آمريكا وجود دارد كه در آن موعد تمام پيروزيهاي سالهاي قبلشان به تزلزل
و بحران و فاجعه و ... تبديل ميشود. اين اتفاق براي آيزنهاور در سال 1958 افتاد.
هنگامي كه يك تعطيلي طولاني باعث دومين شكست بزرگ حزب رييسجمهور در قرن بيستم شد.
باز هم در سال 1986 سقف روي سر رونالد ريگن فرو ريخت. هنگامي كه دموكراتها دوباره
كنترل سنا را كه در سال 1980 از دست داده بودند، به دست گرفتند. اين بداقبالي ريگن
نتيجه عملكرد خود وي و تصميم نابخردانه او براي ديدار از يك قبرستان نظامي آلماني
بود كه محل دفن اعضاي نازي آلمان بود. همچنين يك داستان خبري در مورد معامله با
جنگجويان ضد كمونيست نيكاراگوا دولت وي را در سراشيبي خارج شدن از كنترل انداخت.
اينها چه بداقبالي باشد چه طرحهايي توطئهآميز يا هر بازي سياسي ديگري، اين نكته
جالب توجه است كه تنها عده معدودي از رؤساي جمهور آمريكا با زيركي تمام و دفاع از
ايدههايشان در كاخ سفيد، از بدبختيهاي دور دوم خود جلوگيري كردند. جورج. دبليو.
بوش در اين ميان شانس ضعيفي دارد.
هماكنون دولت بوش با توجه به افزايش بدبيني در مورد جنگ عراق، افزايش قيمت انرژي
در بهار گذشته و نهايتاً توفان عظيم كاترينا، وارد اين مرحله از دوره دوم تصدي خود
شده است.
طرحهاي وي براي اصلاح سيستم امنيت اجتماعي، با توجه به انتقاد آمريكاييها مرده
پنداشته شده و در رديف طرحهاي شكستخورده فرانكلين روزولت در مورد محاكم و طرح
بيمههاي سلامتي بيل كلينتون قرار ميگيرد.
درخشش جنگ عراق در رسانههاي آمريكايي، با توفان كاترينا به حاشيه رانده شد، اما
باز خواهد گشت.
طرحهاي بسياري كه توسط نمايندگان كنگره رد شده است، كاترينا كه پاياني بر مالياتهاي
آمريكاست و ساير موارد، تنها اميد بوش را منحصر به تصويب كانديد وي براي تصدي محكمه
عالي آمريكا كرده است.
اگر او آنقدر باهوش بوده كه يك محافظهكار مدرن
را جانشين ساندرا اوكانر رييس سابق محكمه عالي آمريكا كند و راديكالها را نيز از
خود نرنجاند، احتمالاً در اين مورد موفق خواهد شد. اما تاريخ نشان داده كه رؤساي
جمهور آمريكا هميشه در اين انتخاب موفق بودهاند و در اين يك مورد تاريخ با همه
آنان مهربان بوده است.
اما در صورت نااميدي، بوش نيز بايد جملات آبراهام لينكلن را تكرار كند: «حوادث من
را كنترل ميكنند، من نميتوانم آنها را كنترل كنم.» چرا كه هيچ توجيه، تعبير و يا
تفسيري نميتواند جايگزين اين واقعيت شود كه زمينه سياسي جورج. دبليو . بوش توسط
وقايعي كه فراتر از اختيار وي بوده و در جهتي نامطلوب، تغيير كردهاند.